رضاخان، مجالس چهارم و پنجم و حرکت تدریجی به سوی قبضه قدرت
پس از استعفای مشیرالدوله، دیگر کسی توان مقاومت در برابر رضاخان را نداشت و سرانجام احمدشاه زیر فشار‌های همه‌جانبه، به ناچار حکم نخست‌وزیری او را امضا کرد. پس از مشورت‌های پنهان و آشکار با سفارتخانه‌های انگلیس و روسیه و رجال سیاسی، بالاخره احمدشاه و رضاخان وارد یک معامله شدند. احمدشاه می‌خواست به اروپا برود و رضاخان قول داد موجبات سفر او را مهیا و او را تا مرز بدرقه کند و احمدشاه هم در برابر این خدمت، حکم رئیس‌الوزرایی او را امضا کند
بازخوانی رویداد «اعلام حکومت نظامی» و «استیضاح سردار سپه» در مجلس پنجم
نمایندگان اقلیت با تمام هراسی که از عدم تأمین جانی خود داشتند، در اتاق فراکسیون اجتماع کردند و به انتظار مدرس نشستند که به دلیل کسالت مزاج کمی دیر به مجلس رسید. به محض حضور مدرس، عناصر اجیرشده شروع کردند به شعار دادن که «مرده باد مدرس». مدرس با کمال خونسردی آنان را به تمسخر گرفت و گفت: «اگر مدرس بمیرد، دیگر کسی به شما پول نخواهد داد که بیایید و شعار بدهید: زنده‌باد مدرس، مرده‌باد سردار سپه.»
«رضاخان و سراب پیشرفت همه‌جانبه ایران در گفت‌وشنود «جوان» با علی‌اکبر رنجبر‌کرمانی
رضاشاه بخش‌های زیادی از سرزمین ایران را بدون حتی یک روز جنگ به دیگر کشور‌ها واگذار کرد. او در ازای مقداری کوه و کمر بی‌مصرف، یک بخش مهم و استراتژیک از خاک ایران را که به دالان لاچین معروف است به ترکیه واگذار کرد. در قضیه رود هیرمند هم بخش‌هایی از خاک ایران و هم منافع استراتژیک مرزی و آبی را نتوانست در برابر کشوری مثل افغانستان حفظ کند و همه را به افغان‌ها تحویل داد
خاطرات غلام خانه‌زاد به مثابه جعبه سیاه دوران حاکمیت پهلوی دوم
بی‌تردید روز نگاشت‌های امیر اسدالله علم از دوران طولانی تصدی وزارت دربار در دوره سلطنت پهلوی دوم، در عداد مهم‌ترین اسناد مربوط به آن دوره تاریخی به شمار می‌رود. این اثر توسط علم و به شکل روزانه و پنهانی به نگارش درآمده و نهایتاً به صندوق اماناتی در اروپا سپرده شده و سال‌ها بعد توسط علینقی عالیخانی وزیر دارایی او، در خارج از ایران ویراستاری شده و نشر یافتهو از این روی از شائبه دخالت فرآیند‌های سیاسی در تولید و انتشار، مطلقاً به دور مانده است
زنده‌یاد آیت‌الله حاج شیخ غلامرضا یزدی و سیاست دین‌ستیزی رضاخان
شیخ فشار دستگاه را بر جان خرید و کلاه‌نمدی بر سر گذاشت و به همان صورت به مسجد می‌رفت و می‌گفت: نماز را که نمی‌شود ترک کرد! گاهی هم عرقچین خود را بر سر می‌گذاشت و برای اینکه مأموران نتوانند ایرادی بگیرند کلاه را به دست می‌گرفت و لبه یقه قبا را کمی برمی‌گرداند تا شبیه کت شود و به محض ورود به مسجد، از درون بقچه‌ای که در دست داشت، شال و عبا را بیرون می‌آورد و می‌پوشید و به نماز جماعت می‌ایستاد و تبلیغ می‌کرد
گذری بر چالش‌های پهلوی دوم، دولت و مجلس سیزدهم (۱۳۲۲-۱۳۲۰ شمسی)
در آستانه انتخابات مجلس چهاردهم شاه که خود را در شرایط مخاطره‌آمیزی یافت، سرانجام برای سرمایه‌گذاری جهت «دسیسه‌چینی سیاسی» در این انتخابات اجتناب‌ناپذیر ۵۰۰ هزار دلار از نیویورک به کشور انتقال داد. به نظر بولارد: «شاه که یقیناً از ترکیب مجلس جدید نگران است، در نظر دارد تا همه اقدامات احتیاطی ممکن را انجام دهد»
گذری بر پیامد‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جمهوری‌خواهی رضاخانی
احمدشاه که دیده بود رضاخان و مشاورانش نقشه عزل او و انحلال قاجاریه را در سر می‌پرورانند، فرصت را غنیمت شمرد و در تلگرافی به مجلس، عزل سردارسپه از ریاست وزرایی را خواستار شد. او خطاب به رئیس مجلس شورای ملی نوشت: «نظر به اخبار تأسف‌آوری که از ایران رسیده و تحریکاتی که سردارسپه بر ضد امنیت عمومی می‌کند، ما اعتماد خود را از مشارالیه سلب نمودیم...»
خوانشی از کارنامه رضاخان و اطرافیانش در ماجرای جمهوری‌خواهی
رضاخان با همراهی چند تن از نظامیان ازجمله رئیس وقت شهربانی، سرهنگ محمد درگاهی با عصبانیت برگشت که به مجلس برود، اما مردم با چوب و سنگ و آجر به او حمله کردند. او به نظامی‌ها دستور داد مردم را پراکنده و شیخ مهدی سلطان، از سخنرانان مخالف جمهوری را مورد ضرب و شتم قرار دهند و دستگیر و روانه زندان کنند...
سیری در فراز و فرود‌های برکشیدن رضاخان توسط عوامل دولت انگلستان
مقالی که پیش روی دارید، سعی دارد تا چند و، چون شناسایی رضاخان سوادکوهی توسط عوامل و فرستادگان دولت انگلستان را بازخواند. این خوانش از آن روی درخور اهمیت است که برخی سعی کرده‌اند این فرآیند را نفی و قزاق را خودرأی و مستقل بنمایانند. امید آنکه تاریخ‌پژوهان و عموم علاقه‌مندان را مفید و مقبول آید.
رضاخان، سرکوب عشایر، حاشیه و متن یک رویداد در گفت‌وشنود «جوان» با علی‌اکبر رنجبر کرمانی
علت سرکوبی عشایر این بود که تا آن موقع یک پراکندگی و درواقع یک جور کثرت در عین وحدت در ایران برقرار بود. یعنی ایلخان بختیاری و قشقایی و... تا حد زیادی در اداره امور ایل خود، خودمختار بود، ولی با این حال مطیع تهران بود. رضاخان پهلوی که آمد خواست دولت مرکزی واحدی باشد که جز در تهران در جای دیگری قدرتی وجود نداشته باشد
۳