دو سارق حرفه‌ای که پس از آزادی از زندان، دوباره به دنیای خلاف بازگشته‌اند، در گفت‌وگویی عجیب پرده از سال‌ها سرقت، توبه‌نامه‌ای برای ترک خشونت و همدستی با عاملان قتل دانشجوی کوی دانشگاه تهران برداشتند. یکی از متهمان می‌گوید: «چاقوهایمان را انداختیم توی سطل زباله، اما راه نان درآوردن‌مان هنوز همین است!»
شامگاه پنج‌شنبه، جاده‌ای تاریک در آزادراه تهران–قم صحنه نمایشی هولناک از مرگ شد
تابستان پنج سال قبل بود که زن جوانی پا به یکی از کلانتری‌های جنوب تهران گذاشت و از مردی شیطان‌صفت به اتهام سرقت اموال و آزار و اذیت شکایت کرد. وی گفت: محل زندگیم طبقه دوم ساختمان مسکونی در منطقه دولت‌آباد است
در دل شعله‌های مهیب ساختمانی پنج طبقه در خیابان وحدت اسلامی، مادری جوان، کودکش را در آغوش گرفت و به سمت پشت‌بام دوید؛ در بسته بود و زمان اندک. آتش‌نشانان رسیدند، اما تنها توانستند یکی را بازگردانند. 
اختلاف بر سر خسارتی ساده، دو مرد را به قراری شبانه در حاشیه پمپ بنزین ورامین کشاند، اما به جای تسویه‌حساب، شمشیر از غلاف بیرون آمد و چاقو کار را تمام کرد. چوپان جوانی که برای دریافت خسارت آمده‌بود، حالا در آستانه چوبه دار ایستاده‌است. 
۱۱ آذر سال گذشته، وقتی جسد خون‌آلود مردی ۵۳ساله مقابل یکی از کافه‌های خیابان سپهبد قرنی پیدا شد، کمتر کسی تصور می‌کرد پشت این قتل، نقشه‌ای چندلایه با محوریت ارث، دعوای حقوقی و انتقام نهفته باشد.
در تازه‌ترین طرح مقابله با سارقان خشن، کارآگاهان پلیس آگاهی تهران موفق به بازداشت ۱۳۴ سارق در نقاط مختلف پایتخت شدند. در بین متهمان، چهره‌هایی با انگیزه‌هایی عجیب و پرونده‌هایی پرحاشیه به چشم می‌خورند، از مردی با سابقه اعدام گرفته تا زن خدمتکاری که برای انتقام دست به سرقت زد و خواننده مجالس عروسی که می‌خواست به لس‌آنجلس برود. 
علیرضا محمودی، وکیل پایه یک دادگستری مقابل خانه‌اش در یکی از محله‌های تهران در جریان تصادفی عمدی به قتل رسید. قاتل پس از حادثه متواری شد و پلیس تحقیقات خود را برای شناسایی و دستگیری او آغاز کرده است. 
زن جوانی که به عشق قاتلی زندانی دل بسته بود، برای ازدواج با او دست به کلاهبرداری‌های سریالی از شهروندان زد تا مرد مورد علاقه‌اش را آزاد کند، اما خودش گرفتار شد و پشت میله‌های زندان رفت. 
دو پسر جوان که متهم هستند در درگیری، پسر جوانی را به خاطر دختری به قتل رسانده‌اند، در جلسه دادگاه قتل را به گردن هم انداختند
۳۸