شب که از نیمه میگذرد، تهران چهره دیگری پیدا میکند؛ شهری که در سکوت نیمهشب، صدای موتورهایی که با سرعت از میان بزرگراهها، تونلها و خطوط ویژه عبور میکنند، بیشتر از هر زمان دیگری شنیده میشود. پشت هر کلاه نیمهبسته، هر جعبه پیک و هر موتور فرسودهای که در تاریکی خیابانها حرکت میکند، داستان جوانی ایستاده که میان فشار معیشت، ترافیک، خستگی و هیجان، هر شب با مرگ مسابقه میدهد.
در سالهای اخیر، همزمان با فشارهای اقتصادی، گرانی به یکی از مهمترین متغیرهای اثرگذار بر زندگی اجتماعی تبدیل شدهاست. این فشار صرفاً در سبد معیشت خانوار متوقف نمیماند، بلکه به تدریج خود را در لایههای عمیقتر جامعه، از امنیت اجتماعی تا سلامت روان و حتی نظم حقوقی و قضایی، نشان میدهد.
این روزها که پس از دو جنگ تحمیلی ۱۲ و ۴۰ روزه در حال آتشبس قرار داریم، روایتهای خواندنی از زبان امدادگران میشنویم که شنیدن آن اشک برگونه و لبخند بر لبان هر خواننده و شنوندهای مینشاند
وقتی حادثهای رخ میدهد، چه بلایای طبیعی مانند زلزله و آوار، چه فجایعی که ساخته دست انسان است، همه در جستوجوی پناهگاهی برای نجات جان خود و عزیزانشان هستند