براساس یک پرونده واقعی
ساعت هنوز به پایان روز نرسیده بود که خبر مرگ جوانی ۲۴ساله به پلیس رسید. نیما، پسر جوانی که ساعتی قبل برای خوردن غذا و دیدار با دوستش از مغازه پدرش بیرون رفته بود، حالا روی تخت بیمارستان با مرگ دستوپنجه نرم میکرد. هیچکس تصور نمیکرد پشت این مرگ عجیب، نقشهای حسابشده و کینهای خانوادگی پنهان شده باشد