موضوع وطن و هویت ملی نیز به اهداف برنامه اضافه شد؛ یعنی بررسی نسبت فیلمهای سینمایی با هویت ایرانی و ملی. از نگاه ما، زن به عنوان عنصر تربیتکننده میتواند در شکلدهی به نسلها نقش مهمی داشته باشد جوان آنلاین: برنامه تلویزیونی «سینما بانو»، کاری از گروه کودک و خانواده شبکه تهران، یکی از تلاشهای رسانهای جالب توجه و متفاوت اخیر رسانه ملی محسوب میشود. این برنامه تلاشی جسورانه برای بازخوانی زن، وطن و هویت در سینمای ایران بود که با نگاهی زنانه و تحلیلی به سینمای ایران و آثار حاضر در جشنواره فیلم فجر و رابطه میان سینما، هویت ملی و وطندوستی را از زاویهای کمتر دیدهشده واکاوی کرد. سینما بانو هر شب بهصورت زنده از خانه جشنواره فجر پخش میشد و با پوشش اخبار جشنواره، حالوهوای مراسم، بازخوردهای فیلمها و حواشی آن، تجربهای نزدیک به حضور در جشنواره را برای مخاطبان فراهم میکرد. از این رو، به سراغ مونا اورعی، تهیهکننده و مجری «سینمابانو» رفتیم تا با او درباره آنچه در این برنامه گذشته گفتوگو کنیم.
ایده اولیه «سینمابانو» از کجا شکل گرفت و چه خلئی را در برنامههای سینمایی ایران هدف گرفته بود؟
ایده اولیه «سینمابانو» سال گذشته و زمانی شکل گرفت که مشغول تحقیق و نگارش مجموعه کتابهایی درباره دفاع مقدس بودم؛ آثاری که قهرمان اصلی آنها زنان، همسران و مادران شهدا بودند و زندگی آنها از کودکی تا بزرگسالی و زمان شهادت همسر یا فرزندشان روایت میشد. در این آثار، تمرکز نه بر فرد شهید، بلکه بر زنانی بود که با تربیت و همراهی خود، نقش مهمی در شکلگیری شخصیت آن مردان و رسیدنشان به جایگاههای والا داشتند. در جریان نگارش، این پرسش برایم جدی شد که ما در سینما و تلویزیون چه تصویری از زن ارائه میدهیم؟ این تصویر تا چه اندازه به واقعیت جامعه نزدیک است؟ چرا قهرمان زن یا زن اثرگذار در سینما کمتر دیده میشود؟ چرا بسیاری از شخصیتهای زن صرفاً به واسطه ظاهر یا به عنوان عنصری زینتی حضور دارند و اغلب نقش پیشبرنده داستان را بر عهده ندارند؟ این خلأ باعث شد ایده «سینمابانو» شکل بگیرد؛ برنامهای که فصل اول آن سال گذشته و فصل دوم آن همزمان با جشنواره فیلم فجر تولید و پخش شد.
مخاطب ایدئال برنامه چه کسانی بودند و فکر میکنید چقدر در جذب آنها موفق بودهاید؟
ما دو گروه مخاطب را مدنظر داشتیم. گروه اول سینماگران، نویسندگان، تهیهکنندگان و مدیران سینمایی بودند. در گفتوگوها تلاش کردیم پرسشهایی جدی مطرح کنیم؛ از جمله اینکه چرا با فیلمسازان زن کمتر همکاری میشود یا چرا زنان کنشگر و قهرمان در آثار سینمایی کمتر دیده میشوند. گروه دوم مخاطبان مردمی بودند. تلاش کردیم فضایی ایجاد کنیم تا میهمانان حرفهایی را مطرح کنند که کمتر در برنامههای دیگر گفتهاند، مثلاً کارگردانی از نقش مادرش سخن بگوید یا مسئولی از تلاش خود برای استفاده بیشتر از زنان در تیم اجرایی صحبت کند. همچنین سعی داشتیم نگاه متفاوتی به جشنواره فیلم فجر ارائه دهیم. از نظر آماری نیز بازخوردها مثبت بود. بررسی آمار تلوبیون نشان داد میزان بازدید برنامه در مقایسه با سایر برنامههای شبکه تهران بالا بوده و حتی با برنامه قدیمی «به خانه برمیگردیم» رقابت نزدیکی داشته است.
چه نیازی در فضای برنامههای سینمایی باعث شد تصمیم به تولید «سینمابانو» بگیرید؟ هدف اصلی از تمرکز بر زاویه نگاه زنان چه بود؟
پاسخ این پرسش تا حدی به سؤال اول مرتبط است. مهمترین انگیزه، نبود قهرمان زن و شخصیتهای زن کنشگر و اثرگذار در سینما و پلتفرمهای نمایش خانگی بود. در ادامه مسیر، موضوع خانواده و نقش زن در خانواده نیز به دغدغه اصلی تبدیل شد. در فصل دوم، موضوع وطن و هویت ملی نیز به اهداف برنامه اضافه شد؛ یعنی بررسی نسبت فیلمهای سینمایی با هویت ایرانی و ملی. از نگاه ما، زن به عنوان عنصر تربیتکننده میتواند در شکلدهی به نسلها نقش مهمی داشته باشد و روایت درست از زن در سینما میتواند بر نگاه یک نسل نسبت به وطن و هویت ملی تأثیر بگذارد. ادعای جریانسازی نداریم؛ هدف ما بیشتر یادآوری و برجستهسازی این خلأ بود تا مخاطبان و فعالان سینما درباره آن بیشتر فکر کنند.
در مقام اجرا کدام گفتوگو یا میهمان برای شما چالشبرانگیزتر یا عمیقتر بود؟
در فصل اول، گفتوگو با رؤیا میرعلمی و لیندا کیانی برای من بسیار جذاب بود. هر دو نگاه خانوادهمحور داشتند؛ رؤیا میرعلمی با عشق فراوان از فرزندش صحبت میکرد و لیندا کیانی که بهتازگی مادر شده بود، تجربه مادری و فاصله گرفتن از کار برایش موضوع مهمی بود. در فصل دوم نیز گفتوگو با بابک خواجهپاشا بهدلیل نگاه او به نقش مادر و تربیت خانوادگی بسیار تأثیرگذار بود. همچنین یوسف منصوری دیدگاهی دغدغهمند درباره نقش زن در خانواده داشت و معتقد بود روایت درست از زن میتواند بخشی از خلأهای اجتماعی امروز را پوشش دهد.
بازخورد مخاطبان نسبت به اجرای شما چه تأثیری بر ادامه مسیرتان گذاشت؟
سالهاست اجرا میکنم، اما این برنامه اولین تجربهای بود که همزمان تهیهکننده و مجری آن بودم. تمرکز اصلیام روی تهیهکنندگی بود و در اجرا از همراهی و هدایت آقای پیوندی به عنوان کارگردان بهره بردم. تجربه کار با یک کارگردان باتجربه در حوزه برنامههای گفتوگومحور باعث شد سطح اجرای من، هم از نگاه خودم و هم از دید مخاطبان نزدیکم، متفاوت شود. این تجربه برایم یک جهش مهم بود و انگیزهای ایجاد کرد تا در مسیر اجرای متفاوت و حرفهایتر حرکت کنم و نسبت به تجربههای حدود ۲۰ سال گذشته نگاه تازهای داشته باشم.