نیم‌نگاهی به کارکرد رسانه‌ها در قدرت‌گیری و خلع رضاخان از سلطنت
پس از آنکه انگلیسی‌ها متوجه شدند راه نجاتی برای مهره دست‌نشانده‌شان ندارند، در صدد تخریب رضاخان برآمدند. به همین منظور از نیمه شهریورماه ۱۳۲۰ به صورت هماهنگ از ضرورت رفتن رضاشاه گفته و به بیان مفاسد و ظلم و جور دوران سلطنت او پرداختند و به طور آشکار رضاشاه را دزد، آدمکش و دیکتاتور نامیدند
نظری به اجماع حداکثری گروه‌ها در حمایت از تعطیلی لانه جاسوسی امریکا
کانون نویسندگان ایران با امضای چهره‌هایی همچون احمد شاملو، غلامحسین ساعدی و ... در بیانیه خطاب به دانشجویان پیرو خط امام چنین اظهار داشت: «اقدام شما در لحظه‌ای که امپریالیسم امریکا شاه فراری را در دامان خود پناه داده است نشان داد دانشگاه همچنان سنگر مبارزه در راه آزادی و استقلال میهن عزیز است و پرچم جهاد ضد امپریالیستی را قهرمانانه به دوش می‌کشد»
زمینه‌های پیدایش دیکتاتوری رضاخانی، زمینه‌ها و عبرت‌ها
عصر رضاخانی را در مجموع باید از مقاطع عجیب تاریخ معاصر ایران به شمار آورد. شگفتی پدیده رضاخان در آن است که دیکتاتوری نفس‌گیر و استبداد مطلقه پس از دو دهه تلاش‌های پیگیر مبارزات مردم ایران برای آزادی و حاکمیت قانون بر ایران حاکم شد. جالب آن است که این حاکمیت پس از انقلاب مشروطه به وجود آمد؛ انقلابی که در آسیا از نخستین حرکت‌های بزرگ سیاسی بود و بر ضد استبداد نظام‌های سلطنتی اتفاق افتاده بود
خوانشی از شرایط روشنفکران غیروابسته در دوران حاکمیت رضاخان
درنتیجه فشار و اختناق رضاخانی به‌تدریج روزنامه‌نگاری و نویسندگی حالت انفعالی پیدا کرد و حتی صاحبان اندیشه و کسانی که در به حکومت رسیدن رضاشاه و تقویت پایه‌های حکومت او نقش بسزایی داشتند، به مرور دریافتند اگر نمی‌خواهند سرنوشت پیشینیان را پیدا کنند یا باید از منویات رضاخان اطاعت کنند یا خود را به‌کلی از دایره نفوذ و حاکمیت او بیرون بکشند
نظری بر مختصات و شرایط اقشار اجتماعی در دوران سلطنت پهلوی دوم
حکومت پهلوی به وسیله نهاد‌های پلیسی و امنیتی و سندیکا‌های دولتی، به هر نحو ممکن مانع از رشد خودآگاهی و سیاسی شدن طبقه کارگر می‌شد و در عین حال با انجام انواع تمهیدات رفاهی تلاش می‌کرد جلوی نارضایتی کارگران را که لاجرم تبدیل به اعتراضات سیاسی می‌شد، بگیرد
«سازمان پرورش افکار» فرهنگ‌سازی به شیوه رضاخانی
تلاش‌های سازمان پرورش افکار که با به‌کارگیری افرادی که با طوع و رغبت به مسئولیت خود عمل نمی‌کردند و از سوی دیگر بدنه جامعه آن را تحمیلی بیشتر نمی‌‏دیدند به موفقیت نرسید. چنین اوضاع شکننده‏ای مترصد بهانه‏‌ای برای انقراض بود که حوادث شهریور ۲۰ و سقوط شاه این بهانه را به وجود آورد
نظری و گذری بر ساختار قدرت در عصر پهلوی دوم
ویژگی ساختار قدرت سیاسی در ایران عمودی و از بالا به پایین بودن آن بود و مردم در تصمیم‌گیری‌ها نقشی نداشتند. نمایندگان مجلس هم نماینده واقعی مردم نبودند، بلکه کاملاً تحت سلطه شخص شاه و حکومت مرکزی بودند. این شکاف بین حاکمیت و مردم همواره موجب کشمکشی دائمی بین آن‌ها می‌شد که نهایتاً هم به انقلاب اسلامی منجر شد
خوانشی از رویکرد‌های کلان پهلوی اول در حوزه سیاست
با تبدیل مجلس به نهادی فرمایشی، طبیعی است که وزرا نیز تنها به مجری اوامر شاهانه تبدیل شوند. رضاخان وزرای دلخواه خود را بدون مشکل انتخاب می‌کرد. در واقع از چنین سیستم قائم به فرد و استبداد مطلقه فردی نمی‌توان انتظار دیگری داشت. سیستمی که به هیچ نهادی اعتماد ندارد، جز رأس آن!
نظری بر احیای کاپیتولاسیون در دولت منصور به مثابه نمادی از سلطه‌پذیری
پیش از طرح و تصویب لایحه کاپیتولاسیون، حسنعلی منصور تصور کرده بود که به جای تبعید، می‌تواند امام خمینی را در قم کنترل کند، اما با این شرایط دیگر تاب نیاورد و موافقت شاه را برای تبعید وی دریافت کرد. در شب ۱۳ آبان ۱۳۴۳، کماندو‌های وابسته به ساواک به منزل امام خمینی ریختند و ایشان را به تهران آوردند. در تهران، مقدمات کار آماده شده بود تا ایشان را به ترکیه تبعید کنند. تبعید ایشان به ترکیه و عراق، ۱۵ سال به طول انجامید
نظری مشروعیت‌شناسانه بر ۳ دوره از سلطنت محمدرضا پهلوی
پس از ۲۸ مرداد ۳۲ حکومت به اتکای نیرو‌های سرکوبگر- که به دنبال کودتا تقویت شدند نظامی و مالی ایالات‌متحده و انگلستان، بیش از پیش به این عوامل وابستگی پیدا کرد. در این راه، انواع و اقسام سازمان‌های امنیتی و جاسوسی برای تقویت و محافظت از رژیم پدید آمدند و ارتش سیر نوسازی و تجهیز به سلاح‌های پیشرفته را از سرگرفت تا بتواند تداوم رژیم را تضمین نماید
۲