به گزارش خبرنگار ما، اواخر ارديبهشتسال ۹۶، مرد جواني به نام فريبرز با مراجعه به اداره پليس از پدر و پسري به اتهام آدمربايي شكايت كرد و در توضيح ماجرا به مأموران گفت: «چند سال قبل خانهاي از يك پدر و پسر به نامهاي نوروز و علي خريدم و به آنها قول دادم كه پول خانه را طي دو سال بپردازم اما به خاطر مشكلاتي كه در كارم پيش آمد نتوانستم به قولم عمل كنم. چند بار با آنها صحبت كردم و مهلت خواستم تا اينكه آنها آخرين بار مرا به بهانه صحبت كردن سوار ماشين كردند و به زور به خانهشان در باقرشهر بردند. يك شبانه روز آنها مرا آنجا نگه داشتند و با زور و تهديد مجبورم كردند تا چند برگه سفيد را امضا كنم. نزديك صبح بود وقتي پدر و پسر خواب بودند موقعيت را مناسب ديدم و توانستم از خانه آنها فرار كنم.» با طرح اين شكايت پدر و پسر بازداشت شدند، اما جرمشان را انكار كردند. همچنين در روند تحقيقات نيز مشخص شد شاكي قبلاً سابقه كلاهبرداري داشته است.
با انكار متهمان اما بنا به شواهد و قرائن موجود، كيفرخواست عليه آنها صادر شد و پرونده بعد از كامل شدن تحقيقات به شعبه پنجم دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد.
به اين ترتيب متهمان روز گذشته در همان شعبه به رياست قاضي بابايي پاي ميز محاكمه قرار گرفتند و بعد از اعلام رسميت جلسه، شاكي بار ديگر شكايت خود را مطرح و براي متهمان درخواست اشد مجازات كرد.
در ادامه، نوروز ۵۵ ساله كه با قرار وثيقه آزاد بود در دفاع از خود گفت: «من و پسرم پنجسال قبل خانهمان را كه تنها داراييمان بود به فريبرز فروختيم. در معامله او با چربزباني ما را فريب داد و سرمان را كلاه گذاشت. او براي پرداخت پول خانه هر بار بهانه ميآورد و از ما مهلت ميگرفت اما سر وعده دوباره بهانه جديدي ميآورد.» متهم در ادامه گفت: «خانهمان را از دست داده و آواره شده بوديم به همين دليل من و پسرم حكم جلب فريبرز را گرفتيم، اما هر بار سراغش ميرفتيم او در خانه نبود. به همين خاطر مجبور شديم چند شبانه روز مقابل خانه او كمين كنيم تا اينكه روزي شاكي را هنگام ورود به خانهاش ديديم و او را سوار ماشين كرديم.» متهم در آخر گفت: «فريبرز كه با ديدن ما شوكه شده بود از ترس چند برگه به ما داد و گفت تا چند روز ديگر پول خانه را به ما خواهد داد. او گفت برگهها را به عنوان ضمانت پرداخت پول خانه به ما داده است اما حالا عليه ما شكايت كرده و به دروغ مدعي است ما با تهديد اسناد را از او گرفتهايم!»
بعد از توضيحات نوروز، پسر وي نيز در جايگاه قرار گرفت و با تأييد توضيحات پدرش از خودش دفاع كرد و گفت: « آدمربايي را قبول ندارد.» در پايان هيئت قضايي جهت صدور رأي وارد شور شد.