
دميده شدن نفس مسيحايي روح خدا در اين استان، به مردم حال و هواي خاصي داده بود. مردم استان مركزي در دوران انقلاب، فعاليتهاي انقلابيشان را پرشور و حرارت دنبال ميكردند و حكومت هم تمركز ويژهاي براي سركوب مردم داشت. برگزار كردن مجلس چهلم براي شهداي شهر تبريز و پايين كشيدن مجسمه شاه نمونهاي از فعاليتهاي انقلابي مردم استان مركزي بود كه در زمان خود بازخورد زيادي داشت. «حمزه پاكبين» آن زمان جواني 16، 17 ساله بوده و حضور فعال در زادگاهش داشته است. با پيروزي انقلاب پاكبين جزو اولين دادستانهاي انقلاب بود كه با احزاب و گروههاي مختلف مثل حزب توده و منافقين برخورد داشت. به همراه پاكبين به سال 57 استان مركزي سفر كرديم تا از زبان او شاهد وضعيت شهر و فعاليتهاي مردم باشيم.
استان مركزي از سال 42 درگير فعاليتهاي انقلابي ميشود. چون امام منتسب به اين استان بود تأثير زيادي در حال و هواي شهرهاي استان گذاشته بود. امام اهل خمين يكي از شهرهاي استان مركزي بود. خمين جزو شهرهاي استان مركزي و نزديكترين شهر به اراك است و امام قبل از اينكه به فيضيه برود طلبگياش را در اراك گذرانده بود. به همين دليل حكومت خيلي تلاش كرد بگويد مردم استان مركزي با نظام شاهنشاهي هستند. به همين دليل چند مرحله بحث چماقداران در اراك اتفاق افتاد. 11 محرم سال 57 كه با 21 آذر مصادف ميشد چماقداران در اراك تظاهراتي به نفع شاه انجام دادند كه معنايش اين بود مردم در استان زادگاه امام، ايشان را قبول ندارند. چماقداران با حملهشان به بسياري از مغازهها شيشههايشان را شكستند و آتش زدند كه مردم چند روز بعد در پاسخ به اين حركت، تظاهرات كردند و چنان جمعيتي به خيابانها آمد كه ديگر چماقداران جرئت نكردند وارد اراك شوند. آن زمان قم هم جزو استان مركزي بود و حكومت ميخواست بگويد مردم مركز استان خيلي با اقدامات شهرهاي ديگر موافق و همراه نيستند. براي مردم اراك هم مهم بود فعاليتهايي داشته باشند كه نظر حكومت را خنثي كند. اراكيها در همه تظاهراتها حضوري فعال داشتند. چنين حساسيتي در شهرهاي ديگر وجود نداشت و فشار روي مردم اراك خيلي زياد بود.
تظاهراتهاي مردمي در اين استان از چه زماني شروع شد؟
مردم استان از همان نخستين ماه سال 57 وارد فضاي انقلابي شدند. در بهار سال 57 بعد از اينكه مردم تبريز براي مردم قم چهلم گرفتند، مردم اراك هم براي مردم تبريز چهلم گرفتند و وارد ماجرا شدند. اين برنامه را بازاريان و قشرهاي مذهبياي كه امام را ميشناختند، انجام دادند. هنوز كارگران و دانشگاهيها به ميدان نيامده بودند. به مرور گاهي تظاهراتها در هماهنگي با تهران بود و در مواقع ديگر مردم تظاهرات راه ميانداختند. بعد از واقعه سينما ركس ما تظاهرات داشتيم يا بر سر پايين آوردن مجسمه شاه پنج شهيد داديم. گاهي كه بحث خبر كودتا پيش ميآمد و فكر ميكرديم پادگانهايي كه در همدان مستقر هستند ميخواهند به تهران بيايند ما در شهر اراك راهها را ميبستيم و اجازه تردد نميداديم. مردم استان فعاليتهاي خوبي در دوران انقلاب و پس از پيروزي انقلاب داشتند.
خانواده امام هم در شهرستان خمين حضور داشتند؟
برادر امام، آيتالله پسنديده در خمين بودند. روي اين حساب پس از قيام 15 خرداد چون خانواده امام در استان بودند حساسيتها زياد شده بود. آقاي پسنديده در خمين محضر داشت و كارهاي مربوط به سندهاي اصلاحات ارضي را انجام نميداد. مردم ازطريق آيتالله پسنديده با حمايتهايي كه از ايشان ميكردند با حضرت امام ارتباط داشتند. بازاريان اراك هم زياد به خدمت حضرت امام در نجف ميرفتند. جد آيتالله خامنهاي هم اهل اراك بوده است. همچنين اين شهر زادگاه اميركبير، قائممقام و مصدق هم بوده و اين شهر پرونده سفيدي درباره رجال سياسي دارد. اراك در زمان قاجار به دليل شرايط مذهبي، سياسي و لجستيكياش به وجود آمد و هميشه جبهههاي غرب از سمت اراك تغذيه ميشد. نقش مردم استان مركزي در همه فعاليتهاي انقلاب بسيار پررنگ بوده است.
انقلاب ايران با ديگر انقلابهاي جهان تفاوتهاي زيادي داشت. به نظر شما اين تفاوتها در كجا بوده است؟
انقلاب اسلامي با تمام انقلابهاي دنيا يك تفاوت اساسي دارد. هيچ گروه و حزبي نميتواند ادعا كند در ايجاد و تشكيل انقلاب اسلامي ايران نقش داشته است. نميخواهم بگويم آنها ميان مردم نبودهاند، ولي حضورشان در حدي نبوده كه بگوييم مردم براي تحقق بخشيدن به مرامنامه و اساسنامه يك حزب انقلاب كرده باشند. انقلاب اسلامي، يك انقلاب توحيدي بود. تمام مردم مخاطب انقلاب بودند. امام يك بيرقي را بلند كرد و همه مردم مخاطبش شدند نه اينكه فقط اعضاي يك حزب و گروه مشخص بخواهند دنبالهرو امام باشند. براي روشن شدن اين قضيه اقدام جبهه ملي در سال 1332 را در نظر بگيريد كه مردم آن زمان نظرات حزب را تأييد ميكردند. اين حركت مختص به آن زمان بوده و ميتوان گفت يك حركت حزبي و گروهي بوده است. انقلاب ما چنين شناسنامهاي ندارد. انقلاب اسلامي يك انقلاب الهي و مذهبي است كه در كنارش بحث سياسي هم نهفته است. بنابراين همه مردم به نداي امام لبيك گفتند و همه وارد ميدان شدند. شايد مردم به دستههاي مختلفي تقسيم شوند ولي در نهايت همه يك كار را انجام ميدهند. مثلاً اگر ميگفتند امسال عيد فطر و تاسوعا تظاهرات داشته باشيم همه گروهها و دستههايي كه وابسته به يك جمعيت و گروه بودند از آن تبعيت ميكردند. در شهر اراك ما هم نيروهاي كارگري زيادي داشتيم و از استانهايي بوديم كه بيشترين نيروي كارگر را داشت و حزب توده كه حزب قدري در زمان خودش بود و از همه تشكيلاتيتر عمل ميكرد هيچگاه نتوانست داخل كارگران نفوذ كند. با اين حجم از جمعيت كارگري فعاليت تودهايها هيچ انعكاسي نداشت. ساواك در سالهاي 1354 و 55 توانسته بود همه تشكيلات سياسي را از هم بپاشد. يا همه را مزدور و جيرهخوار خود كرده بود يا از هم پاشيده بود. حتي كساني كه تاريخ محكوميتشان در آن سالها تمام شده بود را آزاد نميكرد. ما تشكلات صنفي داشتيم و اين تشكلات صنفي هر كدام دسته و گروه جداگانه داشت ولي وقتي يك يك پيام و اطلاعيه از امام ميآمد همه تبعيت ميكردند. گاهي مساجد با هم تفاوت داشتند و هر مسجد تشكيلات خاص خودش را داشت يا بازاريها تشكيلات خاص خودشان را داشتند ولي هنگام عمل همه وحدت كلمه داشتند. نوع تشكيلات هم طوري نبود كه بگوييم يك گروه و حزب ميخواهد همه را مديريت كند. تمام فعاليتها مردمي بود و اصناف با هم همكاري داشتند.