کد خبر: 522079
تاریخ انتشار: ۰۲ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۰۶:۱۱
فكر كردم اين‌بار چيزي بنويسم كه در عين تأسف، در اين اوضاع لبخندي هم به لبتان بياورد. هميشه كه نبايد از تلخي‌ها نوشت! چند سال قبل در جشنواره شعر فجر آقاي احمدي‌نژاد طبق معمول شعري از خودش خواند. بعد از ايشان استاد علي معلم دامغاني براي سخنراني به جايگاه رفت و گفت پس از اين ديگر شعر نخواهد گفت! بهانه‌اش ميدان دادن به جوان‌ها بود، اما همه فهميدند استاد محترمانه خواست بگويد، چرا هر كسي كار خودش را نمي‌‌كند؟ اما آقاي احمدي‌نژاد با آنكه هيچ ذوق و تواني در شعر ندارد، باز هم شعر گفت. نمي‌دانم چرا برخي‌ها وقتي رئيس مي‌شوند، فكر مي‌كنند ناگهان و يك‌شبه در تمام كارها عقل كل شده‌اند. در پيام نوروزي امسال هم ايشان چيزي به عنوان شعر از خودشان خواندند. بنا داشتم چيزي درباره آن شعر شاهكار ايشان بنويسم و التماس كنم لااقل اين حيطه را به متخصصانش واگذار كنند اما ديدم «ناصر فيض» طنزپرداز مشهور كشور درباره آن شعر آقاي دكتر شعر ديگري نوشته. فكر كردم ابياتي از هر دو اثر تمام گفتني‌ها را خواهد گفت. ابتدا چند بيت از شعر احمدي‌نژاد:
سلام بر تو اي بهار انسان‌ها
سلام بر تو اي خرمي دوران‌ها
تو سرآمدي، سروري، سيدي، سالاري
چهارسين از هفت سين ايراني
سين سبز، ريزش خزانه، رويش جوانه
درپايش زمينه، در زايش زمانه...
باري كامل اين شعر را كه شاهكار وزن و قافيه و مضمون و... را در پيام نوروزي شنيده‌ايد و اما چند بيت از شعر ناصرفيض:
آخ چقدر خوبه آدم كار خودش رو بكنه!
چرا بايد كارشو «من» به جاي «تو» بكنه؟!
مثلاً شعري نگه كه سرتاپاش غلط باشه
يا خدا نكرده فكر شعراي نو بكنه
واضحه خوبه بهار، اين ديگه گفتن نداره
بده آدم خودشو با اين چيزا هو بكنه
ما نخورديم نون گندم، دست مردم كه ديديم
نمي‌ذاريم كسي تو گندم‌مون جو بكنه...
چرا هي تو كار اين و اون دخالت مي‌كنه
اونيكه نمي‌تونه كار خودش رو بكنه؟!
كسي كه سرش توي حسابه تا آخر كار
زلمش رو نبايد فداي زيمبو بكنه
اگرم عاقله با كار سبك سنجيده نيست
صحنه سنگين هرجار‌و مثل شو بكنه!
يكي دوست داشت بشه گاندي نشد اما دست كم
مي‌تونست كاش خودشو رهرو «نهرو» بكنه..
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار