
*حسین فصیحی
جلسه محاکمه متهم در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیزمحمدی و مستشاران دادگاه برگزار شد.
معصومه فلاح نماینده دادستان در این جلسه گفت: «در این پرونده رضا معروف به رضا دژبان متهم است که بیستوهشتم آذر سال گذشته سعید (مقتول) را که برای ترک اعتیاد به کمپ او در سه راه سیمان شهرری مراجعه کرده است به قتل رسانده است.» نماینده دادستان بنا به اقرار صریح متهم، نظریه پزشکی قانونی و سایر دلایل متهم را گناهکار دانسته و برایش تقاضای مجازات کرد. اولیای دم هم درخواست خود را قصاص عنوان کردند.
*متهم در جایگاه
متهم خطاب به دادگاه گفت: «اتهام قتل را قبول ندارم. من 15 سال بود که گرفتار اعتیاد بودم اما توانستم سلامت خود را با ترک اعتیاد دوباره بهدست آورم. من مدرک سوم راهنمایی دارم و کمپ غیرمجازی را در سه راه سیمان احداث کردم.» متهم گفت: «من یکصد نفر از معتادان محل خودمان را به آن کمپ آوردم و شروع به ترک دادن آنها کردم.» من از سه راهکار عشق زیاد به معتاد، خشم همراه با محبت و کممحلی همراه با کتک زدن آنها را ترک میدادم. متهم گفت من قبلاً دو نفر از برادران مقتول را ترک داده بودم از همینرو والدین او به همراه برادرانش از من خواستند او را نیز ترک دهم. وقتی سعید نزد من آمد، اوضاعش خیلی بیریخت بود اما گفت که قصد ترک کردن دارد. روز بعد برادرانش نزد من آمدند و از من درخواست کمک کردند. من به آنها گفتم که سعید بیمار است اما آنها از من خواستند او را مداوا کنم.
من قصد کمک کردن به او را داشتم و تصمیم گرفتم برای بهبودیاش تلاش کنم. هرچند من سرپرست کمپ بودم اما قصد کشتن او را نداشتم.»
او درباره حادثه گفت: «شب حادثه همکارانم در کمپ مرا از اوضاع بد سعید باخبر کردند. وقتی به سراغش رفتم دیدم بخاری را به میان اتاق انداخته و با معتادان دیگر درگیر شده است. من به کمک دوستانم دستوپایش را بستیم و چند سیلی به گوشش نواختم که به خودش آسیب نرساند. او را به اتاق دیگری انداختم و سحرگاه وضعیت او وخیمتر شد. از همینرو اورژانس را باخبر کردم که به مرگ او منتهی شد.»
-چرا پس از حادثه فرار کردید؟
از ترس برادرانش بهمدت دو ماه فراری بودم. میترسیدم آنها مرا بکشند.
-شما که مدرک سوم راهنمایی داشتید، چرا اقدام به درمان و تجویز دارو کردید؟
روش درمان من غربی است. با کتک زدن، آب سرد آنها را ترک میدادم.
-برابر محتویات پرونده از ساعت 3 عصر مقتول را به درخت بسته شده و کتک خورده است. ساعت 9 شب هم شما او را به بند کشیده و کتک زدهاید؟
معاون من او را به درخت بست و من او را سیلی زدم تا ترک کند.
دادگاه با بررسی محتویات پرونده وارد شور شد تا پس از مشاوره با اعضای دادگاه رأی نهایی را درباره این پرونده صادر کند.