کد خبر: 198329
تاریخ انتشار: ۲۴ آذر ۱۳۸۸ - ۰۰:۱۳
نهضت کربلا از دیدگاه اهل سنت
سید علی اصغر حسینی - قیام حضرت امام حسین(ع) و واقعه جانگداز عاشورا در طول قرن‌های متمادی، نه فقط برای شیعیان، بلکه برای همه ملت‌ها- به دور از نوع مذهب و تنوع اعتقاد- الهام بخش و قدرت آفرین بوده است، اگر ماهاتما گاندی- رهبر هندو مسلک کشور هندوستان- می‌گوید:من برای مردم هند چیز تازه نیاورده‌ام، فقط نتیجه‌ای را که از مطالب و تحقیقاتم درباره تاریخ زندگی قهرمان کربلا به دست آورده بودم، ارمغان ملت هند کردم. نباید تعجب کرد که سنی مذهبان نیز در کنار ارادت خود به خلفای راشدین، در عزای فرزند رسول خدا (ص) و یاران او بگریند و بر قاتلان او لعنت بفرستند، آنچه می‌خوانید حاصل نگاهی کوتاه به اظهار ارادت این گروه از مسلمانان است که در قالب سوگ سروده‌ها بیان شده است.
واقعه عاشورا از دیدگاه علمای اهل سنت
بسیاری از بزرگان و علمای اهل سنت، واقعه عاشورا را یک جنایت تاریخی دانسته و بر کسانی که این حادثه شوم را به وجود آورده‌اند لعنت فرستاده‌اند، آنچه می‌خوانید گزیده‌ای از این دیدگاه‌هاست: شوکانی‌در کتاب «نیل الاوطار»در رد بعضی از سخنوران درباری می‌گوید: به تحقیق عده‌ای از اهل علم افراط ورزیده، چنان حکم کردند که:«حسین(ع) نوه پیامبر که خداوند از او راضی باشد نافرمانی یک آدم دائم‌الخمر را کرده و حرمت شریعت یزید‌بن‌معاویه را هتک کرده است.» خداوند لعنتشان کند، چه سخنان عجیبی که از شنیدن آنها مو بر بدن انسان راست می‌گردد. تفتازانی در کتاب «شرح‌العقاید» می‌نویسد:حقیقت این است که رضایت یزید به قتل حسین(ع) و شاد شدن او بدان خبر و اهانت کردنش به اهل بیت پیامبر(ص) از اخباری است که در معنی متواتر است؛ هر چند تفاصیل آن متواتر نیست. درباره مقام یزید بلکه درباره ایمان او که لعنت خدا بر او و یارانش باد توافقی نداریم. جاحظ می‌گوید: منکراتی که یزید انجام داد، یعنی قتل حسین(ع) و به اسارت گرفتن زن و فرزند او و ترساندن اهل مدینه و منهدم ساختن کعبه، همه اینها بر فسق، قساوت، کینه، نفاق و خروج از ایمان او دلالت می‌کند. بنابراین یزید فاسق و ملعون است و کسی که از لعن او جلوگیری کند نیز ملعون است. ابن‌حجر هیثمی مکی در کتاب «الصواعق‌المحرقه» می‌نویسد: پسرامام حنبل در مورد لعن یزید از وی پرسید. احمد در جواب گفت: چگونه لعنت نشود کسی که خداوند او را در قرآن لعن کرده است. آنجا که می‌فرماید:«فصل عسیتم ان تولیتم ان تفسدوا فی الارض و تقطعوا ارحامکم اولئک الذین لعنهم‌الله» و چه مفاسدی و قطع رحمی از آنچه یزید انجام داد، بالاتر است؟! از سبط بن جوزی در مورد لعن یزید پرسیده شد. او در جواب گفت: احمد حنبل لعن او را تجویز کرده است، ما نیز به خاطر جنایاتی که درباره پسر دختر رسول خدا مرتکب شد، او را دوست نداریم؛ و اگر کسی به این حد راضی نمی‌شود، ما هم می‌گوییم اصل، لعنت کردن یزید است.
سابقه عزاداری برای امام حسین(ع)
در مورد عزاداری امام حسین(ع)و جایز بودن آن نیز میان شیعیان و اهل سنت اختلافی نیست، منابع تاریخی اهل سنت به وضوح این نکته را نشان می‌دهد که اولین کسی که بر امام حسین(ع)عزاداری کرد، رسول اعظم اسلام (ص) بود، امام حسین(ع) از ام‌سلمه روایت کرده است که: جبرئیل نزد رسول خدا بود و تو پیش من بودی و ناگهان گریستی. پیامبر فرمود:«بگذار فرزندم را. من تو را رها نمودم، پیامبر تو را برداشت و در آغوش کشید. جبرئیل پس از دیدن این منظره پرسید:آیا دوستش داری؟ پیامبر پاسخ داد: بلی. جبرئیل گفت:همانا امت شما به‌زودی او را خواهند کشت. آیا می‌خواهی خاک سرزمینی را که در آنجا کشته می‌شود به تو نشان بدهم و آن را ببینی؟ گفت: بلی، پس جبرئیل بال‌هایش را گشود و زمین کربلا را نشان داد... پیامبر از آن حالت بیرون آمد و در دستش خاک سرخ بود. ابن سعد، از مورخان و رجال‌شناسان معروف اهل سنت، نقل می‌کند که:«علی (ع) در یکی از سفرهایش از کربلا عبور می‌کرد و عازم صفین بود و هنگامی که مقابل قریه نینوا رسید، از همراهان پرسید: به این سرزمین چه گفته می‌شود؟ پاسخ داده شد:کربلا، با شنیدن نام کربلا، امام به گریه افتاد به اندازه‌ای که اشک‌هایش جاری شد و زمین را‌ تر کرد. سپس افزود: روزی بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) وارد شدم در حالی که وی می‌گریست. پرسیدم: چه چیزی شما را به گریه واداشته است؟ حضرت فرمود:جبرئیل چند لحظه قبل نزدم بود و به من خبر داد که فرزندم حسین در کرانه فرات به قتل می‌رسد؛ جایی که به آن کربلا گفته می‌شود. بعد جبرئیل مشتی از خاک آن را به من داد و من آن را بوییدم و نتوانستم جلوی اشک خود را بگیرم.» ترمذی، یکی از صحاح نویسان معروف اهل سنت، نقل می‌کند که سلمی گفت: خدمت ام‌سلمه رسیدم و او گریه می‌کرد. از ام‌سلمه پرسیدم: چرا گریه می‌کنی؟ او در پاسخم گفت: رسول خدا را دیدم (در خواب) سر و صورت و محاسن آن حضرت پر از خاک بود. عرض کردم‌: ‌ای رسول خدا شما را چه شده است؟ حضرت فرمود: همین حالا شاهد کشته شدن حسینم بودم. این روایت در آثار حاکم نیشابوری، ابن اثیر، بیهقی، ابن حجر عسقلانی و دیگران به تفصیل بیشتری نقل شده است که از نظر اهل سنت این کتاب‌ها قابل تردید نیست.
نخستین سوگ سروده‌های اهل سنت پس از عاشورا
اگر عزاداری زینب کبری (س) در مسیر حرکت کاروان از میان شهدا را اولین عزاداری بعد از عاشورا بدانیم، باید از گروهی از لشکریان عمر سعد، که لعنت خداوند بر آنان باد، به عنوان اولین عزاداران اهل سنت نام برد. طبری، مورخ بزرگ اهل سنت، این واقعه را اینگونه گزارش می‌دهد:«با این جملات و کلماتی که زینب ادا کرد، همه حاضران و دوست و دشمن اشک ریختند.» کوفیان و شامیان نیز گروهی دیگر از اهل سنت بودند که در این عزای بزرگ اشک ریختند، این عزاداری مقدمه سرودن اشعاری شد که آنان را باید اولین سوگ سروده‌های اهل سنت پس از واقعه شوم عاشورا دانست. خالدبن معدان که از جمله بزرگان تابعان در نزد اهل سنت به شمار می‌رود. پس از مشاهده کاروان حسین در شام به شدت اندوهناک شد به گونه‌ای که از شدت اندوه مدت یک ماه از مردم کناره‌گیری کرد پس از آنکه سرانجام دوستانش او را یافتند، این اشعار مرثیه‌ای را سرود:
جاوو براسک یابن بنت محمد
مترملا بدمائه ترمیلا
و کانما بک یا ابن بنت محمد
قتلوا جهادا عامدین رسولا
قتلوک عطشانا و لما یرقبوا
فی قتلک التاویل و التنزیلا
و یکبرون بان قتلت و انما
قتلوا بک التکبیر و التهلیلا
محمدبن ادریس شافعی، امام مذهب شافعیه اهل سنت علاوه بر یک قصیده بلند که در سوگ امام حسین(ع) سروده است، قصیده دیگری نیز در عزاداری امام حسین(ع) دارد که تنها این بیت آن باقی مانده است:
ابکی‌الحسین و ارثی حجج
من اهل‌بیت رسول‌الله مصباحا.
به این ترتیب عزاداری برای امام حسین(ع) و گریه بر خاندان او، همانگونه که در میان شیعیان رواج یافت و تاریخ شیعه بدون آن قابل تصور نیست در میان اهل سنت نیز این عزاداری سابقه دائمی یافته و تاکنون نیز ادامه دارد، نمونه روشن این را باید در نظامیه بغداد به عنوان اولین مرکز علم آموزشی اهل‌سنت دانست. محمدبن عبدالله بلخی (م 596) که از عالمان و خطیبان بنام در میان اهل سنت است پس از سخنرانی و وعظ برای عالمان، مسؤولان و طلاب نظامیه، روضه می‌خواند و از مظلومیت‌های اهل‌بیت پیامبر یاد می‌کرد و مردم از شنیدن مصائب خاندان پیامبر اشک می‌ریختند.
این عزاداری‌ها تاکنون نیز در میان اهل سنت ادامه داشته و هم‌اکنون نیز می‌توان در بسیاری از شهرهای هند و پاکستان می‌توان شاهد تشکیل دسته‌های سینه زنی اهل سنت بود.
اشعار فارسی اهل سنت
اگر چه ارادت ایرانیان به خاندان نبوی، در تمامی دوران تاریخ وجود داشته و نمی‌توان تصور کرد که این ارادت در قالب اشعار ارائه نشده باشد ولی باید گفت تا زمانی که عزاداری در ایران، صورتی آشکار نیافت، این اشعار نیز ماندگاری نداشت. برای اولین بار در روز عاشورای سال 352 ه‍. . ق، معزالدوله احمدبن بویه دیلمی فرمان داد مراسم عزاداری حسینی به صورت آشـکـار و در قالب عزاداری عمومی توسط ایرانیان شیعه انجام شود و این مراسم به مدت 60 سال ادامه داشت. اولین شعر ماندگار فارسی در زمینه عاشورای حسینی نیز در همین دوران یافت می‌شود. شـایـد ابـوالحـسـن مـجـدالدیـن کـسائی مَروزی (متولد 341 ه‍.. ق)، نخستین شاعر فارسی زبان شیعی باشد که سوگ‌سروده او در مراثی حضرت سیدالشهدا در تاریخ ماندگار شده است- این شعر اگر چه از ساختاری مناسب و غنایی محتوایی- در مقایسه با دیگر اشعار- برخوردار نیست، اما نشانه‌ای تاریخی از این قضیه است.
باد صبا درآمد فردوس گشت، صحرا
آراست بوستان را، نیسان به فرش دیبا
دست از جهان بشویم، عز و شرف نجویم
مدح و غزل نگویم، مقتل کنم تقاضا
میراث مصطفی را، فرزند مرتضی را
مقتول کربلا را، تازه کنم تولا
آن میرِ سر بریده، در خاک خوابُنیده
از آب ناچشیده، گشته اسیر غوغا
تخمِ جهانِ بی‌بر، این است و زین فزون تر
کهتر، عدوی مهتر! نادان عدوی دانا!
بر مقتل،‌ای کسائی! برهان همی نمایی
گر هم برین بپایی، بی‌خار گشت خرما
تا زنده‌ای چنین کن، دل‌های ما حزین کن
پیوسته آفرین کن بر اهل بیت زهرا
اما ماندگار‌ترین شعری که ابیاتی از آن هم اکنون به عنوان نماد عزاداری در میان شیعیان شناخته می‌شود و کمتر علاقه‌مند به شعر آیینی را می‌توان یافت که ابیاتی از آن را در ذهن نداشته باشد، سروده شاعر اهل سنت «سیف فرغانی» (متعلق به سرزمین فرغانه کنونی در ازبکستان) در قرن ششم هجری است، ابیاتی که آن را باید اولین سوگ سروده‌های اهل سنت درباره واقعه عاشورا دانست.
ای قوم! درین عزا، بگریید
بر کشته کربلا بگریید
با این دلِ مرده، خنده تا کی؟!
امروز، درین عزا بگریید
فرزند رسول را، بکشتند
از بهر خدای، ها! بگریید
از خون جگر، سرشک سازید
بهر دل مصطفی، بگریید
وَز معدنِ دل به اشکِ چون دُر
بر گوهر مرتضی، بگریید
دلخسته ماتم حسینید
ای خسته دلان! ها! بگریید!
در ماتم او، خَمُش مباشید
یا نعره زنید، یا بگریید!
تا روح- که متصل به جسم است
از تن نشود جدا- بگریید!
در گریه، سخن نکو نیاید
من می‌گویم، شما بگریید
اشک از پی چیست؟ تا بریزید
چشم از پی چیست؟ تا بگریید
در گریه، به صد زبان بنالید
در پرده، به صد نوا بگریید
تا شسته شود کدورت دل
یکدم نرسد صفا، بگریید
روانی جملات همراه با سادگی دلنشین این اشعار، می‌تواند نشانه‌ای بر سرودن این اشعار برای عزاداری سیدشهیدان باشد. سرودن اشعار عاشورایی توسط سنی مذهبان سرزمین ایران، تاکنون نیز ادامه داشته و نمونه‌های درخشانی را از این آثار می‌توان یافت. درباره اشعار فارسی شاعران اهل سنت درباره قیام عاشورا در نوشته بعدی به تفصیل سخن خواهیم گفت.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار