نمیدانم شما هماکنون چند ساله هستید، اما اگر متولد دهه ۶۰ باشید، بین ۳۰ تا ۴۰ سال سن دارید. با یک محاسبه سرانگشتی میتوان دریافت دو تا سه دهه آینده جمعیت دهه شصتیها وارد سنین سالمندی خواهند شد. نمیدانم شما هماکنون چند ساله هستید، اما اگر متولد دهه ۶۰ باشید، بین ۳۰ تا ۴۰ سال سن دارید. با یک محاسبه سرانگشتی میتوان دریافت دو تا سه دهه آینده جمعیت دهه شصتیها وارد سنین سالمندی خواهند شد.
دوره سالمندی و نسبت جمعیت سالمندان به کل جمعیت از آنجایی اهمیت مییابد که یکی از مهمترین تهدیدهای بالقوه نظام سلامت در تمامی کشورهای دنیا پیری جمعیت و شیوع سالمندی است. در جوامع مختلف تمام برنامهریزیهای اقتصادی و اجتماعی بر پایه مؤلفه جمعیت پویا صورت میگیرد. وجود انسان سالم و مولد از جمله محورهای اصلی دستیابی به توسعه پایدار و شکوفایی اقتصادی است و سالمندی تأثیرات فراوانی را بر نظامهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی میگذارد.
طبق آمارها هماکنون بیش از ۷ درصد جمعیت کشورمان را افراد سالمند بالای ۶۰ سال تشکیل میدهند که این آمار در چهار دهه آینده تقریباً دو برابر خواهد شد؛ بهطوریکه در سال ۱۴۲۹ بهازای هر چهار نفر ایرانی، یک نفر سالمند خواهیم داشت. از سوی دیگر سرعت سالمندی در ایران نسبت به میانگین جهانی آن بسیار بالاتر است، به گونهای که جهان در طول ۷۰ سال گذشته حدود پنج سال پیرتر شده، اما جمعیت ایران در ۶۰ سال گذشته ۱۰ سال پیرتر شده است و این روند همچنان ادامه دارد و ایران در ۳۰ سال آینده پیرترین کشور جهان خواهد بود!
دوران سالمندی چالشهای خاص خودش را دارد و همواره سالمندان با انواع بیماریهای مرتبط با سن و تهدیدات سلامتی ناشی از پیری جمعیت مواجه هستند. بیماریهای مزمن دوران سالمندی همچون دیابت و فشار خون، هزینه ارائه خدمات را افزایش میدهد و نظامهای بیمهای را با چالش بازگشت منابع مواجه میسازد.
سالمندان با تغییرات فیزیولوژیکی، روانی و اجتماعی متعددی مواجه هستند که میتواند منجر به از کارافتادگی و کاهش طول عمر در افراد شود.
این گروه سنی در معرض تنهایی و انزوا و عدم برخورداری از حمایت اجتماعی هستند و مجموعه این شرایط منجر به افت کیفیت زندگی و تهدید سلامت جسمی و روانی سالمندان میشود.
مسئله سالمندی زمانی اهمیت پیدا میکند که بدانیم در حال حاضر متولدان دهه ۳۰ در حالی در سنین سالمندی قرار دارند که اغلبشان چهار تا شش فرزند دارند. طبیعتاً پدر و مادر و ارائه خدمات به آنها در دوران سالمندی بین این تعداد فرزندان تقسیم میشود و سالمندان امروزی ما با عنایت به تعداد فرزندانشان از کیفیت بالاتر زندگی برخوردارند. علاوه بر این معمولاً سالمندان کنونی به واسطه حضور عروس و داماد و نوهها و به بیان دیگر به واسطه حضور در یک خانواده گسترده کمتر با تنهایی و انزوا مواجه میشوند. مسئلهای که در دوران سالمندی اهمیت بسیار زیادی دارد و بسیاری از چالشهای این دوران حتی مشکلات جسمانی دوران سالمندی به واسطه احساس انزوا و تنهایی شکل میگیرد. در عین حال در برخی موارد با وجود حضور چند فرزند، باز هم فرزندان در رسیدگی به امور پدر و مادر سالمند خود دچار چالش میشوند. حالا تصور کنید در دهههای آینده با سالمندانی روبهرو میشویم که یک یا نهایتاً دو فرزند دارند و حتی سالمندانی که فرزند ندارند یا ازدواج هم نکردهاند! براساس آمار سرشماری نفوس و مسکن، ۲۰ درصد زنان در سن باروری هرگز ازدواج نکردهاند؛ یعنی چیزی در حدود ۵/۱ میلیون نفر! در شرایط کنونی جامعه برای خدمات دادن به ۲۰ هزار نفر با ساختارهای موجود با مشکل روبهرو است. با چنین اوصافی در دهههای آینده حدود ۳۰ درصد جمعیت سالمند هستند، سالمندانی که بخشی از آنها یک یا دو فرزند دارند، بخشی اصلاً فرزند ندارند و درصد قابلتوجهی هم ازدواج نکردهاند تا حمایت تعداد بیشتری از اعضای خانوادهشان را داشته باشند.
بر این اساس در کنار برنامهریزی برای رشد جمعیت و افزایش فرزندآوری به منظور پیشگیری از پیری نمای جوان جامعه، باید از همین امروز برای تأمین اجتماعی و ارائه خدمات به سالمندان جامعه که طی سالهای آینده خود ما در آن گروه قرار میگیریم، برنامهریزی داشته باشیم. هر چند امروز هم دیر است، اما برنامهریزیها برای عبور مناسب از دوران سالمندی کشور میتواند کمککننده باشد. از سوی دیگر باید از همین امروز برای دهه شصتیهایی که کمکم به دوران میانسالی پا میگذارند، آموزشهای لازم برای ارتقای سلامت جسمانی و روحیشان تدبیر شود تا با رسیدن به دوران سالمندی و حفظ سلامت جسمی و روحی کیفیت زندگیشان افت نکند. آنچه بدیهی به نظر میرسد این است که در دهههای آینده برای مواجهه با جمعیت سالمند برنامهریزی مناسبی صورت نگرفته است و احتمالاً این جمعیت با چالشهای متعددی مواجه باشد.