گذری کوتاه بر زندگی شهید امنیت و اقتدار جواد ترقی اوغاز
جواد ترقی اوغاز متولد ۲۱ دی ماه سال ۷۴ در روستای تازه اوغاز شهرستان شیروان بود. از آن دست جوان‌های خستگی‌ناپذیری که همه آرمانش این بود از اسلام و امنیت کشور دفاع کند.
برنامه پرده خوانی مصور تاریخ مقاومت فلسطین عنوان برنامه ای است که به مناسبت روز جهانی قدس توسط مدیریت فرهنگی هنری منطقه 11 در بخش صحنه فرهنگسرای قدس برگزار می شود.
گفت‌وگوی «جوان» با خانواده یکی از جوان‌ترین شهدای مدافع حرم لشکر زینبیون علی‌اصغر اکبری
پدر شهید می‌گوید: «همرزمانش می‌گفتند هم بهیار بود هم رزمنده. دو سال در جبهه حضور داشت و سه مرتبه مجروح شد. در این مدت با هم در تماس بودیم. از جبهه حرف می‌زد، اما همیشه از آرامش و امنیتی که در آنجا برقرار بود برایمان می‌گفت. از شیرینی حضور مدافعان حرم برای دفاع از حریم اهل بیت (ع) در لباس مجاهدان فاطمیون، زینبیون، مدافعان حرم ایرانی، حشدالشعبی و... می‌گفت»
گفت‌وگوی «جوان» با برادر شهید غلامرضا صادق‌زاده قمصری فرمانده تخریب و از رزمندگان حاضر در فتح خرمشهر
غلامرضا با نیرو‌های تحت فرمانش وارد عمل شد و بدون دادن تلفات میدان را پاکسازی و زمینه را برای ادامه عملیات الی بیت‌المقدس و فتح خرمشهر آماده کرد. پس از فتح خونین‌شهر، غلامرضا مسئولیت پاکسازی میادین مین شهر را به عهده گرفت.
گفت‌وگوی «جوان» با نویسنده کتاب زندگینامه شهید عصمت‌پور انوری از شهدای شاخص سال ۹۸
پافشاری عصمت در دوران مدرسه بر داشتن حجاب و درگیری مادر عصمت با معلمان مدرسه در حکومت طاغوت که از عصمت می‌خواهند بدون حجاب به مدرسه بیاید و او را تهدید می‌کنند از نکات قابل توجه و تأمل در زندگی شهید است.
اولین کتاب از مجموعه کتاب‌های معرفی شهدای پاکستانی مدافع حرم منتشر شد
«عاشقان ایستاده می‌میرند» اولین کتابی است که با موضوع شهدای غیور لشکر زینبیون تحت عنوان «فرزندان روح‌الله» به همت انتشارات شهید کاظمی منتشر می‌شود. این کتاب شرح داستان زندگی شهیدعدیل است که در دفاع از حرم عقیله بنی‌هاشم در سوریه به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
خاطره‌ای از عملیات فتح خرمشهر در گفت‌وگوی «جوان» با رزمنده حاضر در این عملیات
... تا خواستم بخوابم، شنیدم یک نفر دارد داد می‌زند: ناهار آوردند. اطراف را نگاه کردم. یکی از مسئولان تیپ که لهجه شهرستانی داشت گفت: «فلانی به این‌ها غذا ندهید. این‌ها از جنگ فرار کرده‌اند.» یکهو آمپرم رفت روی ۱۰۰! داد زدم: «چی می‌گی فرار کردن؟ ما تا الان زیر آتش مقاومت می‌کردیم. خود مسئولان تیپ گفتند برای استراحت به اینجا بیاییم»
گفت‌وگوی «جوان» با مادر و برادر شهید «هادی محمدنفری» از شهدای عملیات الی بیت‌المقدس
یادم است من و هادی از منطقه به تهران آمده بودیم؛ هوا سرد بود. من می‌خواستم دستم را بشویم. آب گرم را باز کردم. دیدم هادی آب سرد را باز کرد. پرسیدم: «چرا آب سرد را باز کردی؟ آب ولرم که هست.» گفت: «در منطقه آب خیلی سرد است؛ طوری که دست بچه‌ها یخ می‌زند؛ من روا نمی‌بینم با آب ولرم دستم را بشویم»
گوشه‌هایی از خاطرات بانوی امدادگر دزفولی در گفت‌وگوی «جوان» با نویسنده کتاب «از آن ۱۸ ماه و هفت روز»
خیلی از ما به بمباران و مشکلاتی که به تبع آن پیش می‌آمد اشاره می‌کنیم، اما کمتر به بحث مهاجرت و آواره‌ها می‌پردازیم. در برخی از مناطق و شهر‌ها چنان رفتار بدی با مهاجران شده بود که من ابا دارم نام آن مناطق را اینجا بیان کنم. بعضی‌ها فکر می‌کردند مهاجر‌ها باعث می‌شوند مشکلات شهرشان بیشتر شود؛ بنابراین برخورد زننده‌ای با آواره‌های جنگی داشتند.
مروری به سیره و منش آیت‌الله قاضی نماد مقاومت مردم دزفول
آیت‌الله قاضی هیچ وقت دست خالی به جبهه نمی‌رفت. گاه هدایای مردمی و گاه پتو و مربا و طلا و جواهرات را با خودش به جبهه می‌برد و گاه به رسم یادگاری و تبرک، به رزمندگان اسکناس ۲۰۰ ریالی می‌داد. دزفول بدون نام آیت‌الله سیدمجدالدین قاضی دزفولی شناخته شده نیست. وی الگو و نماد مقاومت شهر دزفول بود.
۱۲