جوان آنلاين - پربيننده ترين عناوين فرهنگی :: rss_full_edition http://javanonline.ir/vsngrt194kjoa.pra.html Thu, 17 May 2012 09:23:21 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://javanonline.ir/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری جوان http://javanonline.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری جوان آزاد است. Thu, 17 May 2012 09:23:21 GMT فرهنگی 60 طالبان خوب، طالبان بد، طالبان‌ بدتر http://javanonline.ir/vdcizva5qt1aqq2.cbct.html محمدحسين جعفريان: بله! داريم! آنها كه مرا مي‌شناسند، آگاهند كه افغانستان كم و بيش وطن دوم من شده است. از بيست و اندي سال پيش از اين بار‌ها و بار‌ها به آنجا سفر كرده و ساليان متمادي در كابل و مزار شريف زندگي كرده‌ام. بر اين اساس اخبار آن ولايت را مو به مو دنبال مي‌كنم. لابد شما نيز چون من ديده‌ايد در يك دهه گذشته هر عملياتي را كه عليه اشغالگران يا مردم افغانستان در آن كشور رخ مي‌دهد به طالبان نسبت مي‌دهند. طالبان را هم زاييده القاعده مي‌دانند. القاعده را هم - بحق- پدر سوخته و تروريست و جنايتكار مي‌دانند و از اين رهگذر هر مقاومتي را كه آنجا مي‌شود، محكوم مي‌كنند! اين دامي بود كه امپراتوري رسانه‌اي غرب گسترد و حيرتا كه ما نيز چه ساده در آن افتاديم، يعني انتساب هر مقاومتي به القاعده و طالبان و محكوم و مردود دانستن پيشاپيش تمام چنين مقاومت‌هايي. اينجا اين سؤال پيش مي‌آيد كه پس آيا مردم افغانستان در برابر اين اشغالگران و مهاجمان نوظهور، دست روي دست گذاشته و تنها تماشاگرند؟ بي‌ترديد چنين نيست. بخش قابل توجهي از مردم، هنوز سال‌هاي جهاد جانانه‌شان در مقابل روس‌ها و ابرقدرت‌ شرق را از ياد نبرده‌اند و با تأسي از همان آموز‌‌ه‌ها، در برابر امريكايي‌ها و متحدانشان نيز سلاح در دست گرفته و مي‌جنگند؟ اينها كجايند؟ آيا اينها سر‌گرم عمليات و جنگ و گريز عليه اشغالگران نيستند؟ بي‌شك هستند. پس اخبار مقاومت و نبرد‌هاي آنان كجاست؟ اين همان نقطه عطفي است كه من از آن حرف مي‌زنم؛ همان مقاومتي كه حتي در رسانه‌هاي ما نيز بدان پر‌داخته نمي‌شود، مشروعيت آن علني نشده و كسي قهرمانانش را نمي‌شناسد. چرا؟ چون غربي‌ها در كنار اذهان عمومي جهان، ما را نيز با رسانه‌هايشان بازي دادند. هر كس سلاحي عليه اشغالگران برداشت، او را القاعده و طالبان ناميدند و با پيشرفته‌ترين سلاح‌‌ها و به وحشيانه‌ترين شكل سر‌كوبشان كردند. پس متوجه شديد، وقتي مي‌شنويد فلان بمب جاده‌اي توسط طالبان در سر راه ستون نظاميان ناتو منفجر شد، شايد هيچ ربطي به طالبان نداشته و كار گروهي مبارز باشد كه از اشغال سر‌زمينشان توسط مهاجمان جديد به ستوه آمده‌اند. اين دسته از مبارزان اغلب عمليات‌هايي را تدارك مي‌بينند كه مستقيماً نيرو‌هاي بيگانه را هدف قرار مي‌دهد. آنها دست به عمليات انتحاري نمي‌زنند و جان غير‌نظاميان و هموطنانشان برايشان عزيز است، اما بدبختانه رسانه‌هاي ما نيز چون غرب، هر مقاومتي را به طالبان نسبت مي‌دهند. بايد اين دو را از هم تفكيك كرد. بر همين اساس برخي مدعيان تحليل مسائل افغانستان نظر مي‌دهند كه تقسيم طالبان به تند‌رو، ميانه‌رو يا خوب و بد، تقسيمي امريكايي‌ است و مردود. آنها نيز ندانسته به دامان نقشه غرب براي بد جلوه دادن مقاومت مشروع مردم افغانستان افتاده‌اند. حالا كه غرب و رسانه‌هاي ما هر مقاومتي را و هر عملياتي را از جانب طالبان مي‌دانند و هيچ نام ديگري را مطرح نمي‌كنند، لاجرم بايد گفت اگر همه اينها را بناست طالبان بناميم، برخي از اين طالبان - به ادعاي شما- خوبند و مقاومتشان محترم، حتي بايد به كمكشان رفت. اميد‌وارم دستگاه ديپلماسي و رسانه‌هاي ما در دام اين نيرنگ غرب براي محكوميت كل جريان مقاومت در افغانستان نيفتند. ان‌شا‌ءالله. ]]> فرهنگی Thu, 17 May 2012 06:20:00 GMT http://javanonline.ir/vdcizva5qt1aqq2.cbct.html چشم اسفنديار سينما در هجمه آبنوس http://javanonline.ir/vdcg779t7ak93n4.rpra.html پيش بيني يك استقبال همه جانبه از اكران عمومي فيلم‌هاي جشنواره را مي‌شد از ازدحام علاقه‌مندان هنر هفتم در اين رخداد مهم حدس زد. با شروع اكران نوروزي و در بين برخي فيلم‌هاي متقاضي دريافت مجوز اتفاقاتي شروع به رخ دادن كرد كه رشحه‌اي از اضطراب عدم توفيق كلي سينما را نمايان مي‌كرد. صرف نظر از درستي يا نادرستي ادعاي برخي از سينماگران براي دريافت مجوز اكران نوروزي، برخي صف بندي‌هاي كاملاً كودكانه تيشه‌اي شد در دست برخي ابن الوقت‌ها تا ريشه درختي تنومند را به بهانه نشست چند كلاغ هدف قرار دهند زيرا اينان فقط در سرايش مثنوي‌هاي بلند نا اميدانه تبحر دارند، البته اين شكل از جبهه‌گيري نسبت به فيلم‌هاي ساخته شده «درون نظام» پس از بروز اراده‌اي در افتراق نادر وسيمين با «اخراجي‌ها۳» بعدها با «قلاده‌هاي طلا» به اوج خود رسيد. بعد از «جدايي» تا «قلاده»، اتفاقات جهت دار برنامه هفت به جاي مساعد كردن محيط سينمايي كشور براي ايجاد گفتماني سالم و منصفانه فضا را به سمت دو قطبي كردن پيش برد تا جايي كه شائبه ماهي گرفتن برخي افراد از اين ماجرا و آب گل آلود بيشتر از قبل قابل رؤيت است. صدور بيانيه پشت بيانيه و برائت در پي برائت در بين افراد مختلف از مسئول گرفته تا تداركات صحنه به اوج اعلاي بي‌منطقي رسيد. در اين كارزار بود كه برخي افراد و رسانه‌هاي دلسوز با انتقاد از فضاي مسموم اتهام زني به‌وجود آمده درصدد نقد هر دو جبهه برآمدند زيرا تنها محل آسيب اين حوادث چشم فرهنگ بود كه اين روزها آسيب پذير‌تر از چشم اسفنديار است. نكته جالب در اين بين فرياد قانون‌مداري، مستقل بودن و سينماي خصوصي سر دادن كساني در برخي بيانيه‌هاي دو سه نفره گاه و بي‌گاهي است كه از گوشه و كنار توسط اين عده معطل مانده در بين آسمان و زمين است و با متهم كردن كسان ديگر در پاكيزه كردن خود و هم پالگي‌هايشان برآمده‌اند، فارغ از اينكه مردم در حال رصد كردن شيوه طي طريق آقايان درجاده پرسنگلاخ هنر هفتم اين كشور هستند كه به فرموده امام(ره) اساس استقلال يك كشور است. آيا اگر منصفانه‌تر به اين اتفاقات پرداخته مي‌شد، امروز اين دلزدگي و بي‌اعتمادي در بين مردم فرهنگ ساز كشورمان نسبت به برخي مسئولان و سينماگران به‌وجود مي‌آمد؟ به نظر مي‌رسد كه تنها متضرر اين منم منم‌ها! فقط مردم و سينماست. امروز با يك بررسي ساده مي‌توان تأثيرات مخرب برخي تصميمات را در نحوه استقبال مردم از اكران فيلم‌هايي كه در جشنواره فجر، فجري بودند براي سينما و اهالي آن بلكه اكران عمومي آنها اميد دلگرمي مردمي شد كه فقط طالب ديدن يك اثر صاحب تاثير در اين واويلاي فرهنگي دنيا بودند. اكران برترين فيلم‌هاي جشنواره و حتي بهترين درام‌هاي عاشقانه با درونمايه مذهبي هم نتوانست به اين پيكر خسته شده از دعواهاي بي‌اثر رغبتي براي ديدن فيلم در سينما تزريق كند تا شايد سبب ساز آشتي دوباره‌اي با سالن سينما و هنر هفتم شده باشد. حال و روز امروز سينماهاي كشورمان قطعاً با آن پيش بيني و نگاه مثبت چند ماه پيش كه اميدهايي را در حال دويدن در رگ‌هاي آنها نشان مي‌داد قابل فرض نبوده و نخواهد بود. برخي از سالن‌هاي سينما حال و روزشان بدتر از سالن‌هاي تئاتر شده است و از اين همه بي‌مخاطبي رنج مي‌برند. چه اينكه با زدن برچسب «فيلم متدينين» يا «فيلم منتقدان وضع موجود» نمي‌توان هيچ طيفي از جامعه را به نفع يك جريان خاص يا تفكري دگر انديش مصادره به مطلوب كرد زيرا قاطبه وحتي اكثريت قاطع مردم كشور ما را افرادي صاحب دغدغه دين و فرهنگ و در عين حال ناراضي از وضع موجود تشكيل مي‌دهد و با اين تقسيم بندي‌هاي جهت دار و البته با غرض و مرض نمي‌توان حكم به ايجاب يا سلب تفكري صادر نمود زيرا «عنقا را بلند است آشيانه.»بنابراين تنها بايد گفت، اين مردم فارغ از هر رنگ و ظاهري همانطور كه در ايام الله ۲۲ بهمن هرسال و اين اواخر در سالگرد روز حماسي ۹ دي، هر ساله دست به خروشي بنيان‌افكن عليه دشمنان آب و خاك و فرهنگشان مي‌زنند، همانگونه هم خواسته‌اي بحق را مطالبه دارند و آن چيزي نيست جز توصيه به خدمت در راه اهداف و آرمان‌هاي ايران اسلامي و نه به خاطر لحاف ملا! چه اينكه اگر كساني باشند كه بخواهند با تفريق رنگ و تعلق افتراقي بين آنان به‌وجود آورند، سرنوشتي محتوم در انتظارشان است كه قابل مشاهده و عبرت است. ]]> فرهنگی Thu, 17 May 2012 07:00:00 GMT http://javanonline.ir/vdcg779t7ak93n4.rpra.html مراسم اختتامیه‌ی بخش بین‌الملل بیست و هشتمین جشنواره‌ی فیلم فجر http://javanonline.ir/vglgtt9xnak9ztv..paar4r1x.html ]]> فرهنگی Tue, 02 Feb 2010 17:59:00 GMT http://javanonline.ir/vglgtt9xnak9ztv..paar4r1x.html نهمین جشنواره مطبوعات کودک و نوجوان http://javanonline.ir/vglftedy1w6d1ep..gwwiai,0.html ]]> فرهنگی Thu, 10 Dec 2009 08:02:00 GMT http://javanonline.ir/vglftedy1w6d1ep..gwwiai,0.html آمديم، نبوديد، رفتيم، ديده شديم! http://javanonline.ir/vdcbwwbafrhb0sp.uiur.html اوايل اسفند ماه سال گذشته بود كه تيزر تبليغاتي نمايش «آمديم، نبوديد، رفتيم» به كارگرداني «رضا حداد» و نويسندگي «محمد چرمشير» با تصاوير ستاره‌هاي محبوب تلويزيوني و سينمايي از تلويزيون پخش شد و در غياب تبليغات تئاتر، ناگهان مردم با آگهي هايي از نمايشي روبه‌رو شدند كه در سالن استاد سمندريان تماشاخانه ايرانشهر روي صحنه رفته بود. حضور «مهناز افشار» كه اولين تجربه تئاتري خود را هم پشت سر مي‌گذاشت، كافي بود تا سيلي از تماشاگران بليت‌هاي نمايش را تا هفته‌ها و حتي ماه بعد رزرو كنند و تماشاخانه ايرانشهر با حجم بالايي از تماشاگراني روبه‌رو شود كه بعضاً تا به حال به تئاتر هم نيامده بودند. حضور سيامك انصاري، بابك حميديان و برزو ارجمند كه همگي كارنامه درخشاني در تلويزيون داشتند هم بر آتش فروش نمايش دامن زد تا جايي كه در ۱۰ اجرايي كه گروه در يك هفته روي صحنه مي‌بردند، صندلي خالي در سالن باقي نماند. «آمديم، نبوديد، رفتيم» راوي داستان پينوكيويي است كه بر خلاف تصور اوليه كه پس از ديدن نمونه ژاپني آن در ذهن‌ها شكل گرفته، ديگر ساده لوح نيست. پينوكيوي «رضا حداد» شخصي است كه براي تحقق آرزوي انسان شدنش، از هيچ خشونتي ابا ندارد و با شكنجه و قتل انسان‌ها به دنبال راه حل انسان شدن خود مي‌گردد. شروع نمايش بسيار پرانرژي و جذاب است. اجراي اكتيو گروه و حركت فيزيكال توسط «لوآنا گرامگنا» با نهايت جذابيت طراحي شده و اجراي زنده موسيقي «گروه داركوب» در ابتدا و در طول نمايش يكي از شاخصه‌هاي اصلي جذابيت كار است. اجراهاي «گروه حركت» در فواصل نمايش هم انجام مي‌گيرد و فضاي تراژيك كار را به اوج هيجان مي‌كشاند. استفاده از فناوري ديجيتال در ساخت و ساز فضاهاي نمايش و راه يافتن به سرزمين‌هاي ناشناخته، مواجهه با گستره‌هاي نامكشوف يا سقوط در فضاهاي تهي نقش بسزايي داشته است، به عنوان مثال نمايي كه شكم ماهي را نشان مي‌دهد يا صحنه دريا يا زماني كه گوياي آخر الزمان و قيامت است، با توسل به اين تمهيدات بصري نو بسيار خوب و ملموس از آب درآمده است. به نوعي تفاوت «آمديم، نبوديد، رفتيم» را مي‌توان استفاده به موقع و بدعت گذارانه از تكنولوژي‌هاي بصري مدرن دانست كه در ايجاد فضاي آوانگارد كار نيز موفق بوده است. ماجرا همان داستان چگونگي انسان شدن عروسك چوبي است. براي همين منظور است كه پينوكيو روي مغز ديگر آدم‌ها كار مي‌كند. در اين نمايش، پدر ژپتو و فرشته مهربان، مهم‌ترين كساني هستند كه پينوكيو را در مسير انسان شدن همراهي و تشويق مي‌كنند، اما در ادامه مي‌بينيم كه فرشته مهربان نيز بر خلاف ماهيت ذاتي‌اش، در شكنجه و قتل انسان‌هاي بي‌گناه پينوكيو را همراهي مي‌كند. شخصيت پليس از ديگر آدم‌هاي داستان است كه صورت و ظاهرش در قضاوت تماشاگر در موردش مؤثر است. گربه نره و روباه مكار با بازي «بابك حميديان» و «ستاره پسياني» كه به دنبال فريب پينوكيو و جلوگيري از انسان شدن او هستند هم در پايان كار به دست شيطان كشته مي‌شوند. روايت از شيطان در اين نمايش در قالب يك زن با بازي هانيه توسلي نمود پيدا مي‌كند. زني كه در ابتداي نمايش با رفتارهاي اغواگرانه ذات خود را نمايان مي‌كند و در ادامه او را در بزم شيطان و در سمت مشاور او مي‌بينيم. زن اغواگر هم به دنبال انسان شدن پينوكيو است و معلوم هم نيست به چه دليل. در آخر كار زماني كه پينوكيو با شيطان همدست مي‌شود، دست به قتل فرشته مهربان كه در تمام مسير زندگي همراهش بوده است، مي‌زند. در كنار روايت پينوكيو ما با صحنه‌هاي پراكنده ديگري هم روبه‌رو هستيم، مانند صحنه باجه تلفن با بازي سيامك انصاري، صحنه ايستگاه راديويي يا صحنه جواني كه هميشه چت مي‌كند با بازي برزو ارجمند كه ربط آنها با شاكله اصلي داستان زياد مشخص نيست، البته اين وابسته‌هاي جدا به دليل بار طنزي كه با بازي سيامك انصاري و برزو ارجمند به همراه دارند به نوعي از تراژدي عميق داستان مي‌كاهند، البته اين چند پاره بودن نمايش و بهره‌گيري از تكنيك خرده روايت به مايه‌هايي از پست مدرنيسم نقب مي‌زند، البته پرداختن اين چنيني به زوائد و ايجاد تركيبات جدا باعث عدم تمركز تماشاگر مي‌شود و در جايي ديگر شاكله نمايش متزلزل مي‌شود. نمايش اما به رغم وجوه كمدي و خنده آورش در نهايت به صورت يك تراژدي به پايان مي‌رسد. پس از تك‌گويه‌هاي پدر ژپتو و آزمايشات پينوكيو روي مغز انسان ها، سرانجام پينوكيو فريب شيطان را مي‌خورد و در نمايي از نمايش كه به گونه‌اي به شام آخر اشاره دارد، به همراه مشاور شيطان و شيطان بر سر سفره شام مي‌نشيند كه گوياي سقوط پينوكيو است. در پايان بايد گفت نمايش «آمديم، نبوديد، رفتيم» با توجه به جلوه‌هاي خاص بصري و بهره‌گيري از بازيگران مطرح سينما و تلويزيون كه البته با اعتراض برخي از بزرگان تئاتر هم روبه‌رو شد، توانست مخاطب عام را هم با تئاتر آشتي دهد و شب‌هاي روشني براي تماشاخانه ايرانشهر به ارمغان بياورد.   ]]> فرهنگی Thu, 17 May 2012 05:15:00 GMT http://javanonline.ir/vdcbwwbafrhb0sp.uiur.html چشم اسفنديار سينما در هجمه آبنوس http://javanonline.ir/vdcevv8epjh8pni.b9bj.html به گزارش جوان، پيش بيني يك استقبال همه جانبه از اكران عمومي فيلم‌هاي جشنواره را مي‌شد از ازدحام علاقه‌مندان هنر هفتم در اين رخداد مهم حدس زد. با شروع اكران نوروزي و در بين برخي فيلم‌هاي متقاضي دريافت مجوز اتفاقاتي شروع به رخ دادن كرد كه رشحه‌اي از اضطراب عدم توفيق كلي سينما را نمايان مي‌كرد. صرف نظر از درستي يا نادرستي ادعاي برخي از سينماگران براي دريافت مجوز اكران نوروزي، برخي صف بندي‌هاي كاملاً كودكانه تيشه‌اي شد در دست برخي ابن الوقت‌ها تا ريشه درختي تنومند را به بهانه نشست چند كلاغ هدف قرار دهند زيرا اينان فقط در سرايش مثنوي‌هاي بلند نا اميدانه تبحر دارند، البته اين شكل از جبهه‌گيري نسبت به فيلم‌هاي ساخته شده «درون نظام» پس از بروز اراده‌اي در افتراق نادر وسيمين با «اخراجي‌ها۳» بعدها با «قلاده‌هاي طلا» به اوج خود رسيد. بعد از «جدايي» تا «قلاده»، اتفاقات جهت دار برنامه هفت به جاي مساعد كردن محيط سينمايي كشور براي ايجاد گفتماني سالم و منصفانه فضا را به سمت دو قطبي كردن پيش برد تا جايي كه شائبه ماهي گرفتن برخي افراد از اين ماجرا و آب گل آلود بيشتر از قبل قابل رؤيت است. صدور بيانيه پشت بيانيه و برائت در پي برائت در بين افراد مختلف از مسئول گرفته تا تداركات صحنه به اوج اعلاي بي‌منطقي رسيد. در اين كارزار بود كه برخي افراد و رسانه‌هاي دلسوز با انتقاد از فضاي مسموم اتهام زني به‌وجود آمده درصدد نقد هر دو جبهه برآمدند زيرا تنها محل آسيب اين حوادث چشم فرهنگ بود كه اين روزها آسيب پذير‌تر از چشم اسفنديار است. نكته جالب در اين بين فرياد قانون‌مداري، مستقل بودن و سينماي خصوصي سر دادن كساني در برخي بيانيه‌هاي دو سه نفره گاه و بي‌گاهي است كه از گوشه و كنار توسط اين عده معطل مانده در بين آسمان و زمين است و با متهم كردن كسان ديگر در پاكيزه كردن خود و هم پالگي‌هايشان برآمده‌اند، فارغ از اينكه مردم در حال رصد كردن شيوه طي طريق آقايان درجاده پرسنگلاخ هنر هفتم اين كشور هستند كه به فرموده امام(ره) اساس استقلال يك كشور است. آيا اگر منصفانه‌تر به اين اتفاقات پرداخته مي‌شد، امروز اين دلزدگي و بي‌اعتمادي در بين مردم فرهنگ ساز كشورمان نسبت به برخي مسئولان و سينماگران به‌وجود مي‌آمد؟ به نظر مي‌رسد كه تنها متضرر اين منم منم‌ها! فقط مردم و سينماست. امروز با يك بررسي ساده مي‌توان تأثيرات مخرب برخي تصميمات را در نحوه استقبال مردم از اكران فيلم‌هايي كه در جشنواره فجر، فجري بودند براي سينما و اهالي آن بلكه اكران عمومي آنها اميد دلگرمي مردمي شد كه فقط طالب ديدن يك اثر صاحب تاثير در اين واويلاي فرهنگي دنيا بودند. اكران برترين فيلم‌هاي جشنواره و حتي بهترين درام‌هاي عاشقانه با درونمايه مذهبي هم نتوانست به اين پيكر خسته شده از دعواهاي بي‌اثر رغبتي براي ديدن فيلم در سينما تزريق كند تا شايد سبب ساز آشتي دوباره‌اي با سالن سينما و هنر هفتم شده باشد. حال و روز امروز سينماهاي كشورمان قطعاً با آن پيش بيني و نگاه مثبت چند ماه پيش كه اميدهايي را در حال دويدن در رگ‌هاي آنها نشان مي‌داد قابل فرض نبوده و نخواهد بود. برخي از سالن‌هاي سينما حال و روزشان بدتر از سالن‌هاي تئاتر شده است و از اين همه بي‌مخاطبي رنج مي‌برند. چه اينكه با زدن برچسب «فيلم متدينين» يا «فيلم منتقدان وضع موجود» نمي‌توان هيچ طيفي از جامعه را به نفع يك جريان خاص يا تفكري دگر انديش مصادره به مطلوب كرد زيرا قاطبه وحتي اكثريت قاطع مردم كشور ما را افرادي صاحب دغدغه دين و فرهنگ و در عين حال ناراضي از وضع موجود تشكيل مي‌دهد و با اين تقسيم بندي‌هاي جهت دار و البته با غرض و مرض نمي‌توان حكم به ايجاب يا سلب تفكري صادر نمود زيرا «عنقا را بلند است آشيانه.» بنابراين تنها بايد گفت، اين مردم فارغ از هر رنگ و ظاهري همانطور كه در ايام الله ۲۲ بهمن هرسال و اين اواخر در سالگرد روز حماسي ۹ دي، هر ساله دست به خروشي بنيان‌افكن عليه دشمنان آب و خاك و فرهنگشان مي‌زنند، همانگونه هم خواسته‌اي بحق را مطالبه دارند و آن چيزي نيست جز توصيه به خدمت در راه اهداف و آرمان‌هاي ايران اسلامي و نه به خاطر لحاف ملا! چه اينكه اگر كساني باشند كه بخواهند با تفريق رنگ و تعلق افتراقي بين آنان به‌وجود آورند، سرنوشتي محتوم در انتظارشان است كه قابل مشاهده و عبرت است. ]]> فرهنگی Thu, 17 May 2012 06:40:00 GMT http://javanonline.ir/vdcevv8epjh8pni.b9bj.html یک روز در شهرک سینمایی غزالی http://javanonline.ir/vgljvye8iuqeyxw..suufzfb8.html ]]> فرهنگی Sat, 02 Jan 2010 16:54:00 GMT http://javanonline.ir/vgljvye8iuqeyxw..suufzfb8.html چقدر انتقادپذير هستيم؟ http://javanonline.ir/vdccm4q0p2bqep8.ala2.html مهدي زنجانچيان: گاهي يك فرهنگ رفتاري يا پنداري برخاسته از آداب و سنن اجتماعي است. در برخي از زمان ها، يك قانون بشر ساخته اقتضاي يك رفتار عمومي را مي‌نمايد و در پاره‌اي از زمان ها، اقتضاي سواد و تحصيلات عمومي نوعي فرهيختگي است. از دير باز در سرزمين ايران، يكي از مهم‌ترين مباني فرهنگي در كشور ما، دين و آموزه‌هاي معرفتي ديني بوده است. در ميان آموزه‌هاي ديني برخي بيشتر و بعضي كمتر مورد توجه بوده‌اند و اتفاقاً فاصله ما تا جامعه اسلامي دقيقاً همين فاصله‌اي است كه جامعه ما با برخي از ابعاد كمتر شناخته شده اسلامي دارد. بي ترديد از اين شاخص‌هاي فرهنگي فراموش شده يا حداقل كمتر ديده شده اسلام در فرهنگ ما، بحث مدارا و انتقاد پذير است. در قرآن كريم يكي از خصوصيات اصلي و امتيازات پيامبر اكرم (ص) كه باعث نائل شدن پيامبر شده، آن است كه رسول اعظم اسلام(ص) شخصيتي است كه تاب انتقادات و حتي بي‌انصافي‌ها را دارد و بسيار دلسوزانه و نرم به برخورد با مردم مي‌پردازد. در احاديث نيز به طور واضح‌تر از انتقاد پذيري و مدارا ياد شده و اهميت آن در كنار عباداتي مانند نماز ( كه ستون دين است) قرار داده شده است. در روايت معتبر از رسول خدا(ص) ذكر شده كه فرمودند: خداي من به مداراي مردمان امرم كرد، همانطوري كه به نماز امر نموده بود. از طرف ديگر، انتقاد پذيري در ادبيات اسلامي به عنوان يكي از شرايط عقل و خرد بر شمرده مي‌شود، چنانكه روايت شده: لاتعاتب الجاهل فيمقتك، و عاتب العاقل يحببك «از نادان انتقاد مكن كه با تو دشمن مي‌شود و از عاقل انتقاد كن تا تو را دوست بدارد.» در هفته‌هاي اخير چه از جانب ارگان‌ها و نهادها و چه طرف افراد و اشخاص اين عدم مدارا و عدم انتقادپذيري دردسر ساز شده است،‌ از جمله حكم محكوميت كاريكاتوريستي كه به خاطر كشيدن كارتوني از يك نماينده مجلس شوراي اسلامي به شلاق محكوم شد و اتفاقاً چنين اتفاقي دستمايه سوء استفاده رسانه‌هاي بيگانه گرديد، حال آنكه بعد از فشار افكار عمومي و همچنين جرايد، نماينده مزبور مجبور به پس گرفتن شكايت خود شد. از ديگر اتفاقات مرتبط به موضوع انتقاد پذير نبودن ما، مي‌توان به جريان تعليق و تحولات برنامه هفت تلويزيون و تعطيلي مكرر برنامه هايي چون پارك ملت، مثلث شيشه اي، ديروز، امروز، فردا و. . . در صدا و سيما اشاره كرد كه همه به خاطر يك بخشي كلاً تعطيل گرديد. يادمان هست كه در مسخره‌ترين نوع واكنش ها، در زمان پخش سريال «مرد هزار چهره» در نوروز چند سال قبل، حتي اداره ثبت احوال يكي از استان‌هاي كشور ضمن صدور اعلاميه از اينكه كاراكتر اين سريال به عنوان يك كارمند ثبت احوال معرفي شده، انتقاد كرده بود. در جريان فيلم شوكران نيز انجمن پرستاران و در بسياري از سريال‌هاي ديگر، ادارات و صنوف و. . . به كارهاي نامعقول مشابه دست زده بودند كه همه اينها به خاطر عدم انتقاد پذيري از سطح فردي و اجتماعي است. واقعيت اين است كه جامعه ما دچار بيماري بسيار مهلك و خطرناك خود بي‌عيب پنداري است و به همين دليل مداراي اخلاقي در چنين وضعيتي بسيار پايين است و جامعه سرشار از سوء تفاهم هايي است كه مي‌تواند هر لحظه، همه چيز را آبستن يك فاجعه فرهنگي و اجتماعي نگه دارد. در اين ميان نقش رسانه ها، براي زشت نشان دادن بي‌مدارايي و كم تحملي براي فراگير كردن فرهنگ مدارا از سايرين حساس‌تر است و مدارا نداشتن از نشانه‌هاي فرهيختگي هر جامعه يعني فرهيختگان و ارباب رسانه‌هاي جمعي از ديگران زشت‌تر و كريه‌تر است. ]]> فرهنگی Thu, 17 May 2012 05:56:00 GMT http://javanonline.ir/vdccm4q0p2bqep8.ala2.html آيا خيام امريكايي بالاخره ايراني مي‌شود؟! http://javanonline.ir/vdchz6nkm23n--d.tft2.html ۲۸ ارديبهشت هر سال مقارن با سالروز تولد حكيم و شاعري است كه نه تنها اشعارو رباعياتش در ميان ايرانيان محبوب است بلكه ترجمان اين اشعار به زبان انگليسي، وي را به پر طرفدارترين و مشهورترين اديب و شاعر شرقي در دنياي غرب تبديل كرده است، شايد ناموري اين رياضيدان و شاعر بزرگ قرن پنجم و ششم ميلادي در غرب بوده كه غربي‌ها را تا كنون به فكر ساخت دو فيلم سينمايي از زندگي او واداشته است. نخستين فيلم از او با عنوان «عمر خيام» و به كارگرداني ويليام ديه ترل در سال ۱۹۵۷ ميلادي ساخته شد و آخرين ساخته و پرداخته سينمايي هاليوود از اين شاعر و رياضيدان ايراني نيز در قالب فيلم «حافظ: افسانه عمر خيام» و به كارگرداني كيوان مشايخ در سال ۲۰۰۵ ساخته شده است تا غرب در زمينه معرفي مفاخر كشورمان نيز يكه تاز باشد، هر چند خيام امريكايي هرگز نمي‌تواند جاي خيام ايراني را بگيرد. حكيم عمر خيام يك چهره جهاني است و لازم به توصيف اين حقيقت نيست كه رباعيات خيام تا چه اندازه در دل دوستداران ادبيات شعر و شاعري كشورمان جاي دارد اما در خارج از ايران و در خارج از محدوده‌هاي جغرافيايي زبان پارسي، خيام از طريق ترجمه آثارش و محبوبيتي كه نزد محققان غربي كسب كرده است توانسته تأثير عميقي بر ادبيات و جوامع غرب بگذارد. در اين ميان خيام و اشعارش بيش از هر چيز بر كشورهاي انگليسي زبان تاثير گذاشته‌اند، توماس هايد انگليسي بيش از سه سده از مرگش مي‌گذرد، او نخستين محقق غير ايراني بود كه روي خيام و آثارش مطالعه كرد اما گذشته از هايد، ادوارد فيتزجرالد محقق ديگري بود كه با ترجمه و برگردان درخشان اشعار خيام و نيز برگردان بي‌نظير تعداد كمي از رباعياتش به نظم انگليسي وي را به مشهورترين شاعر شرقي در دنياي غرب بدل كرد. با اين حال شهرت بين‌المللي شخصيتي چون خيام باز هم باعث نشده است كه حتي يك فيلمساز يا تهيه كننده مجموعه‌هاي سينمايي و تلويزيوني از كشورمان به سراغ ساخت اثري با اقتباس از زندگي او برود. امروز كه بي‌رغبتي بسياري از بينندگان به تماشاي فيلم‌ها و سريال‌هاي تلويزيوني حكايت از به بن‌بست خوردن طرح سوژه‌پردازان رسانه ملي و سينما دارد، صنعت سينما و تلويزيون كشورمان قصد منتفع‌‌شدن از فراواني چهره‌هاي بنام تاريخي‌– ادبي همچون حافظ، سعدي، فردوسي و خيام در پهنه تاريخ كشورمان را ندارد؛ نفعي كه به واسطه محبوبيت جهاني چهره‌اي چون «عمر خيام» مي‌تواند خارج از حد تصور تهيه‌كنندگاني باشد كه قدرت ريسك سرمايه گذاري خود روي ساخت فيلم‌ها و سريال‌هاي تلويزيوني را به خاطر شكست مالي‌شان در پروژه‌هاي قبلي از دست داده‌اند. تا كنون در خواب زمستاني بسياري از اين تهيه كنندگان، چهره ايراني و جهاني «عمر خيام» به شخصيت اول دو فيلم هاليوودي بدل شده است كه بر اساس سايت اطلاعات و آمار IMDB امريكا هر يك توانسته‌اند به امتياز قابل قبول ۸/۶ و ۷/۵ از ۱۰ دست پيدا كنند. بي‌شك خيام و رباعيات فخرآميزش آنقدر در سرتاسر جهان طرفدار دارد كه يك اثر سينمايي و تلويزيوني جالب توجه و گيرا در خصوص اين شخصيت تاريخي بتواند بينندگان جهاني را پاي تماشاي آن بنشاند، به ويژه آنكه اين اثر در كشور زادگاه او ساخته شده باشد و اينكه آيا سومين اثر سينمايي از اين حكيم فرزانه در مرزهاي كشورمان ساخته مي‌شود يا در محدوده مرزهايي غريبه كه با برداشت سطحي از مفاهيم اشعار و رباعيات او مي‌ و ميگساري را به عرصه تصوير مي‌كشند، مشخص نيست. بايد منتظر ماند و ديد كه آيا بالاخره اين تاريكي‌ها از مقابل چشمان برخي تهيه‌كنندگان و هنرپروران كشورمان به كنار مي‌رود يا خير. ]]> فرهنگی Thu, 17 May 2012 12:40:00 GMT http://javanonline.ir/vdchz6nkm23n--d.tft2.html گُل‌شيفته‌اي كه آبرو به گِل كشيد http://javanonline.ir/vdceov8evjh8nxi.b9bj.html اينها همه بهانه‌هايي براي توجيه رفتن دختري بود كه در سينماي ايران جايي براي خود باز كرده بود، نقش‌هاي موجه بازي مي‌كرد و اسم و رسمي به هم زده بود. همين اسم و رسمش هم باعث شد تا رفتنش براي خيلي‌ها خبر مهمي باشد. فيلم اولش را كه بي‌حجاب بازي كرد، گفتند عوامل فيلمسازي را مجبور كرده كه داستان فيلم را تغيير دهند و صحنه‌هاي غير اخلاقي در آن نباشد، اما در فيلم‌هاي بعدي نشان داد آنچنان كه در داخل از اخلاقيات نيكش ياد مي‌كردند، نيست و حاضر است با لباس خواب جلوي دوربين حاضر شود. ديگر داشت هاليوودي مي‌شد آن هم در فيلم هايي كه از لحاظ داستان و كارگردان سطحشان آب مي‌رفت و بي‌كيفيت تر مي‌شدند. تازه حرف‌هاي سياسي ديگران را هم خوب بلغور مي‌كرد. مي‌خواست اداي رهبران سياسي را هم در‌آورد، اما دخترك لوس، اين بار تير خلاص را زد، همان طور كه پيش‌بيني‌اش دور از ذهن نبود. اين بار نشان داد اگر نمي‌تواند در سينماي هاليوود بازيگر سرشناسي شود، اقلاً خوب مي‌تواند اداي سوپر استار‌هاي لاقيد امريكايي را درآورد. به اين گونه شد كه ته مانده آبرو و اعتبار از پيش‌مانده‌اش را هم با همه لباس‌هايش كند و به دور انداخت. خارج از بحث «از كوزه همان برون تراود كه در اوست» جريان مسموم فرهنگي كه طي چند سال اخير به شدت سعي در ايجاد انحراف در اخلاقيات جامعه داشته‌اند، با پر و بال دادن به افرادي كم ظرفيت و نافهمي چون گلشيفته فرهاني، باعث شدند تا اين افراد به ظاهر پله‌هاي ترقي را با سرعت غير‌قابل باوري طي كنند و از آنها به عنوان مزدوران بي‌جيره و مواجب و بلندگو‌هاي خود كار استفاده كنند. جريان مخرب فرهنگي داخلي كه بي‌ترديد متأثر از ناتوي فرهنگي غرب نبوده است، در سايه بي‌توجهي يا كم توجهي مديران بخش فرهنگي جامعه به يار‌گيري و تربيت نيرو پرداخته است و هر از چند گاهي دست به شعبده مي‌زند و خرگوش احمقي را از در آن بيرون مي‌كشد، اما از سوي ديگر نبايد از داشته‌هاي خود غافل بمانيم. اين ملت نشان داده‌اند كه فرهنگ و هنرشان لنگ چند نفر تافته جدا بافته نيست، بلكه چشمه‌اي جوشان است و با رفتن و بريدن اشخاصي خود‌فروخته، چرخ هنر كشور توقفي نخواهد كرد. اين در حالي است كه در آخرين ساعات روز گذشته بهزاد فرهاني و همسرش انتشار اين عكس را جعلي خواندند و منكر اين شدند كه فرزندشان دست به چنين اقدامي زده باشد. همچنين سايت فيگارو در آخرين ساعات عكس گلشيفته را از سايت خود حذف كرد. اما آيا خود گلشيفته نيز حاضر به تكذيب اين ماجراست؟! ]]> فرهنگی Thu, 19 Jan 2012 08:10:00 GMT http://javanonline.ir/vdceov8evjh8nxi.b9bj.html