جوان آنلاين - آخرين عناوين حوادث :: rss_full_edition http://javanonline.ir/vsnjfabezq25u.sfu.html Thu, 17 May 2012 06:14:10 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://javanonline.ir/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری جوان http://javanonline.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری جوان آزاد است. Thu, 17 May 2012 06:14:10 GMT حوادث 60 نجات غريق به مرگ محكوم شد http://javanonline.ir/vdcjyoexouqemmz.fsfu.html ليلا كه سال‌ها شغلش نجات غريق بود متهم است دو سال پيش پس از جدايي از شوهر معتادش صيغه مرد سالخورده‌اي شد و در جريان يك دعوا او را به قتل رساند. جلسه محاكمه در شعبه اول دادگاه كيفري استان البرز برگزار شد. دهقاني، نماينده دادستان كرج اولين كسي بود كه مقابل هيئت قضايي ايستاد. او در توضيح كيفرخواست گفت: جسد خون‌آلود مهدي ۷۵ ساله عصر روز پنجم اسفندماه سال ۸۹ در اتاق خواب خانه‌اش پيدا شد. مأموران تيم جنايي در بررسي صحنه جرم چكش خون آلودي را كنار جسد پيدا كردند. بررسي‌هاي اوليه نشان داد عامل جنايت مرد سالخورده را از پشت سر با اصابت ضربات چكش هدف قرار داده است و بعد از سرقت مقداري طلا و گوشي تلفن همراه او از محل حادثه خارج شده است. از آنجا كه آثار درگيري در خانه مشاهده نشد، مأموران احتمال دادند متهم با مقتول آشنايي قبلي داشته و او را به خانه خودش راه داده است. نماينده دادستان ادامه داد: پس از اينكه جسد به دستور بازپرس كشيك قتل به پزشكي قانوني فرستاده شد، بررسي تماس‌هاي تلفني مقتول نشان داد وي آخرين بار با زن جواني به نام ليلا تماس گرفته است. بنابراين ليلا ساعتي بعد درخانه‌اش بازداشت شد. وي در جريان تحقيقات اوليه قتل را قبول و صحنه جرم را نيز بازسازي كرد. نماينده دادستان كرج متهم را گناهكار دانست و براي او درخواست مجازات قانوني كرد. سپس اولياي دم درخواست خود را قصاص عنوان كردند. قاضي هدايت رنجبر سپس ليلا را به جايگاه دعوت كرد. زن جوان پيش از اينكه صندلي‌اش را ترك كند براي لحظاتي به آهستگي گريه كرد. صداي گريه‌ او اما زماني كه خودش را به جايگاه رساند بلند‌تر شد. ليلا با همان حالت گريان اتهامش را قبول كرد و ماجرا را اين گونه شرح داد: ۱۳ سال پيش ازدواج كردم. مدتي كه از ازدواجمان گذشت فهميدم شوهرم اعتياد دارد. اول اعتيادش را انكار مي‌كرد اما مدتي كه گذشت و در جيب‌هايش مواد پيدا كردم مجبور شد قبول كند كه اعتياد دارد. تلاش كردم او را به زندگي بازگردانم. وقتي اولين فرزندمان متولد شد، تصور كردم به خاطر كودكمان خانواده‌اش را به مواد ترجيح دهد اما بداخلاقي هم به مصرف مواد اضافه شد. وقتي دو دختر ديگرم به دنيا آمدند، شوهرم يك مصرف‌كننده دائمي مواد بود. تلاش‌هايم براي ترك دادن او به جايي نرسيد و مرا مجبور كرد تا مواد مصرف كنم. متهم ادامه داد: وقتي معتاد شدم از زندگي و شوهرم بيزار شدم، به خاطر همين طلاق گرفتم تا مجبور نباشم بيش از اين آلوده شوم. ليلا درباره آشنايي‌اش با مقتول به دادگاه گفت: در حالي كه صاحب يك پسر و دو دختر خردسال بودم، سرپرستي آنها را خودم به عهده گرفتم. براي تأمين هزينه زندگي‌ام روز‌ها به عنوان نجات غريق در استخرهاي شهر كار مي‌كردم تا اينكه يك روز كه براي گرفتن ماشين به آژانس محل رفته بودم، ماجراي زندگي‌ام را براي يكي از راننده‌ها توضيح دادم. او به من پيشنهاد داد صيغه پيرمرد پولداري شوم كه به تنهايي زندگي مي‌كند. من پيشنهاد او را قبول نكردم اما وقتي هزينه‌هاي زندگي‌ام بيشتر شد، مجبور شدم قبول كنم. براي همين مدت كوتاهي صيغه مرد ۷۵ ساله شدم. او نمي‌دانست كه من مواد مصرف مي‌كنم. از آنجا كه سه كودك خردسال داشتم، بعد از مدتي رابطه‌ام را با او قطع كردم. متهم در توضيح حادثه گفت: روز حادثه مقتول با من تماس گرفت و از من خواست به خانه‌اش بروم و پولي را كه از او طلب داشتم، بگيرم. وقتي به خانه‌اش رفتم او در اتاق خواب نشسته بود. از من خواست صيغه او شوم. من قبول نكردم. عصباني شدم و به بهانه رفتن به دستشويي از اتاق بيرون رفتم. چكشي را كه كنار جاكفشي بود، برداشتم و به اتاق خواب برگشتم. او پشت به من روي تخت نشسته بود. با چكش چند ضربه به سرش زدم. بعد خانه را گشتم و مقداري طلا و گوشي تلفن همراهش را برداشتم و از خانه بيرون رفتم. طلاها را به مبلغ ۴ ميليون تومان فروختم و گوشي موبايل را هم به مردي كه از او مواد مي‌خريدم دادم و در ازاي آن مقداري مواد گرفتم. متهم ادامه داد: من در استخرهاي شهر جان افراد زيادي را نجات داده‌ام. وي سپس به خانواده مقتول نگاه كرد و با بغضي كه در گلو داشت، گفت: مي‌دانم اشتباه بزرگي كردم و پدر شما را كشتم. من در آن لحظه به خاطر مصرف مواد عصباني شدم و كنترل خودم را از دست دادم. در خانه سه كودك بي‌پناه دارم و از شما مي‌خواهم از گناه من گذشت كنيد. سپس وكيل متهم در جايگاه ايستاد و براي موكل خودش درخواست گذشت كرد. قاضي رنجبر بعد از شنيدن آخرين دفاع متهم با اعضاي دادگاه – مازني، بدري، پورياني و بصيرنيا- وارد شور شد و بعد از مشاوره متهم را به قصاص محكوم كرد. ]]> حوادث Thu, 17 May 2012 06:00:00 GMT http://javanonline.ir/vdcjyoexouqemmz.fsfu.html شليك به رقيب عشقي در ملاقات شبانه http://javanonline.ir/vdccs4q0x2bqee8.ala2.html به گزارش خبرنگار «جوان»، ساعت ۲۲ شامگاه سه‌شنبه ۲۶ ارديبهشت ماه رهگذران در حال عبور از خيابان سردار جنگل بودند كه با شنيدن صداي شليك تير متوجه پيكر غرق به خون پسر جواني در كف خيابان شدند و پليس را از ماجرا با خبر كردند. لحظاتي بعد وقتي مأموران كلانتري ۱۴۰ باغ‌فيض به محل جنايت رسيدند، در گوشه‌اي از خيابان با جسد بي‌جان مقتول مواجه شدند. ماموران در چندمتري جسد متوجه شدند مردم راننده يك پرشياي سفيدرنگ را كه زن جواني بود، محاصره كرده اند . پس از آن كه در نخستين بررسي‌هاي مأموران مشخص شد پسر جوان با اصابت گلوله از فاصله نزديك به گردنش جان باخته است، قاضي رودگر بازپرس كشيك ويژه قتل كه از طريق پليس در جريان موضوع قرار گرفته بود، به همراه كارآگاهان جنايي درمحل حادثه به تحقيق پرداختند. يكي از شاهدان عيني به پليس گفت: در حال عبور از خيابان بودم كه متوجه شدم اين ماشين پرشيا در كنار خيابان توقف كرد . در همين لحظه مقتول كه به نظر مي‌رسيد در پياده‌رو منتظر ماشين بود داخل پرشيا شد. دقايقي بعد ناگهان صداي شليك تيري از داخل ماشين توجه همه را به خود جلب كرد كه مشاهده كرديم پسر جوان كه خون تمام بدنش را پوشانده بود، سراسيمه از پرشيا بيرون آمد و به سمت پياده‌رو فرار كرد. مرد جوان ديگري كه اسلحه كلتي در دست داشت با پياده شدن از ماشين به تعقيب وي پرداخت. هنوز مقتول چند متر از ماشين دور نشده بود كه بر اثر خونريزي شديد به زمين خورد و مرد ضارب با سرعت خودش را به او رساند و بعد از برداشتن كيف و خالي كردن جيب مقتول به سرعت به سوي ماشين ديگري كه در خيابان آماده و منتظرش بود، رفت و با راننده ماشين كه مرد جواني بود با سرعت سر سام‌آوري از محل متواري شد. مردم با ديدن اين صحنه وحشتناك در حالي كه شوكه شده بودند بلافاصله به سوي پرشيا هجوم آوردند و زن جواني را كه راننده پرشيا بود، گرفتار كردند. بعد از تحقيقات محلي بازپرس زن جوان را به نام سحر ۲۴ ساله مورد بازجويي قرار داد. متهم ابتدا با تناقض‌گويي‌هايي گفت: من با ماشينم در كنار خيابان توقف كردم كه اين صحنه را مشاهده كردم و مردم اشتباهي مرا گرفتند. در ادامه متهم وقتي با دلايل و مدارك روبه‌رو شد لب به اعتراف گشود و در ادعايي گفت: من يك دختر هفت ساله دارم و چند سال قبل از همسرم طلاق گرفتم. چند ماه پيش سفري به كيش داشتم كه با مقتول‌- رضا ۳۰ ساله - در آنجا آشنا شدم. از آن زمان به بعد ارتباط تلفني و پيامكي من با رضا ادامه داشت تا اينكه چندي پيش در يك مهماني با قاتل به نام تقي ۳۵ ساله آشنا شدم و به پيشنهاد وي صيغه محرميت خوانديم. چند روز پيش تقي متوجه پيامك‌هاي من با مقتول شد به همين خاطر از من خواست تا با او قرار ملاقاتي بگذارم و به او بگويم كه من صيغه تقي شده‌ام. شب حادثه مقتول در خيابان سردار جنگل سر قرار حاضر شد. رضا وقتي مرا ديد بلافاصله به داخل ماشين آمد، در همين لحظه تقي هم در خودرو را باز كرد و در صندلي عقب نشست. هنوز دقايقي نگذشته بود كه با يكديگر درگير شدند و متهم با كشيدن اسلحه كمري خود ناگهان تيري به گردن او شليك كرد بعد مقتول فرار كرد و داخل خيابان بر اثر شدت خونريزي نقش بر زمين شد و جان باخت. تقي هم با ماشين دوستش كه منتظرش بود، فرار كرد. در پايان، جسد به دستور قاضي رودگر به پزشكي قانوني فرستاده شد. با اعتراف سحر قاتل فراري هويتش شناسايي شد . كارآگاهان در تلاشند هرچه زودتر متهم و همدستش را دستگير كنند تا راز اين جنايت هولناك بر‌ملا شود. ]]> حوادث Thu, 17 May 2012 05:00:00 GMT http://javanonline.ir/vdccs4q0x2bqee8.ala2.html محكوميت جنجالی يك متجاوز به عنف http://javanonline.ir/vdcjioexxuqemiz.fsfu.html ایسنا: جورج كلارك در دادگاه شهر ساراتوگا به دليل تجاوز به دختري كه كمتر از 15 سال سن داشته در 17 آگوست گذشته مجرم شناخته شده و به حكم قاضي دادگاه اين شهر به اشد مجازات يعني هفت سال زندان محكوم شده است.وي پس از وقوع جرم متواري شده بود كه پليس در نهايت توانست او را دستگير كند.به گزارش پايگاه اينترنتي تايمز يونين، وي همچنين پس از آزادي‌اش به مدت 10 سال تحت كنترل و مراقبت خواهد بود و به عنوان يك متجاوز بايد جريمه بپردازد.كلارك در جلسه دادگاهش در 27 فوريه به جرم خود اعتراف و تاييد كرده بود كه يك دختر بچه كمتر از 15 سال را مورد آزار و اذيت جنسي قرار داده است. ]]> حوادث Wed, 16 May 2012 14:53:03 GMT http://javanonline.ir/vdcjioexxuqemiz.fsfu.html خودسوزی یک مرد با بنزین در مقابل دادگاه http://javanonline.ir/vdcdsj0ofyt09o6.2a2y.html واحد مرکزی خبر: وی پیش از عبور از حصارهای امنیتی که در اطراف دادگاه قرار گرفته است با ریختن بنزین ، خود را به آتش کشید.بلافاصله پس از این حادثه ، پلیس لباس وی را از تنش بیرون آورد و شعله های آتش را خاموش کرد.به گفته پلیس ، این مرد با داد و فریاد پلیس را خطاب قرار داد اما آنها از کلمات وی چیزی نفهمیدند.وی که بیش از پنجاه سال سن داشته و ظاهرا اهل قفقاز است بشدت آسیب دید و به بیمارستان انتقال یافت. ]]> حوادث Tue, 15 May 2012 22:39:11 GMT http://javanonline.ir/vdcdsj0ofyt09o6.2a2y.html عکس/خانواده‌های قربانی مراسم خاله شادونه http://javanonline.ir/vdciwva5wt1aqp2.cbct.html   ]]> حوادث Tue, 15 May 2012 14:47:32 GMT http://javanonline.ir/vdciwva5wt1aqp2.cbct.html قتل همسر در دعواي شبانه http://javanonline.ir/vdcfvcdj0w6dv0a.igiw.html به گزارش خبرنگار «جوان»، دهقاني نماينده دادستان كرج مقابل هيئت قضايي شعبه اول دادگاه كيفري استان البرز ايستاد و گفت: سحرگاه ۱۷ دي ماه دو سال پيش مرد جواني همسرش را به درمانگاهي در حسين‌آباد كرج رساند و براي نجات جان او از پزشكان كمك خواست. احمد به پزشكان گفت: همسرم زيور - ۲۹ساله- لحظاتي قبل از پله‌هاي خانه‌مان به پايين سقوط كرد و از هوش رفت. پزشكان بعد از معاينه زيور متوجه شدند او لحظاتي قبل از رسيدن به بيمارستان فوت كرده است. آنها بعد از معاينه جسد متوجه آثار كبودي در نقاط مختلف بدن وي شدند و مأموران پليس را از ماجرا باخبر كردند. تيم جنايي در نخستين گام احمد را به عنوان مظنون به قتل همسرش مورد بازجويي قرار داد اما وي بار ديگر ادعاي اول خودش را تكرار كرد و گفت همسرش بعد از سقوط از بالاي پله بي‌هوش شده است. گزارش پزشكي قانوني درباره دليل مرگ زيور تحقيقات تيم جنايي را وارد مرحله ديگري كرد. اين گزارش نشان مي‌داد زيور بر اثر اصابت جسم سخت به سرش به قتل رسيده است. بنابراين احمد به قتل همسرش اقرار كرد. نماينده دادستان احمد را گناهكار دانست و براي او درخواست مجازات قانوني كرد. بعد از اينكه اولياي دم درخواست قصاص كردند، قاضي رنجبر متهم را به جايگاه دعوت كرد. او اتهام خودش را قبول كرد و گفت: ۱۱ سال پيش با زيور ازدواج كردم. ما دو دختر يك ساله و سه ساله داشتيم و زندگي‌مان خوب بود تا اينكه معتاد شدم و به خاطر خريد و فروش مواد دستگير شدم و به زندان افتادم. همسرم براي بازگرداندن من به زندگي و حفظ آبروي خانوادگي‌مان تلاش مي‌كرد اما من قدر زحمت‌هاي او را ندانستم و به جاي كار كردن به وضع باجناق‌هايم كه زندگي خوبي داشتند، حسادت مي‌كردم و همسرم را كتك مي‌زدم. متهم در توضيح شب حادثه گفت: همسرم چند روزي بود كه به حالت قهر به خانه پدرش رفته بود. با ميانجيگري بزرگ‌تر‌ها بار ديگر به خانه برگشت اما دوباره بر سر موضوع هميشگي با او دعوا كردم. وقتي دعوايمان بالا گرفت با لوله جاروبرقي چند ضربه به سرش زدم. همان لحظه دختر سه‌ساله‌ام شروع به گريه كردن كرد. براي آرام كردنش او را به اتاقش بردم. نيمه‌هاي شب دخترم از خواب بيدار شد و گفت تشنه است. به آشپزخانه رفتم تا برايش يك ليوان آب بياورم. همان لحظه ديدم همسرم در حالي كه مشغول شيردادن به كودك يك ساله‌مان بود، وسط پذيرايي از هوش رفته است. چند بار او را صدا زدم اما جواب نداد. ترسيدم و با عجله او را به درمانگاه بردم. متهم گفت: همسرم زن فداكاري بود كه من قدر زحمت‌هايش را ندانستم. من از خانواده‌اش درخواست گذشت دارم. سپس وكيل متهم در جايگاه ايستاد و از موكل خود دفاع كرد. قاضي رنجبر بعد از شنيدن آخرين دفاع متهم با اعضاي دادگاه وارد شور شد. ]]> حوادث Tue, 15 May 2012 10:24:03 GMT http://javanonline.ir/vdcfvcdj0w6dv0a.igiw.html قاتل فراري به مرگ محكوم شد http://javanonline.ir/vdca00ny649nia1.k5k4.html به گزارش جوان، متهم كه آرين نام دارد، يك بار محاكمه و به قصاص محكوم شده بود اما اعتراض وي به رأي دادگاه از سوي ديوان عالي كشور پذيرفته شده و از طناب دار نجات پيدا كرده بود. پس از اينكه آرين با قرار وثيقه از زندان آزاد شد، خانواده مقتول به رأي ديوان عالي كشور اعتراض كردند. آرين كه متوجه شده بود اعتراض خانواده مقتول ممكن است بار ديگر وي را به طناب دار نزديك كند به صورت قاچاقي از مرز خارج و متواري شد. بنابراين پرونده اين بار روي ميز قضات شعبه اول دادگاه كيفري استان البرز گشوده شد و آرين كه پس از اعتراض خانواده دوستش به رأي دادگاه فرار كرده بود به طور غيابي محاكمه شد. ظهر روز ۱۴ بهمن ماه سال ۸۱ وقتي زنگ آخر يكي از دبيرستان‌هاي منطقه گوهردشت كرج به صدا درآمد پسران نوجوان به سرعت راهي خانه‌هايشان شدند. هنوز زمان زيادي از نواخته شدن زنگ نگذشته بود كه در نزديكي مدرسه دعواي خونيني بين دو پسر نوجوان رقم خورد و زنگ كلانتري ۱۵ رجايي شهر كرج به صدا درآمد. مأموران پليس به سرعت راهي محل حادثه شدند و پي بردند دعوا بين دو پسر ۱۶ ساله – آرين و شروين – اتفاق افتاده است. همكلاسي‌هاي دو پسر به مأموران گفتند آرين شروين را با چاقو زخمي كرد و يكي از معلم‌ها او را براي مداوا به بيمارستان شهيد مدني برد. زماني كه مأموران به بيمارستان رسيدند شروين به دليل شدت جراحت روي تخت بيمارستان تسليم مرگ شده بود. آرين در حالي كه كنار جسد همكلاسي‌اش گريه مي‌كرد، از سوي پليس بازداشت شد. او در حالي كه اشك پنهاي صورتش را گرفته بود به مأموران گفت: صبح امروز وقتي زنگ تفريح زده شد به حياط رفتم. ديدم شروين دارد با دوست صميمي‌ام كه ميلاد نام دارد دعوا مي‌كند. براي ميانجيگري جلو رفتم و از آنها خواستم با هم دعوا نكنند. شروين فكر كرد من مي‌خواهم با او دعوا كنم. اول يك سيلي به من زد و بعد با صداي بلند به من فحش داد. همان لحظه مدير مدرسه آمد و ما را از هم جدا كرد. وقتي داشتيم به‌سر كلاس مي‌رفتيم، شروين به من گفت زنگ آخر بيرون مدرسه منتظر من مي‌ماند. من هم براي اينكه جلوي او كم نياورم گفتم همديگر را مي‌بينيم. بعد از اينكه زنگ آخر زده شد، همراه ميلاد از مدرسه بيرون رفتم و كمي دورتر از مدرسه شروين را ديدم. او به طرفم آمد در حالي كه انتظارش را نداشتم با سر به پيشاني‌ام ضربه‌اي زد. من هم با دست به صورتش ضربه‌اي زدم كه عينكش شكست و با هم گلاويز شديم. همان لحظه بچه‌هاي مدرسه دور ما حلقه زدند و به جاي ميانجيگري داشتند دعواي ما را نگاه مي‌كردند. شروين مرا با مشت و لگد مي‌زد. مي‌خواستم فرار كنم كه نتوانستم. ناخودآگاه چاقوي ضامن‌داري كه در جيب داشتم، بيرون آوردم و به طرفش گرفتم تا بترسد و با من كاري نداشته باشد. همان لحظه يك نفر شروين را به طرف من هل داد و چاقو به سينه‌اش خورد و روي زمين افتاد. من وحشت زده شدم. همه بچه‌ها به جاي كمك كردن فرار كردند. در حالي كه وحشت‌زده گريه مي‌كردم از يك راننده پيكان خواستم به من كمك كند شروين را به بيمارستان ببريم اما گفت خودت زده‌اي خودت هم او را به بيمارستان ببر. همان لحظه معلم هندسه‌مان آمد و با كمك او شروين را به بيمارستان آورديم اما كار از كار گذشته بود. پسر نوجوان با گريه ادامه داد: به خدا نمي‌خواستم او را بزنم. دعواي ما كودكانه بود. وقتي مأمور پليس از او سؤال كرد براي چه در جيب خودت چاقو گذاشته‌اي، جواب داد: هفته گذشته داشتم از مدرسه به خانه‌مان مي‌رفتم. در راه دو پسر موتورسوار مزاحم من شدند و كلاهم را برداشتند و فرار كردند. من هم در راه اين چاقو را به مبلغ ۲هزار تومان خريدم. ميلاد- دوست متهم- نيز در جريان تحقيقات به مأموران گفت: آرين و شروين با هم دعوا مي‌كردند. من سعي كردم آنها را از هم جدا كنم. يك بار هم اين كار را كردم اما دوباره با هم گلاويز شدند تا اينكه شروين چاقو خورد. پس از اعتراف آرين و انجام تحقيقات، پرونده براي رسيدگي به شعبه ۳۳ دادگاه عمومي كرج فرستاده شد و قضات دادگاه او را مستحق مجازات قصاص دانستند. در حالي كه پرونده به ديوان عالي كشور فرستاده شده بود، آرين به رأي دادگاه اعتراض كرد. اعتراض متهم از سوي قضات ديوان پذيرفته شد و پرونده براي رسيدگي دوباره به شعبه ۱۱۲ دادگاه تجديد نظر فرستاده شد. قضات دادگاه پس از بررسي اوراق پرونده و شنيدن دفاعيات آرين، قتل را از نوع شبه عمد تشخيص داد و متهم را به حبس و پرداخت ديه محكوم كرد. در حالي كه آرين با سپردن وثيقه از زندان آزاد شده بود اين بار اولياي دم به رأي اعتراض كردند. رأي صادر شده از سوي قضات شعبه ۲۷ ديوان عالي كشور نقض و پرونده براي رسيدگي دوباره به شعبه اول دادگاه كيفري استان البرز فرستاده شد. از آنجا كه متهم پس از سپردن وثيقه به زندان بازنگشته و متواري شده بود، وي به صورت غيابي محاكمه شد. در ابتداي جلسه دهقاني نماينده دادستان كرج مقابل هيئت قضات به رياست قاضي هدايت رنجبر ايستاد و براي آرين درخواست مجازات قانوني كرد. سپس خانواده شروين براي آرين درخواست قصاص كردند. قاضي رنجبر بعد از شنيدن آخرين دفاع وكيل متهم با اعضاي دادگاه ـ موسوي نژاد، مينايي، پاكدامن و پورياني ـ وارد شور شد و پس از بررسي اوراق پرونده، آرين را به اتهام مباشرت در قتل عمد به قصاص محكوم كرد. ]]> حوادث Sun, 13 May 2012 06:37:00 GMT http://javanonline.ir/vdca00ny649nia1.k5k4.html اشك‌ها و لبخندهاي 2 اعدامي پاي چوبه دار http://javanonline.ir/vdcf0edjyw6dvca.igiw.html غلامرضا مسكني: دو مرد اعدامي در حالي كه مأموران زندان آنها را همراهي مي‌كردند، با گام‌هاي لرزان كنار چوبه دار ايستادند. سكوت مرگبار حاكم بر ديوارهاي سيماني زندان وحشت دو مرد اعدامي از مرگ را بيشتر كرده بود كه ناگهان طناب دار بر گردنشان گذاشته شد. كمي آن سوتر اما خانواده اولياي دم كه شاهد گرفتار شدن دو مجرم در دست عدالت بودند در سكوت صبحگاهي به آرامي مي‌گريستند كه قاضي جمشيدي سرپرست واحد اجراي احكام دادسراي جنايي آخرين تلاش خود را براي نجات زندگي دو متهم انجام داد. دو مرد اعدامي از بالاي چوبه دار شاهد تلاش قاضي اجراي حكم بودند. نفس در سينه‌شان حبس شده بود و يك جواب نه مي‌توانست زندگي را از آنها بازستاند كه ناگهان برق اميد در چشم قاضي اجراي حكم درخشيد و به اشاره او طناب از گردن‌شان برداشته شد و ثانيه‌هايي بعد گريه‌هاي شوق شان سكوت مرگبار زندان را شكست. نخستين متهم پرونده كه بود؟ ساعت ۹ و ۲۰ دقيقه صبح روز ۲۱ اسفند ماه سال ۸۳ رفتگر شهرداري در يكي از خيابان‌هاي شهرك قدس با ديدن جسم مشكوك نايلون پيچي داخل جوي آب پليس را با خبر كرد. مأموران لحظاتي بعد در محل حاضر شدند و بعد از گشودن نايلون با جسد پسر ناشناسي روبه‌رو شدند كه هيچ اوراق شناسايي به همراه نداشت. اولين بررسي كارشناس پزشكي قانوني در محل مشخص كرد كه مقتول سه روز قبل با اصابت جسم سختي به سرش كشته شده است. سپس جسد به پزشكي قانوني فرستاده شد. مأموران با بررسي پرونده افراد گمشده با شكايت مرد ميانسالي روبه‌رو شدند كه مشخصات پسر گمشده‌اش شباهت زيادي به مقتول داشت. شاكي بعد از ديدن عكس، جسد امير را شناسايي كرد و گفت: پسرم ۱۹ بهمن ماه از خانه خارج شد تا به قهوه‌خانه‌اي برود كه پاتوق دوستانش است اما ديگر به خانه بازنگشت. تحقيقات بعدي پليس نشان داد امير از چندي پيش بعد از دوستي با دختر جواني به نام فريبا او را به عنوان نامزد خود به دوستانش معرفي كرده است. پليس فريبا را مورد بازجويي قرار داد. دختر جوان ابتدا با تناقض‌گويي ادعا كرد با امير دوست بوده ولي بعد از ناپديد شدنش از وي خبر ندارد اما سرانجام لب به اعتراف گشود و گفت: من با امير در خيابان دوست شدم. او قرار بود به خواستگاري من بيايد اما بعدا مرا فريب داد و به من تجاوز كرد. بعداً هم براي خواستگاري بهانه مي‌گرفت تا اينكه برادرم متوجه ماجرا شد. تقي مرا به شدت كتك زد و قرار شد براي گرفتن انتقام امير را به خانه بكشانم تا او را بكشد. روز حادثه وقتي مقتول به خانه ما آمد، برادرم پشت پرده پنهان شد و من با سرفه كردن به او علامت دادم كه بيايد. تقي از پشت با چوب به سر امير كوبيد و او را به قتل رساند. برادرم جسد را نايلون پيچ كرد و چند روزي در خانه نگه داشت. وقتي متوجه شديم جسد فاسد شده مخفيانه آن را در جوي آب رها كرديم. بعد از اعتراف فريبا، كارآگاهان تقي را دستگير كردند و او با اعتراف به قتل، گفته‌هاي خواهرش را پذيرفت. پرونده وقتي كامل شد براي رسيدگي به شعبه ۷۱ دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد. هيئت قضايي بعد از شنيدن دفاعيات متهمان و وكيل مدافعشان تقي را به قصاص و فريبا را به سه سال حبس محكوم كردند. پرونده بعد از تأييد حكم در شعبه ۱۱ ديوان عالي كشور براي اجرا در اختيار قاضي جمشيدي رئيس شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي قرار گرفت. ماجراي پرونده دومين مرد اعدامي چه بود؟ بامداد ۷ فروردين ماه سال ۸۳ مرد قوي هيكلي پيكر خونين مرد جواني را با ماشين فيات قرمز رنگي مقابل بيمارستان زعيم پاكدشت رها كرد و گريخت. تيم پزشكي تلاش زيادي براي نجات جان مرد زخمي انجام داد اما وي جان باخت. پس از آنكه هويت مقتول شناسايي شد تحقيقات پليس نشان داد بهروز قبل از حادثه زن جواني به نام ثريا را صيغه كرده بود. مأموران وقتي به سراغ ثريا رفتند متوجه آثار بريدگي روي دست‌هاي او شدند و در اين باره از او سؤال كردند. ثريا كه با سؤال مأموران غافلگير شده بود، راز جنايت را فاش كرد. وي گفت: من از مدتي پيش صيغه بهروز بودم تا اينكه چند روز قبل صيغه ما تمام شد و من صيغه مرد ديگري به نام رحيم شدم اما ماجرا را به بهروز نگفتم. شب حادثه مقتول با من تماس گرفت و گفت مي‌خواهد به ديدن من بيايد و درباره تمديد صيغه‌نامه حرف بزند. من هم موضوع را به رحيم گفتم و دو نفري تصميم گرفتيم بعد از آمدنش به او بگويم كه من صيغه رحيم شده‌ام و نبايد با هم ارتباط داشته باشيم. وقتي بهروز به خانه ما آمد و رحيم را ديد با او درگير شد . آنها يكديگر را به شدت كتك زدند كه رحيم ناگهان با چاقو به سوي بهروز حمله كرد و ضربه‌اي به او زد. من چاقوي رحيم را گرفتم كه دستم بريد. رحيم بعد از دستگيري با اعتراف به قتل گفت: من آن شب براي ديدن ثريا به خانه‌شان آمدم كه متوجه شدم چراغ‌ها خاموش است ولي تلويزيون روشن است. من با كليد يدكي كه داشتم در را باز كردم كه ديدم مقتول در حال لباس پوشيدن است. به او اعتراض كردم كه درگيري خونين ما آغاز شد. من قصد كشتن او را نداشتم و وقتي هم كه زخمي شد براي نجات جانش او را به بيمارستان رساندم كه دير شده بود. بعد از تكميل پرونده، متهم براي محاكمه در شعبه ۷۱ دادگاه كيفري حاضر شد. هيئت قضايي بعد از شنيدن دفاعيات متهم و وكيل مدافعش وي را به قصاص محكوم كرد. بعد از اعتراض متهم حكم دادگاه در شعبه ۱۱ ديوان نقض شد و براي رسيدگي به شعبه ۷۱ فرستاده شد. هيئت قضايي براي دومين بار متهم را به قصاص محكوم كرد و اين بار حكم قصاص در شعبه ۳۳ ديوان تأييد و پرونده براي اجرا به شعبه اجراي احكام دادسراي جناي ارسال شد. رضايت پاي چوبه دار قاضي جمشيدي، رئيس شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي درباره اين دو پرونده به خبرنگار ما گفت: قرار شد صبح روز چهارشنبه ۲۰ ارديبهشت ماه حكم قصاص دو قاتل با حضور اولياي دم اجرا شود. وي ادامه داد: سحرگاه چهارشنبه براي اجراي حكم در زندان اوين حاضر شديم و دو مرد اعدامي بعد از خواندن نماز صبح پاي چوبه‌دار قرار گرفتند. در حالي كه طناب دار به گردن دو قاتل آويزان بود و لرزش پاهايشان و زمزمه‌هاي استغفارشان آخرين لحظات عمرشان را نشان مي‌داد، براي آخرين بار از اولياي دم تقاضاي بخشش كرديم كه سرانجام، دو خانواده در اقدامي خداپسندانه از اعدام دو مجرم گذشت كردند . دو اعدامي كه شوكه و مبهوت مانده بودند خودشان را به پاي خانواده‌هاي اولياي دم انداختند و بر دست وپاي آنها بوسه زدند. ]]> حوادث Sat, 12 May 2012 16:34:26 GMT http://javanonline.ir/vdcf0edjyw6dvca.igiw.html سرقت از منازل با پوشش خاص زنانه http://javanonline.ir/vdcai0nye49ni01.k5k4.html  فارس: عباس خاکی‌نهاد امروز در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس در کهنوج اظهار داشت: با تلاش مأموران کلانتری 11 کهنوج، سارقی که حین سرقت از منزلی که در پشت کوچه مخابرات بود دستگیر شد و تعدادی کیف پول و طلاجات از وی کشف شد.وی افزود: این جوان 35 ساله که به پژمان معروف است با شگرد خاص فریبکارانه‌اش که لباس زنانه می‌پوشید به منازل وارد و اقدام به سرقت می‌کرد. ]]> حوادث Sat, 12 May 2012 11:17:03 GMT http://javanonline.ir/vdcai0nye49ni01.k5k4.html پسر14ساله خواهر ناتني‌اش را دار زد http://javanonline.ir/vdch-qnkv23n-qd.tft2.html ایسنا:  به گفته پليس محلي ايالت «آلاباما»، اين پسر با نقشه قبلي و با انداختن طناب دور گردن اين دختر 9 ساله او را از درخت آويزان كرد. عمو و عمه اين دو كودك كه سرپرستي آنان را بر عهده دارند، پنجشنبه شب بدن آويزان او را پيدا كرده و پليس را مطلع ساختند.پليس اعلام كرد: اين پسر از ارتكاب به اين جنايت انگيزه‌ خاصي داشته است اما از افشاي آن خودداري كرد.عمه اين دختر پس از بازگشت از محل كار و پيدانكردن او، محوطه اطراف ساختمان را گشت تا اين‌كه بدن بي‌حال او را پيدا كرد و با نيروهاي امداد تماس گرفت اما تلاش‌هاي آنان موثر واقع نشد.به گزارش ايسنا به نقل از روزنامه ديلي‌ميل، پليس اين پسر را پس از دستگيري روانه بازداشتگاه كرد. ]]> حوادث Sat, 12 May 2012 11:12:47 GMT http://javanonline.ir/vdch-qnkv23n-qd.tft2.html