جوان آنلاين - پربيننده ترين عناوين سياسی :: rss_full_edition http://javanonline.ir/vsnd2fl06tmcy.a2y.html Thu, 17 May 2012 09:01:41 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://javanonline.ir/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری جوان http://javanonline.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری جوان آزاد است. Thu, 17 May 2012 09:01:41 GMT سياسی 60 اتاق فكر كانديداي رياست جمهوري فعال شد http://javanonline.ir/vdcgq79t3ak93t4.rpra.html يك منبع مطلع با اعلام اين خبر به «جوان» گفت: اتاق‌‌هاي فكر جبهه حامي كانديداي مورد نظر از مدت‌ها پيش فعال شده و در حال بررسي و ارزيابي شرايط براي حضور در رقابت‌هاي ياز‌دهم رياست جمهوري هستند. ]]> سياسی Wed, 16 May 2012 05:11:00 GMT http://javanonline.ir/vdcgq79t3ak93t4.rpra.html گوگل نقشه ادعایی منزل سردار سلیمانی را منتشر کرد http://javanonline.ir/vdcjytex8uqeioz.fsfu.html همزمان با ادعای مقامات آمریکایی مبنی بر ترور برخی مسئولان ایرانی سایت گوگل در اقدامی شیطنت‌آمیز با انتشار عکس ماهواره‌ای مدعی شد که نقشه منزل سردار سلیمانی است. عکس ادعایی گوگل از منزل حاج قاسم سلیمانی به گزارش خبرنامه دانشجویان ایران، پس از اینکه جمعی از نمایندگان کنگره آمریکا پیشنهاد طرح ترور مسئولین سپاه قدس را دادند سایت گوگل اقدام به انتشار نقشه منزل سردار سلیمانی کرد. با جستجوی نام قاسم سلیمانی در سایت گوگل در سومین مطلب منزل حاج قاسم سلیمانی خود نمایی می‌کند. ویکی پدیا مدعی شده است که نقشه منزل این سردار سپاه را در اختیار دارد و به راحتی آن را در دسترس مخاطبان اینترنت قرار داده است. در همین زمینه یک مقام آمریکائی به صراحت نام قاسم سلیمانی را برده است و گفته: "قاسم سلیمانی بسیار سفر می‌کند... تکان بخورید... تلاش کنید او را بکشید." نام ژنرال قاسم سلیمانی سالها است که مایه هراس و وحشت آمریکائی ها و صهیونیست ها است. جمله معروفی که از شیمون پرز در وصف هیمنه سردار تیزهوش ایران آمده نشانه همین ترس و واهمه است:"شیمون پرز: خاور میانه روی انگشت ژنرال قاسم سلیمانی میچرخد." در همین حال رهبر انقلاب در جمع دانشجویان روز چهارشنبه ۱۱ آبان اعلام کردند که بیش از ۱۰۰ سند غیرقابل انکار در زمینه دخالت آمریکا درترورهای صورت گرفته در اختیار دارند. ]]> سياسی Sat, 05 Nov 2011 13:49:46 GMT http://javanonline.ir/vdcjytex8uqeioz.fsfu.html عکسی از سعيد جليلي و پسرش در راهپيمايي روز قدس http://javanonline.ir/vdcgzy9t7ak9tt4.rpra.html ]]> سياسی Sat, 27 Aug 2011 15:27:07 GMT http://javanonline.ir/vdcgzy9t7ak9tt4.rpra.html مجلس بر چه اساسی استیضاح وزیر را پس گرفت؟! http://javanonline.ir/vdcjtoexauqemxz.fsfu.html جوان آنلاین-سحررحیمی: سعید مرتضوی و میز ریاست سازمان تامین اجتماعی.این ها کلمات آشنایی برای افکار عمومی است. از همان روز که دادستان سابق تهران به سمت ریاست بزرگترین سازمان اقتصادی تهران برگزیده شد و از سوی دولتی ها شروع به کار کرد، جنجال ها آغاز شد و فریاد اعتراض سیاسی و اقتصادی ها بلند شد. اعتراض اصلی نیز به متهم بودن سعید مرتضوی در پرونده کهریزک و بسته نشدن پرونده اتهامات وی و نداشتن سابقه مدیریت اقتصادی برمی گشت اما دولتی ها طبق روال همیشگی کوتاه نیامدند تا بهارستان نشین ها روش های دیگری در پیش بگیرند. از تهدید به افشاگری و برگزاری جلسه حکمیت گرفته تا ارجاع به شورای حل اختلاف و استیضاح وزیر کار. در این میان اما موضع سعید مرتضوی تها سکوت بود و آرام به کار خود در تامین اجتماعی ادامه می داد و معاونین خود را عزل و نسب می کرد. اما در حالی که استیضاح وزیر کار اعلام وصول شده بود و میرفت اجرایی شود، یک نامه و یک قول شرف همه معادلات را به هم ریخت . نامه غلامعلی حداد عادل به مجلس مبنی بر استعفای سعید مرتضوی و مطرح کردن مساله قول شرف دادستان سابق تهران توسط احمد توکلی، وزیر کار را از استیضاح نجات داد اما نه خبری از استعفا بود و نه برکناری. حالا اما در حالی که خطر رفع شده و دولتی ها سعید مرتضوی را در این سمت حساس ابقا کرده اند، متهم پرونده کهریزک لب به سخن گشوده و می گوید قول شرفی در کار نبوده است و معلوم نیست چرا در همان روزها اول که ماجرای استیضاح وزیر داغ بود و همین قول شرف ، دولت و سعید مرتضوی را نجات داد، وی به این کلمه اعتراضی نکرد؟ سعید مرتضوی درباره اظهارات احمد توکلی درباره قول شرف وی برای استعفا در نامه ای نوشت: قول شرف ندادم؛ قولم برای اعلام استعفا بود و همین کار هم کردم. نامه حداد عادل به نمایندگان منطبق با واقعیت است و من آن را را قبول دارم. وی در اين نامه اظهارات توكلي درخصوص قول شرف دادنش را سراسر كذب خواند و گفت: اینجانب از طریق یکی از وکلای دادگستری شکایتی را علیه ایشان به عنوان نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی تنظیم و از مرجع قضایی خواستم که آقای توکلی نوار مورد ادعای خود را ارائه نمایند. وي در ادامه با بيان اينكه شكايت‌اش از تاريخ ۳۰ فروردين در شعبه ۹ بازپرسی دادسرای فرهنگ و رسانه تهران در حال رسيدگي است،‌ گفت: تا به امروز خبری از نتیجه آن ندارم. رئيس سازمان تامين اجتماعي همچنين به هدف توكلي از انتشار «بحث قول شرف» اشاره كرد و گفت: بحث «قول شرف» که توسط ایشان(توكلي) در مجلس و متعاقباً در رسانه‌های معاند، سوژه‌ای جهت تخریب و انتقام‌گیری از خدمات گذشته اینجانب گردید مطلب دروغ و کذبی است که آقای توکلی جهت تدارک جنگ روانی و تبلیغاتی علیه اینجانب و به منظور دفاع از خود در مجلس شورای اسلامی ساخته‌اند. وي در ادامه «خدا» را شاهد گرفت كه لفظ «قول شرف» را نه در جلسه با حداد عادل و نه در جلسه با توكلي به كار نبرده است. مرتضوي با بيان اينكه «تنها قولی که داده‌ام اعلام آمادگی برای استعفا بوده و لاغیر»،‌گفت: جناب آقاي حداد عادل نيز همان شب استيضاح مراتب را طي نامه‌اي كتبي به نمايندگان استيضاح‌كننده اعلام و حتي متن نامه را به صورت كامل در نيمه‌شب منتشر كردند و نمايندگان محترم نيز بر همان اساس امضاي خود را پس گرفتند. وي در ادامه در تشريح جزئيات بيشتري از نشست شبانه‌اش با حداد عادل تصريح كرد: جناب آقاي حداد عادل حتي در آخرين تماسي كه با هم داشتيم، توقع ترك پست و خدمت از اينجانب نداشته و ندارند و تدبير ايشان اين بود كه به گونه‌اي اقدام شود كه موجب تحريك برخي نمايندگان نشود. با این وجود، بنا بر این اظهارات تنها با اعلام آمادگی برای استعفا یک استیضاح مهم پس گرفته شده است! این در حالی است که در نامه حداد عادل صراحتا اعلام شده بود که سعید مرتضوی استعفا را پذیرفته است. در ای نامه آمده بود: " جناب آقای مرتضوی پیشنهاد استعفا از سوی اینجانب را که بر مبنای ضرورت همکاری و همدلی میان مجلس و دولت و با تأکید بر بیانات رهبر معظم انقلاب مطرح کردم، پذیرفت." آیا معنی این تنها اعلام آمادگی برای استعفا است؟ ادعاهاي مرتضوي اما در حالي مطرح مي‌شود كه احمد توكلي در واكنش به آن تهديد كرد اسنادي در دست دارد كه در دادگاه عليه مرتضوي استفاده مي‌كند. وي در پاسخ به جوابيه رئيس سازمان تامين اجتماعي گفت: قدرت دفاع از خودم را نزد قاضی دارم و ان شاءالله پاسخ مرتضوی را خواهم داد. نماينده مردم تهران افزود: من خدا را شکر می‌کنم که شاکیان من افرادی مثل مرتضوی، ملک‌زاده، مشایی، جوانفکر و رحیمی هستند و من در مقابل این افراد قدرت دفاع از خودم را نزد قاضی دارم و ان شاءالله پاسخ خواهم داد. وی افزود: ولی همین که آقای مرتضوی تا چند روز پیش که احتمال استیضاح وزیر کار، رفاه و امور اجتماعی را می‌داد سکوت کرده بود و حالا شیر شده است، بهترین دلیل است که نامبرده حرفی برای گفتن ندارد. توکلی تأکید کرد: وقتی در استیضاحی که انجام خواهیم داد اسناد علیه او را افشا کردیم، معلوم خواهد شد چه کسی دروغگو است. اما توکلی تنها کسی نبود که به مرتضوی پاسخ داد. حداد عادل نیز که نامه اش نقش مهمی در پس گرفتن استیضاح وزیر کار داشت، بعد از این اظهارات مرتضوی در مقام پاسخ گویی برآمد و نامه ای برای روشن شدن اذهان عمومی نوشت.در بخش هایی از این نامه آمده است:"آقای مرتضوی اظهار داشته‌اند که لفظ «قول شرف» را نه در جلسه‌ای که با من داشته‌اند و نه در جلسه‌ای که با آقای توکلی داشته‌اند بکار نبرده‌اند. بدیهی است که هر قولی «قول شرف» است، چه کلمة «شرف» به دنبال قول بیاید و چه نیاید. آنچه مسلم است این است که آقای مرتضوی با قبول استدلال‌های اینجانب، قبول کردند که استعفا کنند و قول دادند که به هر صورت استعفا کنند و در‌‌ همان جلسه که آقای زاکانی هم در آن حضور داشتند متن استعفای خود را نوشتند و به رؤیت بنده و آقای زاکانی رساندند. آقای مرتضوی در صحبت با اینجانب، استعفای خود را منوط و مشروط به موافقت وزیر کار و رئیس جمهور محترم نکردند. " تا معلوم شود که مرتضوی برای استعفا صد در صد خود قول داده است.به این ترتیب ، ماجرای سعید مرتضوی و پست جنجالی اش به محکمه قضا کشیده شد و این در حالی است که برخی از نمایندگان مجلس از تلاش برای بر کناری وی از طریق دیوان عدالت اداری سخن می گویند. ]]> سياسی Wed, 16 May 2012 07:42:52 GMT http://javanonline.ir/vdcjtoexauqemxz.fsfu.html كابوس امريكايي‌ها كيست؟ http://javanonline.ir/vdcce1q0x2bqpm8.ala2.html كبري آسوپار | هر قدر كه داخل ايران، او را كم مي‌شناسند، خارج از اين مرزهاي جغرافيايي، قصه‌هاي حيرت‌آوري از او بر سر زبان‌هاست كه با آميخته‌اي از راست و دروغ، شبحي ترسناك و هول انگيز از او ارائه مي‌دهد كه گويي همه منافع امريكايي‌ها را در خاورميانه به خطر انداخته است و جالب آنكه هر قدر آنها او را ترسناك‌تر و هول‌انگيزتر معرفي مي‌كنند، اينجا داخل ايران اسلامي، آنها كه او را مي‌شناسند، از حجب و تواضع و آرامش او مي‌گويند، مردي كه برخلاف آنچه امريكايي‌ها مي‌گويند، مرموز نيست. هر قدر او آرام و بي‌سر و صدا مي‌رود و مي‌آيد و كارهايش را انجام مي‌دهد، بيرون از مرزهاي جمهوري اسلامي در مورد او، يعني سردار سرلشكر قاسم سليماني، فرمانده سپاه قدس ايران خيلي خبرها هست. آنها از او و سپاه تحت امرش مي‌ترسند و همين ترس سرآغاز خبرهاي بعدي است، آنها او را تروريست مي‌خوانند، بارها و بارها تحريمش مي‌كنند، به او اتهام دخالت در امور ساير كشورها را مي‌زنند، او را فردي بسيار قدرتمند در عرصه سياست خارجي جمهوري اسلامي در خاورميانه توصيف مي‌كنند، او را متهم پرونده ترور رفيق حريري مي‌دانند و سرانجام آنكه، آنها در كنگره امريكا، صريحاً و رسماً پيشنهاد ترور او را مي‌دهند! شايد تعجبي هم نباشد، آخر آنها از مبارزه با قاسم سليماني و نيروهايش ناتوان شده‌اند، به همين سادگي! و اين البته همه آن چيزي نيست كه در مورد او گفته مي‌شود. روزنامه انگليسي گاردين در مورد قاسم سليماني مي‌نويسد: «حتي كساني كه سليماني را دوست ندارند، او را فردي با هوش مي‌دانند. بسياري از مقامات امريكا كه اين چند ساله را صرف متوقف كردن كار افراد وفادار به سليماني كرده‌اند، مي‌گويند مايل هستند او را ببينند و معتقدند كه مبهوت كارهاي او شده‌اند.» شايد از سر همين بهت است كه يكي از مقامات بلندپايه ارتش امريكا عاجزانه مي‌گويد: «من اگر او را ببينم، خيلي ساده از او خواهم پرسيد كه از ما چه مي‌خواهد؟!» واقعيت آن است كه گرچه غربي‌ها او را ژنرال مي‌نامند و او فرمانده يك نيروي نظامي است و امريكايي‌ها دوست دارند قبل از هر چيز او يك تروريست به نظر برسد كه فقط با عمليات‌هاي نظامي به اهدافش دست مي‌يابد، اما خود نيز نمي‌توانند معترف نباشند كه او، بي‌آنكه وارد عرصه نظامي شود، از بعد سياسي به پيروزي دست مي‌يابد، اتفاقي كه او با تكيه بر ويژگي‌هاي اخلاقي‌اش و تكيه بر اصول انقلاب اسلامي كه منشأ منش رفتاري او نيز هست، رقم مي‌زند، نه با تكيه بر قدرت نظامي‌اش. روزنامه امريكايي «مك كلثي» در سي‌ام مارس ۲۰۰۸ گزارش داده بود: «سليماني براي توقف درگيري‌ها ميان نيروهاي امنيتي عراق كه بيشترشان شيعه هستند و نيروهاي راديكال مقتدي صدر در شهر بصره، پا در مياني كرده است. . . يكي از نخستين و مهمترين پيروزي‌هاي سليماني بر امريكا در عراق، ايجاد برتري سياسي بود، نه نظامي. وي در ژانويه سال ۲۰۰۵، زماني به عراق آمد كه عراقي‌ها براي نخستين بار پس از سقوط صدام حسين، به پاي صندوق‌هاي رأي مي‌رفتند. در حالي كه امريكا حمايت شديدي از نخست‌وزير شدن اياد علاوي مي‌كرد، سليماني فعاليت خود را در حمايت از شيعيان طرفدار ايران آغازكرد و به شدت به راهنمايي آنان براي پيروزي در انتخابات پرداخت. پس از انتخابات، بوش انگشت‌هاي رنگي مردم عراق را پيروزي بزرگي براي دمكراسي دانست، اما علاوي و متحدانش شكست خوردند.» زلماي خليل‌زاد، سفير سابق امريكا در افغانستان نيز مي‌گويد: «همان‌قدر كه مقامات امريكايي سليماني را به جنگ افروزي متهم مي‌كنند، او در ايجاد صلح نيز براي رسيدن به اهدافش فعال بوده است. او در پايان دادن به درگيري‌هاي نيروهاي مقتدي صدر و نيروهاي عراقي در بصره، نقشي حياتي داشت، تهديدي كه مي‌رفت ناآرامي‌هاي آن گسترش يافته و پيامدهاي وخيمي به ويژه براي منابع نفتي عراق در پي داشته باشد.» يكي از نمايندگان مجلس عراق كه از دستياران ارشد نوري المالكي هم هست، درباره سردار سليماني مي‌گويد: «او فقط يكبار در اين هشت ساله به عراق آمده است. او فردي است كه آرام سخن مي‌گويد و منطقي و بسيار مؤدب است. وقتي با او حرف مي‌زنيد، بسيار ساده برخورد مي‌كند. تا زماني كه پشتوانه او را نشناسيد، نمي‌دانيد چه قدرتي دارد، هيچ كسي نمي‌تواند با او بجنگد.» قاسم سليماني آن گونه كه آنها در موردش نقل مي‌كنند، بي‌محافظ و فقط با دو همراه، به عراق رفته و در منطقه حفاظت شده توسط امريكايي‌ها، موسوم به منطقه سبز حضور يافته و ديدارهايش را در كمال آرامش سروسامان داده و بعد به ايران بازگشته است! خيلي فرقي نمي‌كند كه اين ادعاها چقدر مستند است يا حتي چقدر مي‌تواند صحيح باشد؛ همين مؤلفه‌ها و قصه‌هاي راست و دروغ ديگري كه از او مي‌گويند، براي ذهن شهروندان غربي كه مقهور شانتاژهاي رسانه‌اي دولت هايشان هستند، كفايت مي‌كند تا به نمايندگان كنگره امريكا معترض نشوند كه چرا دور هم نشسته‌ايد و با صراحتي باور نكردني، پيشنهاد ترور مي‌دهيد! اين ادعاها براي پروپيمان كردن پروژه ايران‌هراسي و به طور اخص، سپاه هراسي كفايت مي‌كند؛ حتي اگر دليلي بر درستي‌شان اقامه نشود! ذهن شهروند غربي، براي فريب چنين تبليغاتي را خوردن، از مدت‌ها قبل آماده شده است. او به ديدن و شنيدن افسانه‌هاي هاليوودي عادت دارد! ما اما به قصه‌هاي هاليوودي عادت نداريم، آرمان ما حقيقت اتفاقي است كه روز دهم محرم سال ۶۱ هجري در صحراي كربلا روي داده است. اين است كه مي‌گوييم كسي از آن جماعت امريكايي اگر توان ترور حاج قاسم سليماني را داشت، درنگ نمي‌كرد. اين است كه در برابر پيشنهاد ترور او مي‌گوييم: بسم الله اگر حريف مايي! قاسم سليماني مرموز نيست اما فرمانده سپاه قدس ايران است و همين فرمانده سپاه قدس ايران بودنش، كافي است تا جماعت امريكايي از او بترسند و در توجيه اين ترس خويش، او را به نحوي اغراق‌آميز، ترسناك معرفي كنند. بر اين جماعت حرجي هم نيست البته؛ چه آنكه آدم ترسيده، اگر نخواهد كه ترسو لقب بگيرد، بايد علت ترس را ترسناك و ترسناك‌تر معرفي كند تا ترسش توجيه شود. اينها، همه كه گفتيم، آن هم از قول آنهايي كه خارج مرزهاي جمهوري اسلامي ايران هستند، تنها يك روي سكه بود؛ روي اشداء علي الكفار سردار قاسم سليماني؛ اين روي سكه اما، در داخل مرزهاي عقيدتي انقلاب اسلامي، او تمام قد سرباز ولايت است. از آن جنس آدم‌هايي كه مكلف به تكليفند و همه حياتش را از جواني تاكنون، وقف نهضت حضرت روح الله كرده است. اين روي سكه، او، رحماء بينهم است. جنگ كه شد، قاسم سليماني جوان بنايي بود در كرمان؛ متولد اسفند ۱۳۳۶. سرش هم گرم كار خودش. جنگ كه شد، بنايي را همان جا رها كرد و راهي جبهه شد. كمي بعدتر، اين جوان بسيجي فرمانده بسيجي‌هاي هم‌ولايتي‌اش شد و بعد‌تر لشكري از همين بسيجي‌هاي آفتاب سوخته كوير تشكيل داد كه شد لشكر ۴۱ ثارالله. جنگ كه تمام شد، امنيت آن خطه كويري را كه مستعد جولان اشرار بود به او سپردند و هنوز هم، هر قدر او، ميان مردم كشورش ناشناخته باشد، مردم سيستان و بلوچستان و كرمان خوب مي‌دانند كه در آن سال‌هاي فرماندهي او، امن‌ترين دوران را گذرانده‌اند. سال ۱۳۷۹، حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، فرماندهي كل قوا، او را به تهران فراخواند و مسئوليت سپاه قدس را به او سپرد. مسئوليتي كه قاسم سليماني را به كابوسي در ذهن امريكايي‌ها بدل ساخت. كابوسي كه اگر دستشان برسد، خيلي زود، همچون عماد مغنيه ترورش خواهند كرد! كابوسي كه همان قدر كه غربي‌ها را مي‌ترساند، به جان ما، غروري مقدس مي‌ريزد و اينها اين روي سكه اوست، روي رحماء بينهم قاسم سليماني، فرماندهي با صلابت، با موهايي جوگندمي و بدني لاغر و صورتي آفتاب سوخته و نگاهي محجوب و آرام. فرماندهي كه در ميان هم‌ولايتي هايش و در مراسمات و مجالس‌شان، خيلي خاكي و خودماني حضور دارد. فرماندهي كه اگر لباس نظامي تنش نباشد، كسي حدس هم نخواهد زد كه او يك فرمانده نظامي است. فرماندهي كه در خارج از مرزهاي جمهوري اسلامي، بسيار شناخته شده‌تر از داخل مرزهاست. ]]> سياسی Sat, 05 Nov 2011 08:16:30 GMT http://javanonline.ir/vdcce1q0x2bqpm8.ala2.html جوان بلاگ| شجریان را برای عکس انداختن با گوگوش ملامت نکنید http://javanonline.ir/vdcfm0djvw6dtca.igiw.html تعجب می کنم ؛ واقعاً هم تعجب می کنم. برداشته اند دو سه تا عکس از محمد رضا شجریان و گوگوش و شجریان و مجری زن یک شبکه ماهواره ای انداخته اند در سایت ها و ملت هم هی به این دو تا نگاه می کنند و بد و بیراه نثار شجریان می کنند که اَل و بَل. آقای عزیز! خانوم محترم ! گناه شجریان این نیست که با گوگوش عکس انداخته یا با آن یکی خانوم سر لخت دیگر، مگر در محافل خصوصی این آقایان و خانوم ها چیز دیگری بجز این حالت ها انتظار دارید؟ اگر غیر از این فکر می کرده اید بدانید خیلی از مرحله پرت هستید!ضمن اینکه این گناهان برای این افراد و اصولاً برای هر کس دیگری، به نوعی جزو گناهان خصوصی و شخصی آنها تلقی می شود و شاید گیر دادن ما به آنها خیلی وجهی نداشته باشد. ما در اسلام دو نوع گناه داریم : یکی معصیت هایی که شخص در خلوت خودش انجام می دهد که بار مجازاتی مشخصی دارد و بیشتر وقت ها با توبه، این نوع گناهان خیلی سریع از پرونده اعمال شخص حذف می شود و اما نوع دیگری از گناهان هم هست که وجه اجتماعی آن غالب است و مجازات آن هم بسیار شدیدتر و توبه از آن بسیار سخت تر و در مواردی محال و غیر ممکن است . شاید حدیث معروف ِ «الغیبة اشد من الزنا» به نوعی تفاوت این دو گناه را نشان بدهد که اولی تخریب وجهه شخص یا اشخاص دیگر در اجتماع است و دومی گناهی شخصی و خصوصی است که عمدتاً کسی هم از آن آگاه نمی شود و اگر کسی هم با خبر بشود حق اعلام عمومی آن را - مگر با شرایط بسیار سخت - ندارد. آقایان محترم ! خانوم های گرامی ! گناه شجریان عکس گرفتن کنار یک پیرزن ۵۹ ساله یا یک دخترک تازه به دوران رسیده نیست؛ گناه شجریان حضور در تحریریه شبکه معاند و بهایی پرور و صهیونیستی بی بی سی فارسی و اتفاقاً عکس یادگاری گرفتن با عناصر فرقه ضاله بهاییت و صهیونیستی است ؛ گناه شجریان توهین به امام خمینی این احیاگر سترگ اسلام ناب محمدی در قرن بیستم و دمنده روح تکلیف و بیداری به مسلمانان و مستضعفان جهان است که در مصاحبه با رادیو آمریکا ابراز کرده است. به آرم بهاییت در گوشه سمت چپ شجریان و بی بی سی دقت کنید!آری . شجریانی که روزی در حرم مطهر ثامن الائمه "ع" قرآن می خواند و روزی « ربنا»یش زینت بخش لحظه های افطار ما بود، الان در دامان شیطان بزرگ و صهیونیسم و شبکه بهایی پرور بی بی سی فارسی و صدای آمریکا و ...به امام و مردم و انقلاب اسلامی ملتش توهین می کند. این است که آرزو می کردیم کاش او تنها با یک دخترک جویای نام یا یک بیوه زن چند شوهر عوض کرده ۵۹ ساله عکس انداخته بود و سطح معصیت کاری او به همین جا ختم می شد. پی نوشت: این هشداری است برای همه ما - تک تکمان - که نکند به سابقه خوبمان در انقلاب و فعالیت های دینی و سیاسی، غره شویم و یابو برمان دارد که من آنم که رستم بود پهلوان و فراموش کنیم که گاهی یک لحظه غرور و جدایی از خط دین و مکتب، می تواند ما را برای همیشه به ضلالت ببرد. پس جا دارد که دعا کنیم : ربنا! لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا ...منبع: آب و آتش ]]> سياسی Sun, 23 Oct 2011 09:00:45 GMT http://javanonline.ir/vdcfm0djvw6dtca.igiw.html مهره حلقه انحرافي به وزارت ارشاد مي‌رود؟ http://javanonline.ir/vdcfycdjtw6dvja.igiw.html يك منبع آگاه در گفت‌وگو با خبر‌نگار «جوان آنلاين» با اعلام اين خبر افزود: گزينه مورد نظر حلقه انحرافي براي جايگزيني دكتر محمد‌ حسيني مشخص شده و او قرار است در فرصت مناسب به وزارت ارشاد برود. آقاي «ص» كه از او به عنوان اصلي‌ترين گزينه نام برده مي‌شود، هم اكنون مسئول يكي از نهاد‌هاي فرهنگي كشور است. او در دوره دهم رياست جمهوري رئيس ستاد دكتر احمدي‌نژاد در يكي از استان‌هاي شمالي كشور بوده است. گفته مي‌شود وي از طريق بر‌ادر خود كه از كلان سرمايه‌داران است به حلقه انحرافي وصل شده است. ]]> سياسی Wed, 16 May 2012 06:01:00 GMT http://javanonline.ir/vdcfycdjtw6dvja.igiw.html تیغ جراحی روی صورت مشایی http://javanonline.ir/vdciqza5ut1aww2.cbct.html یکی از مسئولان بیمارستان پارسیان در گفت‌وگو با خبرنگار فارس افزود: اسفندیار رحیم مشایی روز گذشته در بیمارستان پارسیان تهران واقع در شهرک غرب تحت عمل جراحی Blepharoplasty (بلفارو پلاستی) قرار گرفت و دیشب در این بیمارستان بستری بود. وی اظهار داشت: مشایی روز گذشته در این بیمارستان تحت عمل (بلفارو پلاستی ) قرار گرفت که دلیل آن افتادگی پلک و خشکی قرنیه وی بود. لذا برای اینکه خشکی قرنیه و افتادگی پلک وی برطرف شود، این عمل انجام شد و وی دربیمارستان بستری گردید. وی یادآور شد: این برای بار سوم است که آقای رحیم مشایی در بیمارستان پارسیان تحت مداوا قرا می‌گیرد و هر بار دیابت و قند خون وی کنترل و چکاپ نیز انجام می شود. این مقام مسئول ادامه داد: قرار است مشایی امروز صبح از بیمارستان مرخص شود. Blepharoplasty (بلفارو پلاستی) از لحاظ علم پزشکی اصطلاحا به جراحی افتادگی پلک، جراحی کشیدن پلک، جراحی ترمیم پلک،جراحی جوان سازی پلک و جراحی زیبایی پلک اطلاق می شود. جراحی بلفاروپلاستی معمولا یک عمل سرپائی است و تحت بی حسی موضعی انجام می شود. انجام این عمل روی پلک بالا، باعث بالا کشیده شدن پلک ها و کاهش چین های پیشانی می شود. پف پلک پائین و پوست اضافی و شل نیز برداشته می شود. ]]> سياسی Wed, 05 Oct 2011 10:57:47 GMT http://javanonline.ir/vdciqza5ut1aww2.cbct.html جوان بلاگ | برای حاج قاسم سلیمانی http://javanonline.ir/vdcezx8efjh8nfi.b9bj.html این روزها تلاش عاجزانه ی همه ی دار و ندار رسانه ای غرب در برابر عظمت سردار عاشواریی مان، حاج قاسم سلیمانی، چقدر تماشایی است!دست و پا زدن همه ی کفر در برابر سردار ۵۵ ساله ی ما، چقدر به سینه ام احساس غرور هدیه می کند؛ غرور مقدس! چقدر این روزها حاج قاسم را بیشتر دوست دارم! نام سردار حاج قاسم سلیمانی عجین است با عظمت و بزرگی. حاج قاسم سلیمانی یعنی تکرار مالک اشتر. شجاعت، غیرت، مردانگی، خلوص، همه واژه گانی هستد که برای کسب آبرو دست به دامان قامت رعنایش شده اند. حاج قاسم سلیمانی یعنی خلاصه ی هشت سال دفاع مقدس؛ یعنی فرمانده، یعنی فرمانده هان شهید، یعنی متوسلیان، همت، باکری، خرازی، زین الدین، چمران، کاوه، کاظمی... حاج قاسم سلیمانی یعنی سید حسن نصرالله ایران. حاج قاسم سلیمانی یعنی عماد مغنیه ی مکرر. حاج قاسم سلیمانی از آن کلماتی است که تکرارش مخل در فصاحت کلام نیست که هیچ، تکرار یادش بسان تکرار الله اکبر تسبیحات حضرت زهراست بعد از فریضه ی جهاد که ثواب هزار نماز مستحبی دارد. یاد حاج قاسم سلیمانی عبادت مقبول من است، عبادت مقبول دلنشین من! ذکر حاج قاسم سلیمانی در نیمه ی امشب مرا در حالی پرواز می دهد تا بلندای قله ی غرور که ژنرال های آمریکایی مثل سگ از ترس مالک اشتر انقلاب به خود می لرزند و خواب راحت ندارند و در پس شبکه های رسانه ای خود برای شیر بیشه ی خاورمیانه پارس می کنند. شنیدم یکی شان گفته: اگر قاسم سلیمانی را ببینم خیلی راحت از او می پرسم از جان ما چی می خواهی؟! باید به این دجاله ی حقیر گفت تو اگر سردار دلیر ما را ببینی و بخت یارت شود و از ترس قالب تهی نکنی! برق نگاه سردار اجازه نخواهد داد دهان کثیفت را باز کنی! تا چه رسد سوال کنی! تا چه رسد خیلی راحت سوال کنی! سردار عزیز من!  باشد که تو باشی و ما هم تا در لشکر امام منتقم کرب و بلا در رکاب تو، اربابان کاخ سفید را به خاک سیاه بنشانیم، إن شالله. منبع: برای خدا ]]> سياسی Fri, 04 Nov 2011 12:43:44 GMT http://javanonline.ir/vdcezx8efjh8nfi.b9bj.html پلاك | گردی بر ریزگرد http://javanonline.ir/vdcd9j0o5yt09k6.2a2y.html ۱- شاید هفت سالی می‌شود همین که ۴۰ روز از سال نو می‌گذرد، پدیده بی‌رحم و لامروت ریزگردها دمار از روزگار ساکنین شهرهای غربی درمی‌آورد؛ مشکلی که گاه تا شهرهای مرکزی سرایت می‌کند، مثل همین روزها. وقتی شهروند تهرانی سخت نفس می‌کشد و چند متر جلوترش را بد می‌بیند، وای به حال غرب‌نشینان کشور، از جنوب غرب گرفته به ویژه، تا کم و بیش غرب و شمال غرب کشور. واقعاً باید دید این روزها چه می‌کشند مردم جاهایی مثل اهواز و ایلام. ۲- دیشب رادیو موج اف‌ام ۲‌ردیف ۵۰/ ۱۰۳ با فلان کارشناس محیط‌‌زیست و بهمان مسئول چنین رخدادی نشسته بود به بحث. وقتش را هم بگذاريد دقیق بگویم که خبرم منبع درست و درماني داشته باشد. دقیقاً نیم ساعت به ۲۱ شروع کردند بحث را تا حدود همین ساعت. نتیجه اما چه شد؟ خلاصه‌اش را می‌نویسم از قول آقایان. ۱-۲- اعتراف به اینکه در مقابله با این معضل، کم و بیش دست‌اندرکاران حرف زده‌اند اما در مقام عمل، تقریباً هیچ کاری صورت نگرفته است. ۲-۲- اذعان به این نکته که پدیده ریزگردها نیمی از فصل بهار تا نیمی از فصل تابستان، معضل اول آب و هوایی و زیست محیطی کشور است، یعنی چیزی حدود سه ماه از سال. این زمان قطعاً در شهرهای غربی کشور، گاهی بیش از سه ماه، منجر به آه و فغان مردم می‌شود. ۳-۲- بیان این نکته که معضل ریزگردها اگر چه برای کودکان، سالخوردگان و بیماران قلبی، عروقی و تنفسی، سمي مهلک است، اما می‌تواند برای مردم عادی نیز بیماری‌های سخت علاجی به همراه داشته باشد. از سوزش چشم بگیر تا درآمدن داد ریه. به سبب این آلودگی، کم نبوده خانم باردار که بچه را مرده به دنیا آورده! یعنی که بسی حاد است این مشکل و این روزها، ایام اضطرار. ۴-۲- اهل فن در آن برنامه طوری سخن گفتند که من مخاطب، تقریباً و تلویحاً باید به این نتیجه می‌رسیدم که مشکل ریزگردها اصلاً علاج کامل ندارد، البته لطف کردند و هیچ کجای برنامه به تصریح، دل شنونده را خالی نکردند و نگفتند «همینه که هست!» اما حرف شان همین بو را می‌داد، یعنی تحمل باید کرد! ۵-۲- آخرین نکته هم این بود که برای حل تقریبی و نه کامل این معضل، چاره‌ای نیست جز یک عزم بین المللی. مسئولان کشورهای درگیر بحث ریزگردها باید کنار هم بنشینند و چاره‌اندیشی کنند تا خطر ریزگردها، لااقل کمتر شود. ۳- خودتان قضاوت کنید دیگر! همه جور حرفی زده شد و همه جور بهانه‌ای تراشیده شد، اما دریغ از یک عذرخواهی، من البته قبول دارم عذرخواهی، علاج هیچ دردی نیست، اما گاه هست که باید گفت: حتی دریغ از یک عذرخواهی خشک و خالی! گویی این مهم، تبدیل به یک فرهنگ شده میان بعضی مسئولان. می‌بینی تخلف مالی صورت می‌گیرد، اما به ازایش، نه فقط عذری خواسته نمی‌شود، بلکه طلبکارانه و وقیحانه، بابت آنچه کشف اختلاس می‌خوانند، مطالبه تشکر هم دارند! ۴- این یکی را می‌توانی به طنز بگیری یا جدی. معضلی که برای حلش عزم ملی مسئولان را می‌خواهد، چه بسا که در گیر و دار اختلافات و جبهه بندی‌ها کلاً فراموش می‌شود، وای به حال معضل ریزگردها که حلش محتاج عزم بین‌المللی است! این بار ظاهراً ما باید وحدت به قصد خدمت را فقط توصیه به داخلی‌ها نکنیم و از سران قوای شماری از کشورها بخواهیم، سر جدتان به جای دعوا و کشمکش، همکاری کنید برای حل معضل ریزگردها! ۵- در مذمت اختلاف، همین بس که مشکل، قبل از شیوع، مجال حل پیدا نمی‌کند. اختلاف، هم وقت می‌گیرد و هم هزینه، لذا آرامشی که برای حل مشکلی لازم است، میسر نمی‌شود. مشکل به وجود می‌آید، شیوع پیدا می‌کند، صدای همه را درمی آورد، تازه آقایان به فکر علاج می‌افتند. بگذارید صرف نظر از موضوع ریزگردها دو مثال بزنم. چرا شهرداری تهران حواسش نیست که در یک بازه زمانی معین، برگزاری سه نمایشگاه بزرگ، قفل می‌کند عبور و مرور تهران را؟! چرا دولت حواسش نیست که در آستانه سال نو و اجرای فاز جدید هدفمندی، گرانی را قبل از وقوع چاره کند؟! جواب روشن است. بگو مگو، وقت و هزینه مجریان را با هم می‌گیرد و ترافیک را از اینی که هست، قفل‌تر می‌کند و گرانی را هم. دود این دعوا خود یک پا ریزگرد است که مستقیم می‌رود در چشم مردم. طبیعی است وقتی مشکل را قبل از وقوع پیش‌بینی کنی یا همان روزهای اول، چاره کنی، راحت‌تر حل می‌شود تا اینکه بگذاری شیوع پیدا کند و خرج و مخارج حل مشکل را بیشتر کند. در این باب، ضرر بیت المال را چه کسی باید بدهد؟! ۶- بی‌تعارف، عزمی نمی‌بینم در حضرات برای حل مشکل هر ساله ریزگردها. پس چه شد مالچ که قرار بود بپاشند؟! چه شد طرح درختکاری در نواحی غرب کشور؟! نهادهای موظف به کدام دعوا مشغولند که وقت نمی‌کنند مشکل زیست محیطی ملت را حل کنند؟! ۷- این را هم می‌توانی به طنز بخوانی یا جدی. در همان برنامه رادیویی گفته شد که مولد این ریزگردها کشورهای عربی از جمله عراق است. ممنون که اطلاعات عمومی ما را افزایش داديد! تو وقتی جنون گاوی ریزگردها را حل نکنی، برای آن خانم باردار ساکن خرمشهر چه فرقی می‌کند که بداند منبع این ریزگردها کجاست؟! نه عزیز! منبع ریزگردها بیش از آنکه خاک عراق باشد، اختلاف است. ندانم کاری است. عزم نداشتن برای حل مشکل مردم است. صندلی بهارستان را ناموسی‌تر از حل معضل مردم فرض کردن است. این چیزهاست. کاش عقل می‌کردند و به جای پاشیدن بذر اختلاف بر صورت مردم، بر چهره خشن ریزگردها مالچ می‌پاشیدند. بنده‌های منیت و عاشقان صندلی، البته قبلاً گفته بودند می‌پاشیم، اما مگر دعوا و همهمه و کسب قله ریاست بر بهارستان و جبهه بازی و افشاگری و منم و منم، اجازه می‌دهد به ایشان! ]]> سياسی Thu, 17 May 2012 05:00:00 GMT http://javanonline.ir/vdcd9j0o5yt09k6.2a2y.html