متهم: قصد قتل نداشتم
کد خبر: 955685
لینک کوتاه: http://www.Javann.ir/0040cH
تاریخ انتشار: ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۰۰:۱۸
پسر جوانی که متهم است دختر مورد علاقه‌اش را به خاطر شنیدن جواب منفی به آتش کشیده است در بازجویی‌ها مدعی شد که قصد داشتم خودم را آتش بزنم که دختر مورد علاقه‌ام آتش گرفت.
سرویس جامعه جوان آنلاین: به گزارش خبرنگار ما، متهم پسر جوانی به نام احسان است که روز سه‌شنبه دهم اردیبهشت‌ماه دختر مورد علاقه‌اش به نام شقایق را به خاطر شنیدن جواب منفی به آتش کشید. پس از این حادثه که احسان هم دچار ۱۰ درصد سوختگی شده بود همراه شقایق که به شدت سوخته‌بود برای درمان به بیمارستان منتقل شدند، اما شقایق پس از ۹‌روز ساعت‌۱۴ بعد از ظهر روز پنج شنبه ۱۹‌اردیبهشت‌ماه در بیمارستان مطهری به کام مرگ رفت.
متهم پس از بهبودی صبح دیروز برای تحقیق به دادسرای امور جنایی تهران منتقل شد. وی با اظهار پشیمانی به قتل آتشین اعتراف کرد. متهم در ادامه برای بازجویی‌های تخصصی به دستور قاضی ساسان غلامی، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت.
 
گفت و گو با متهم

خودت را معرفی کن؟
احسان هستم ۳۰ ساله.
چطور با مقتول آشنا شدی؟
دو سال قبل در پیست اسکی با شقایق آشنا شدم و قرار شد با هم ازدواج کنیم.
به خواستگاری‌اش رفتی؟
خانواده‌ام ایران نیستند. پدرم در ترکیه صرافی دارد و با مادرم آنجا زندگی می‌کنند و من هم تهران در شرکتی کار می‌کردم که با شقایق آشنا شدم. خانواده وقتی فهمیدند مخالفت کردند، اما من اصرار داشتم.
چرا با هم اختلاف پیدا کردید؟
ما دو نفری تصمیم گرفتیم برای زندگی به ترکیه برویم. من هر چه داشتم فروختم و ۳۰‌میلیون تومان هم شقایق سرمایه داشت که جمعاً شد ۳۰۰ میلیون تومان و با خودمان به ترکیه بردیم و قرار بود آنجا رستوران بزنیم، اما آنجا از ما کلاهبرداری کردند و همه سرمایه‌مان از بین رفت. پس از این به تهران برگشتیم. از آنجایی که بیکار بودم و پولی هم نداشتم شقایق رفتارش با من بد شد و می‌گفت: سرمایه‌۳۰‌میلیون تومانی‌اش را من هدر داده‌ام.
چرا او را به قتل رساندی؟
من قصد قتل نداشتم. وقتی از او جدا شدم، فهمیدم که او قرار است با پسر دیگری ازدواج کند که خیلی ناراحت شدم. روز حادثه بنزین خریدم که خودم را آتش بزنم، اما وقتی سوار خودرواش شدم او دست مرا گرفت تا مانع آتش زدنم شود که بنزین روی او هم پاشید و آتش گرفتیم.
حرف آخر؟
کاش به حرف پدر و مادرم گوش می‌کردم. آن‌ها از اول مخالف ارتباط ما بودند و می‌گفتند ما دو نفر شرایط ازدواج با هم را نداریم، اما احساساتم بر من غلبه کرد و زندگی مرا به تباهی کشید و الان متهم به قتل عمد هستم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدید ها
مهمترین عناوین
آخرین اخبار