وقتی دیوارها سخن می گویند!
کد خبر: 924898
لینک کوتاه: http://www.Javann.ir/003sbi
تاریخ انتشار: ۱۳ شهريور ۱۳۹۷ - ۱۵:۱۶
نگاهی به مستند «این دیوارها سخن خواهند گفت» به بهانه پخش از پرس‌تی‌وی
در گوشه ای از میدان امام خمینی(ره) در ابتدای خیابان فردوسی، خیابان کوشک مصری، خیابان شهید یارجانی، پلاک ۱۱ موزه ای به اسم موزه عبرت وجود دارد که می توان ردپای تاریخ معاصر را در آن جستجو کرد و خاطرات پیروزی انقلاب و فراز و نشیب های قبل از آن را سلول به سلول آن مرور کرد
سید رضا صائمی

سرويس فرهنگي جوان آنلاين: در گوشه ای از میدان امام خمینی(ره) در ابتدای خیابان فردوسی، خیابان کوشک مصری، خیابان شهید یارجانی، پلاک ۱۱ موزه ای به اسم موزه عبرت وجود دارد که می توان ردپای تاریخ معاصر را در آن جستجو کرد و خاطرات پیروزی انقلاب و فراز و نشیب های قبل از آن را سلول به سلول آن مرور کرد. شبکه پرس تی وی با همکاری موزه عبرت ایران با نگاهی متفاوت و جذاب، مستندی از این مکان مخوف به تصویر کشیده و به خاطرات زندانیان سیاسی پرداخته که در زندان شاه و در کمیته مشترک ضدخرابکاری شکنجه شده اند. اگر به بازدید این موزه رفته باشید خوفناک بودن آن را می توانید حس کنید.
این موزه در زمان رضا شاه و توسط آلمانی‌ها ساخته شد. بنای موزه در سال ۱۳۱۱ تکمیل شده و به عنوان اولین زندان مدرن ایران به خدمت گرفته شد. سپس این ساختمان به زندان زنان تبدیل شد و در ادامه به عنوان زندان کمیته مشترک ضد خرابکاری مورد استفاده قرار گرفت. این کمیته با همکاری شهربانی و ساواک اداره می‌شد. پس از انقلاب اسلامی، کار بازسازی و آسیب‌شناسی این مکان با نظر مثبت سازمان میراث فرهنگی کشور، با اخذ نظریات دقیق کارشناسی آغاز شد. موزه عبرت ایران سرانجام در تاریخ هشتم بهمن ماه سال ۱۳۸۲ توسط ریاست جمهور وقت رسما افتتاح شد.
مستند «این دیوارها سخن خواهند گفت» با بستر قرار دادن این موزه، موضوع خود را به دو شکل با وجوه تصویری سوژه پیوند می دهد. یکی تصاویری از خود موزه و صحنه هایی که در آن وجود دارد و پیوند آنها با قصه های واقعی این غرفه ها و دوم از طریق بازسازی شکنجه هایی که در اینجا توسط ساواک صورت می گرفت. در این بین زندانیان سیاسی که این فضا را تجربه کرده بودند به روایت خاطرات و تجربه های تلخ خود از آنجا می پردازند. این خاطرات صرفا روایت های شخصی این افراد از تجربه زندان و شکنجه نیست بلکه در پس آن می توان به بازخوانی وقایع انقلاب اسلامی و اهداف آن نیز دست یافت. به عبارت دیگر مستند در خوانش سوژه از روایت جزء به کل بهره می برد و با مرور خاطرات زندانیان و تحلیل های آن از مشاهدات فردی به کل بزرگتری به اسم انقلاب اسلامی و ریشه های آن می رسد. نوعی صورت بندی تاریخی- تحلیلی از یک رخداد تاریخی با استفاده از امکان تصویر.
در این بازخوانی البته فیلم های آرشیوی کمتر دیده شده ای هم از برخی از زندانیان سیاسی مشهور به تصویر کشیده می شود که از جمله می توان به صحنه دادگاهی مرتضی لبافی نژاد اشاره کرد. ضمن اینکه همسر ایشان درباره خاطرات آن روزها و اتفاقاتی که بر لبافی نژاد گذشت خاطراتی تعریف می کند. از آن طرف نیز برخی فیلم های آرشیوی از شکنجه گران ساواک که بعد از پیروزی انقلاب دستگیر شده و اعترافات تلویزیونی آنان پخش شد در مستند درج شده که به شرح عملکرد ساواک در این زندان مخوف می پردازد. یکی از آنها قبل از تیرباران شدنش گفته بود:«من جنایت کرده‌ام و باید کشته شوم... آنچه را که من کرده‌ام شمر نکرده بود من باید اعدام شوم در غیر این صورت نمی‌توانم به صورت مردم نگاه کنم...»
مستند در عین اینکه به اصول مستندگونه خود وفادار است و قرار است گزارشی از یک واقعیت تلخ و وحشتناک باشد واجد نوعی قصه و داستانی تراژیک است. قصه ای که برساخته شیوه روایت فیلم بوده و خاطراتی که زندانیان سیاسی مختلف از آن تجربه مشترک دردناک بیان می کنند به شکل گیری این قصه انجامیده. ضمن اینکه بازسازی برخی از خاطرات و صحنه های شکنجه زندانیان نیز به این وجوه دراماتیک عمق بیشتری هم بخشیده است.
یکی از تمهیدات جالب این خاطره گویی تصویری این است که یکی از همان زندانیان در حال تماشای صحنه های بازسازی شده از شکنجه ایی است که بر او صورت گرفته. انگار سوژه و ابژه در یک نقطه مشترک به هم می رسند و خاطرات از سویه انتزاعی خود خارج شده و تجسم عینی یافته و واقعیت انضمامی پیدا می کند.
رفت و برگشت های سریع و تدوین متناوب این صحنه ها کمک کرده تا ریتم اثر شتاب بیشتری به خود بگیرد و اضطراب و التهاب آن تجربه های هولناک برای مخاطب نیز ملموس و تداعی پذیر شود.
خوشبختانه مستند بر روی دیالوگ ها و گفتگوهایش مکث زیادی نمی کند و در یک تدوین تقطیع شده آن را از ریتم نمی اندازد. به جای این از گفت و گوهای متعددی بهره گرفته که آنها نیز در یک ساختار مینی مالیستی صورت بندی می شود و انسجام کلی اثر را حفظ می کند. فیلم با تصاویری از نماهای مختلف این موزه و با زاویه دیدی که مخوف بودن آن را از طریق تصویر القاء می کند به پایان می رسد که به نوعی عبرت آمیز بودن این موزه برای تاریخ این سرزمین را نشانه شناسی کرده و در نهایت مخاطب با تماشای این مستند به بازشناسی سیستم امنیتی نظام پهلوی و سویه هولناک آن می رسد.تماشای این مستند نه تنها برای مخاطبان غیر ایرانی و خارجی پرس تی وی که به ویژه برای نسل جوان ایران که درکی مستقیم از خاطرات و خطرات آن دوران ندارند می تواند جذاب و عبرت آموز باشد. این مستند را می توان یکی از بهترین مستندهای سیاسی-انقلابی دانست که خود سندی تصویری از یک برهه مهم و حساس تاریخی است.

برچسب ها: پرس‌تی‌وی ، مستند ، رسانه ، پخش
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدید ها
آخرین اخبار