کد خبر: 917097
لینک کوتاه: http://www.Javann.ir/003qZt
تاریخ انتشار: ۲۲ تير ۱۳۹۷ - ۱۶:۵۵
سیمای حقیقی مسئله حجاب (۲)
از نظر اسلام محدودیت کامیابی‌های جنسی از جنبه روانی به بهداشت روانی اجتماع کمک می‏‌کند، و از جنبه خانوادگی سبب تحکیم روابط افراد خانواده و برقراری صمیمیت کامل بین زوجین می‌‏گردد، و از جنبه اجتماعی موجب حفظ و استیفای نیروی کار و فعالیت اجتماع می‏‌گردد، و از نظر وضع زن در برابر مرد، سبب می‏‌گردد که ارزش زن در برابر مرد بالا رود.
تلخیص: محمد صادق عبداللهی
جوان آنلاین: همانگونه که در قسمت اول سلسله مطالب "سیمای حقیقی حجاب" ذکر گردید جوان آنلاین در نظر دارد به مناسبت فرا رسیدن هفته عفاف و حجاب خلاصه فصل سوم کتاب مسئله حجاب از استاد شهید مرتضی مطهری که در بردارنده "فلسفه‌ی پوشش در اسلام" است را به صورت خلاصه در سلسله مطالبی منتشر سازد. در همین راستا آنچه که در ادامه آمده خلاصه بخش دوم از این فصل است که طی آن تاثیر پوشش بر آرامش روانی جامعه مورد بررسی قرار گرفته است:
 
در مسأله پوشش- و به اصطلاح عصر اخیر حجاب- سخن در این نیست که آیا زن بایستی پوشیده در اجتماع ظاهر شود یا عریان بلکه روح سخن آن است که آیا زن و تمتعات مرد از زن باید رایگان باشد؟ اسلام که به روح مسائل می‌‏نگرد جواب می‌‏دهد: خیر. اسلام برخلاف سیستم غربی عصر حاضر می‏‌خواهد انواع التذاذ‌های جنسی به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج قانونی و همراه با سلسله تعهدات سنگین باشد و اجتماع منحصراً برای کار و فعالیت اختصاص یابد و این دو محیط کاملًا از یکدیگر تفکیک شوند.

از نظر اسلام محدودیت کامیابی‌های جنسی از جنبه روانی به بهداشت روانی اجتماع کمک می‏‌کند، و از جنبه خانوادگی سبب تحکیم روابط افراد خانواده و برقراری صمیمیت کامل بین زوجین می‌‏گردد، و از جنبه اجتماعی موجب حفظ و استیفای نیروی کار و فعالیت اجتماع می‏‌گردد، و از نظر وضع زن در برابر مرد، سبب می‏‌گردد که ارزش زن در برابر مرد بالا رود.

اکنون به شرح هر یک از موارد فوق می‌‏پردازیم:

۱. آرامش روانی

نبودن حریم میان زن و مرد و آزادی معاشرت‌های بی‌‏بند و بار، هیجان‌ها و التهاب‌های جنسی را فزونی می‏‌بخشد و تقاضای سکس را به صورت عطشی روحی و خواستی اشباع نشدنی در می‌‏آورد. غریزه جنسی غریزه‌‏ای نیرومند، عمیق و «دریا صفت» است که همچون آتش هرچه بیشتر بدان خوراک دهند شعله‌ورتر می‌‏شود. برای درک این مطلب به دو چیز باید توجه داشت:

۱. تاریخ همان طوری که از آزمندان ثروت یاد می‌‏کند که با حرص و آزی حیرت‌‏آور در پی گرد آوردن پول و ثروت بوده‌‏اند و هرچه بیشتر جمع می‏‌کرده‌‏اند حریص‌تر می‌‏شده‌‏اند از آزمندانی در مسائل جنسی نیز یاد می‏‌کند که به هیچ وجه در حدی متوقف نشده‏‌اند. کریستن سن نویسنده کتاب ایران در زمان ساسانیان در فصل نهم کتاب خویش می‌‏نویسد: «در نقش شکار طاق بستان فقط چند تن از سه هزار زنی که خسرو (پرویز) در حرم داشت می‏‌بینیم. این شهریار هیچ گاه از این میل سیر نمی‌‏شد. دوشیزگان و بیوگان و زنان صاحب اولاد را در هر جا نشان می‏‌دادند به حرم خود می‌‏آورد. هر زمان که میل تجدید حرم می‌‏کرد نامه‏‌ای چند به فرمانروایان اطراف می‌‏فرستاد و در آن وصف زن کامل عیار را درج می‏‌کرد. پس عمّال او هر جا زنی را با وصف نامه مناسب می‏‌دیدند به خدمت می‏‌بردند.»

از این گونه جریان‌ها در تاریخ قدیم بسیار می‏‌توان یافت. در عصر جدید این جریان‌ها به شکل دیگر است، با این تفاوت که دیگر لزومی ندارد کسی به اندازه خسرو پرویز و هارون الرشید امکانات داشته باشد. به برکت تجدد فرنگی، برای مردی که یک صد هزارم پرویز و هارون امکانات داشته باشد میسر است که به اندازه آن‌ها از جنس زن بهره‌کشی کند.

۲. هیچ فکر کرده‌‏اید که حس «تغزّل» در بشر چه حسی است؟ قسمتی از ادبیات جهان عشق و غزل است. این چیست؟ چرا بشر در مورد سایر نیاز‌های خود چنین نمی‌‏کند؟ آیا تاکنون کسی برای نان غزل‌سرایی کرده است؟ آیا جز این است که همه کس آن را با زبان غریزه‌ای عمیق که سراپای وجودش را گرفته است منطبق می‏‌بیند؟ چقدر اشتباه می‌‏کنند کسانی که می‌‏گویند یگانه عامل اساسی فعالیت‌های بشر عامل اقتصاد است! بشر برای عشق‌های جنسی خود موسیقی خاصی دارد، همچنان که برای معنویات نیز موسیقی خاص دارد، در صورتی که برای حاجت‌های صرفاً مادی از قبیل: آب و نان موسیقی ندارد. من نمی‏‌خواهم ادعا کنم که تمام عشق‌ها جنسی است و هم هرگز نمی‏‌گویم که حافظ و سعدی و سایر غزل‌سرایان صرفاً از زبان غریزه جنسی سخن گفته‏‌اند. این مبحث، مبحث دیگری است که جداگانه باید بحث شود. ولی قدر مسلّم این است که بسیاری از عشق‌ها و غزل‌ها عشق و غزل‏‌هایی است که مرد برای زن داشته است. همین قدر کافی است که بدانیم توجه مرد به زن از نوع توجه به نان و آب نیست که با سیر شدن شکم اقناع شود، بلکه یا به صورت حرص و آز و تنوع پرستی درمی‏‌آید و یا به صورت عشق و غزل.
 
روح بشر فوق العاده تحریک پذیر است. اشتباه است که گمان کنیم تحریک پذیری روح بشر محدود به حد خاصی است و از آن پس آرام می‏‌گیرد. همان‏طور که بشر- اعمّ از مرد و زن- در ناحیه ثروت و مقام از تصاحب ثروت و از تملک جاه و مقام سیر نمی‌‏شود و اشباع نمی‌‏گردد، در ناحیه جنسی نیز چنین است. هیچ مردی از تصاحب زیبارویان و هیچ زنی از متوجه کردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالأخره هیچ دلی از هوس سیر نمی‌‏شود. از طرفی تقاضای نامحدود خواه ناخواه انجام ناشدنی است و این منجر به اختلالات روحی و بیماری‌های روانی می‏‌گردد. چرا در دنیای غرب این همه بیماری روانی زیاد شده است؟ علتش آزادی اخلاقی جنسی و تحریکات فراوان سکسی است.

اسلام به قدرت شگرف این غریزه آتشین توجه کامل کرده است و تدابیری برای تعدیل و رام کردن این غریزه اندیشیده است. یک وظیفه مشترک که برای زن و مرد مقرر فرموده مربوط به نگاه کردن است: «قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یغُضّوا مِنْ ابْصارِهِمْ وَ یحْفَظوا فُروجَهُمْ ...  قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یغْضُضْنَ مِنْ ابْصارِهِنَّ وَ یحْفَظْنَ فُروجَهُنَّ.»

خلاصه این دستور این است که زن و مرد نباید نباید چشم چرانی کنند و به قصد لذت بردن به یکدیگر نگاه کنند.  یک وظیفه هم خاص زنان مقرر فرموده است و آن این است که بدن خود را از مردان بیگانه پوشیده دارند و در اجتماع به جلوه‌‏گری و دلربایی نپردازند.

اما علت اینکه در اسلام دستور پوشش اختصاص به زنان یافته این است که میل به خودنمایی و خودآرایی مخصوص زنان است.  از نظر تصاحب قلب‌ها و دل‌ها مرد شکار است و زن شکارچی، همچنان که از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار است و مرد شکارچی.
 
ادامه دارد...
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
نام:
ایمیل:
* نظر: