کد خبر: 908822
لینک کوتاه: http://www.Javann.ir/003oQQ
تاریخ انتشار: ۰۴ خرداد ۱۳۹۷ - ۲۲:۰۰
محمدجواد اخوان
رهبر انقلاب در دیدار کارگزاران نظام، چارچوب برخورد منطقی، عقلانی و عزتمندانه با خروج امریکا از برجام را مشخص نمودند...

رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار مسئولان و كارگزاران نظام، چارچوب برخورد منطقي، عقلاني و عزتمندانه با خروج امريكا از برجام را مشخص نمودند. با مروري بر اين بيانات مي‌توان مؤلفه‌هاي مواجهه نظام و كشور با شرايط جديد را تبيين کرد و انتظار مي‌رود تلاش همه تصميم‌گيران، مديران و نخبگان بخش‌هاي گوناگون در اين راستا قرار گيرد.
1- پيش‌نياز مواجهه منطقي با تصميم جديد امريكا، بازگشت به گذشته و مروري دوباره‌ بر روندي است كه به امضاي برجام انجاميد. نكته‌اي كه مورد تأكيد رهبر معظم انقلاب نيز قرار گرفت و ايشان يادآوري فرمودند كه «براي لغو تحريم‌ها» اين توافق امضا گرديد. در واقع براي سنجش ميزان موفقيت يك فعل، فهم «نيت فاعل» اهميت دارد. هرچند كساني كه تا قبل برجام حتي آب خوردن مردم را منوط به توافق مي‌كردند، اينك از دستاوردهاي اخلاقي برجام سخن مي‌گويند، اما براي عموم جامعه، برجام هدفي اقتصادي داشت. روشن است كه صاحب‌نظران اهل دقت نظر حتي پيش‌ از امضاي برجام نيز از بي‌فايده بودن توافق در جهت گشايش اقتصادي خبر مي‌دادند، اما نشاني‌هاي غلطي كه برخي نخبگان و سياسيون خصوصاً در مقاطع انتخاباتي به جامعه ارائه داده بودند، كسب اين «تجربه تاريخي» را ضروري ساخت.
2- علاوه بر مرور گذشته، فهم درست از وضعيت كنوني نيز ضروري است. هرچند از فرداي روي كار آمدن دولت جديد امريكا برخي مرتباً از «برجام منهاي امريكا» و «برجام اروپايي» سخن مي‌گفتند و مي‌گويند، اما با همان منطقي كه آقاي روحاني در انتخابات سال 1392 ارائه کرد، برجام منهاي «كدخداي اروپايي‌ها» عملاً خاصيت چنداني ندارد. آنچه متأسفانه همچنان مشاهده مي‌شود، تلاش براي ارائه‌هاي نشاني‌هاي غلط و اميدوارسازي به نقطه‌هاي خيالي است كه در واقع به‌نوعي اغواگري و فريب افكار عمومي به شمار مي‌آيد. اكنون فارغ از رفتارهاي آتي تروئيكاي اروپايي، بايد به‌صراحت واقعيت‌هاي برجام و كم‌فايده بودن آن در شرايط جديد را گوشزد كرد.
3- نكته ديگري كه در تأثير شرايط جديد بر عرصه سياست داخلي مهم خواهد بود، پرهيز از «شماتت و طعنه‌زني‌هاي سياسي» و تبديل كردن برجام به موضوع «شكاف ملي» است. اين نكته از آنجا داراي اهميت است كه اولاً يكي از اهداف راهبردي غرب در تحريم‌ها، از اساس پيگيري پروژه شكاف ملي بوده و تحت هيچ شرايطي نبايد به تكميل پازل دشمن كمك كرد؛ ثانياً سرزنش و اهانت يك‌طرف به‌سوي ديگري، موجب تعصب و تصلب روي اشتباهات گذشته شده و در اين شرايط كه تصحيح روندهاي قبلي و اتخاذ هوشمندانه تصميمات درست ايجاب مي‌نمايد، مانع از چرخش به‌موقع جهت فرمان و واكنش درست و به‌موقع خواهد بود.
4- يكي از مهم‌ترين چالش‌هاي پيش روي ديپلمات‌هاي مذاكره‌كننده در جريان مذاكرات منتهي به برجام، شرطي ماندن لايه‌هايي از جامعه روي انتظار گشايش خارجي اقتصادي بود كه متأسفانه اين وضعيت ناشي از برخي موضع‌گيري‌هاي نابخردانه و شتاب‌زده برخي مسئولان اجرايي و نيز متأثر از تبليغات رسانه‌هاي نظام سلطه بود. در اين شرايط نيز چنين وضعيتي مي‌تواند مانع از تصميم و اقدام منطقي و عقلاني گردد. بنابراين يكي از اولويت‌هاي اصلي كه همه مديران و نخبگان كشور بايد وجهه همت خود سازند، جداسازي فرمول پيشرفت اقتصادي از تحولات و مذاكرات خارجي است. اين مهم تحقق نمي‌يابد مگر با عناصر تأثيرگذار اجتماعي و سياسي، خصوصاً آن‌ها كه پيش‌تر به نحوي در انتظارسازي كاذب به مذاكرات خارجي نقش داشته‌اند. در اين راستا از منظر منافع ملي لازم است در برخي موضع‌گيري‌ها برخي سياسيون و سياست‌هاي رسانه‌اي نهادهاي تحت تسلط آنها تجديدنظر اساسي صورت پذيرد.
5- اگر به هشدارها و انذارهاي امام خامنه‌اي در چند سال اخير با دقت بنگريم، يكي از مهم‌ترين دغدغه‌هاي معظم‌له روشنگري به جامعه در خصوص بي‌نتيجه بودن اتكاي به بيرون و لزوم نهادينه‌سازي نگاه درون‌زا به حوزه‌هاي مختلف خصوصاً اقتصاد است. اكنون چرايي اين دغدغه كه در سخنان مكرر معظم‌له تبلور مي‌يافت، واضح‌تر شده است. اساساً يكي از اهداف کاخ سفید در عبور از برجام نااميدسازي جامعه ايراني نسبت به آينده بوده و اين معنا در امتداد تلاش پيشين غرب و شبكه همكار داخلي آن براي شرطي نگاه‌داشتن مردم دنبال مي‌شود. در وضعيت كنوني آنچه باطل‌السحر اين توطئه غربي‌ها خواهد بود، اميدآفريني براي جامعه در جهت حل مشكلات اقتصادي و معيشتي است. البته اين اميدآفريني ديگر با «حرف درماني» محقق نشده و نيازمند اقدامات محسوس و عملي است؛ به‌گونه‌اي که اثرات آن در سفره معيشت مردم مشاهده گردد.
در مقابل ممكن است كه در براي عده‌اي همچنان روي پاشنه غلط چرخيده و تصور كنند با دوقطبي سازي‌هاي كاذب در موضوعات فرعي و مشغول سازي جامعه با مسائلي از قبيل فيلترينگ و خودروي اسلامي و ... مي‌توانند شكست برجام را از يادها ببرند. اميد است كه ديگر شاهد چنين رويكردي نباشيم؛ اما اينان بايد بدانند كه دود اين پاسخ‌هاي غلط به مطالبات واقعي جامعه در درجه نخست بر چشم خود بانيان اين رويكردها خواهد رفت و البته دست نظام براي تغيير وضعيت به سود مردم باز است.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام، چارچوب برخورد منطقی، عقلانی و عزتمندانه با خروج امریکا از برجام را مشخص نمودند. با مروری بر این بیانات می‌توان مؤلفه‌های مواجهه نظام و کشور با شرایط جدید را تبیین کرد و انتظار می‌رود تلاش همه تصمیم‌گیران، مدیران و نخبگان بخش‌های گوناگون در این راستا قرار گیرد.
۱- پیش‌نیاز مواجهه منطقی با تصمیم جدید امریکا، بازگشت به گذشته و مروری دوباره بر روندی است که به امضای برجام انجامید. نکته‌ای که مورد تأکید رهبر معظم انقلاب نیز قرار گرفت و ایشان یادآوری فرمودند که «برای لغو تحریم‌ها» این توافق امضا گردید. در واقع برای سنجش میزان موفقیت یک فعل، فهم «نیت فاعل» اهمیت دارد. هرچند کسانی که تا قبل برجام حتی آب خوردن مردم را منوط به توافق می‌کردند، اینک از دستاورد‌های اخلاقی برجام سخن می‌گویند، اما برای عموم جامعه، برجام هدفی اقتصادی داشت. روشن است که صاحب‌نظران اهل دقت نظر حتی پیش از امضای برجام نیز از بی‌فایده بودن توافق در جهت گشایش اقتصادی خبر می‌دادند، اما نشانی‌های غلطی که برخی نخبگان و سیاسیون خصوصاً در مقاطع انتخاباتی به جامعه ارائه داده بودند، کسب این «تجربه تاریخی» را ضروری ساخت.
۲- علاوه بر مرور گذشته، فهم درست از وضعیت کنونی نیز ضروری است. هرچند از فردای روی کار آمدن دولت جدید امریکا برخی مرتباً از «برجام منهای امریکا» و «برجام اروپایی» سخن می‌گفتند و می‌گویند، اما با همان منطقی که آقای روحانی در انتخابات سال ۱۳۹۲ ارائه کرد، برجام منهای «کدخدای اروپایی‌ها» عملاً خاصیت چندانی ندارد. آنچه متأسفانه همچنان مشاهده می‌شود، تلاش برای ارائه‌های نشانی‌های غلط و امیدوارسازی به نقطه‌های خیالی است که در واقع به‌نوعی اغواگری و فریب افکار عمومی به شمار می‌آید. اکنون فارغ از رفتار‌های آتی تروئیکای اروپایی، باید به‌صراحت واقعیت‌های برجام و کم‌فایده بودن آن در شرایط جدید را گوشزد کرد.
۳- نکته دیگری که در تأثیر شرایط جدید بر عرصه سیاست داخلی مهم خواهد بود، پرهیز از «شماتت و طعنه‌زنی‌های سیاسی» و تبدیل کردن برجام به موضوع «شکاف ملی» است. این نکته از آنجا دارای اهمیت است که اولاً یکی از اهداف راهبردی غرب در تحریم‌ها، از اساس پیگیری پروژه شکاف ملی بوده و تحت هیچ شرایطی نباید به تکمیل پازل دشمن کمک کرد؛ ثانیاً سرزنش و اهانت یک‌طرف به‌سوی دیگری، موجب تعصب و تصلب روی اشتباهات گذشته شده و در این شرایط که تصحیح روند‌های قبلی و اتخاذ هوشمندانه تصمیمات درست ایجاب می‌نماید، مانع از چرخش به‌موقع جهت فرمان و واکنش درست و به‌موقع خواهد بود.
۴- یکی از مهم‌ترین چالش‌های پیش روی دیپلمات‌های مذاکره‌کننده در جریان مذاکرات منتهی به برجام، شرطی ماندن لایه‌هایی از جامعه روی انتظار گشایش خارجی اقتصادی بود که متأسفانه این وضعیت ناشی از برخی موضع‌گیری‌های نابخردانه و شتاب‌زده برخی مسئولان اجرایی و نیز متأثر از تبلیغات رسانه‌های نظام سلطه بود. در این شرایط نیز چنین وضعیتی می‌تواند مانع از تصمیم و اقدام منطقی و عقلانی گردد. بنابراین یکی از اولویت‌های اصلی که همه مدیران و نخبگان کشور باید وجهه همت خود سازند، جداسازی فرمول پیشرفت اقتصادی از تحولات و مذاکرات خارجی است. این مهم تحقق نمی‌یابد مگر با عناصر تأثیرگذار اجتماعی و سیاسی، خصوصاً آن‌ها که پیش‌تر به نحوی در انتظارسازی کاذب به مذاکرات خارجی نقش داشته‌اند. در این راستا از منظر منافع ملی لازم است در برخی موضع‌گیری‌ها برخی سیاسیون و سیاست‌های رسانه‌ای نهاد‌های تحت تسلط آن‌ها تجدیدنظر اساسی صورت پذیرد.
۵- اگر به هشدار‌ها و انذار‌های امام خامنه‌ای در چند سال اخیر با دقت بنگریم، یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های معظم‌له روشنگری به جامعه در خصوص بی‌نتیجه بودن اتکای به بیرون و لزوم نهادینه‌سازی نگاه درون‌زا به حوزه‌های مختلف خصوصاً اقتصاد است. اکنون چرایی این دغدغه که در سخنان مکرر معظم‌له تبلور می‌یافت، واضح‌تر شده است. اساساً یکی از اهداف کاخ سفید در عبور از برجام ناامیدسازی جامعه ایرانی نسبت به آینده بوده و این معنا در امتداد تلاش پیشین غرب و شبکه همکار داخلی آن برای شرطی نگاه‌داشتن مردم دنبال می‌شود. در وضعیت کنونی آنچه باطل‌السحر این توطئه غربی‌ها خواهد بود، امیدآفرینی برای جامعه در جهت حل مشکلات اقتصادی و معیشتی است. البته این امیدآفرینی دیگر با «حرف درمانی» محقق نشده و نیازمند اقدامات محسوس و عملی است؛ به‌گونه‌ای که اثرات آن در سفره معیشت مردم مشاهده گردد.
در مقابل ممکن است که در برای عده‌ای همچنان روی پاشنه غلط چرخیده و تصور کنند با دوقطبی سازی‌های کاذب در موضوعات فرعی و مشغول سازی جامعه با مسائلی از قبیل: فیلترینگ و خودروی اسلامی و ... می‌توانند شکست برجام را از یاد‌ها ببرند. امید است که دیگر شاهد چنین رویکردی نباشیم؛ اما اینان باید بدانند که دود این پاسخ‌های غلط به مطالبات واقعی جامعه در درجه نخست بر چشم خود بانیان این رویکرد‌ها خواهد رفت و البته دست نظام برای تغییر وضعیت به سود مردم باز است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین