ننگ بر بردگی به نام آزادی
کد خبر: 894025
لینک کوتاه: http://www.Javann.ir/003kZl
تاریخ انتشار: ۱۶ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۲:۲۶
یاداشت : زنده باد آزادی برای آزادی
آزادی گمشده ی بشر در طول قرنهای متمادی بوده است که انسان دیوانه وار به نام آن زیر یوغ هر جبار متکبری تن به ذلت داده است

تمام موقعیت سردمداران زر و زور با بردگی گرفتن انسان مظلوم در دارالعمارهای حاکمان و صاحبان ثروت و قدرت جمع شده است و انسان مظلوم در حاکمیت طاغوتی و جور به سختی مثل یک حیوان جان کند تا جسم وروح او ویران شد ودر مقابل کاخ های حاکمان جور روبه آبادی نهاد .

انسان مظلوم یا زیر یوغ بردگی جان داد و یا جان خود را مدیون طعامی قلیل از دست رنج خود بود تا چند صباحی روزگار خویش را بگذراند،حاکمیت جور آنقدر زندگی را بر بشر مظلوم تلخ نموده بود که هرگز امنیت خاطری برایش پیدا نشد تا خود را پیدا کند که او آزاد است .

تمام ذهن بشر که به بردگی گرفته شده بود ، فقط در گرو تولید امنیت برای حاکمان جور خود بود تا طلوع خورشید اسلام برسرزمین انسان در زنجیر بردگی تابید و از او خواست که او برده نباشد و در سایه دین   آزاد است .

آزادی که با بیان خدا آمده است که " انا هدینا ه السبیل اما شاکرا و اما کفورا " ما تورا به راه آزادی هدایت کردیم حال توای انسان مختاری که این آزادی را شاکر باشی یا با بردگی خودت در اختیار طاغوتیان باشی  و کفران نعمت آزادی را بکنی و خودت را به بردگی بسپاری و اما مدعی آزادی بشی

خدا در قرآن بخاطر رنج پیامیر و حریص شدن بر آزادی انسان از یوغ بردگی می فرماید : «افانت تکره الناس حتی یکونوا مومنین»ای پیامبر تو میخواهی مردم را مجبور کنی مومن باشند تصمیم و جهت دهی خلقت بسمت آزادی ودوری از بردگی است .

انسان باید آزاد و مختار باشد ، نقش تربیتی انسان در جامعه باید در غالب هم کاری و هم یاری باشد نه اینکه تربیت انسان را در نقش غالب سازی و استاد کاری استعداد نرم و لطیف انسان مظلوم را در غالبی خشن بریزد و از او انسانی مطیع و مصنوعی و برده ای فرمانبردار بسازد

رویکرد آزادی زیر سایه تعالیم دین باید به جهتی ترسیم شود که انسان آزاد ،و آزاد مردان و آزاد زنان واقعی تربیت کند تعلیم و تربیت اسلام و مکتب اسلام در ایجاد نظام سیاسی و اجتماعی و اقتصادی برای یک مساله بزرگ و اساسی است

مساله ای که نقش تعین کننده آزادی انسان را فراهم کند فلسفه ایجاد اسلام مبارزه با نظام بت پرستان و مشرکان بخاطر مسلمان شدن آنها نبود، بلکه بخاطر اینکه نظام های سیاسی و اجتماعی مشرکین درجهت از بین بردن آزادی انسانها و به بردگی کشاندن بشریت ترسیم شده است

اسلام حتی به پیام آورش اجازه نمی دهد فردی را به اکراه مسلمان کند تا چه برسد بخواهد به اجبار اورا مسلمان کند " افانت تکره الناس حتی یکون مومنین"  شلاق برنده نظام سیاسی اسلام ، باید بر گرده کسانی که عامل استضعاف انسانها هستند به کار برود

جهت شمشیر اسلام باید در جهت صاحبان ثروت و قدرت که با ایجاد فضای امنیتی جامعه تضمین ثروت و قدرت خودرا بوجود می آورند و تقسیم ثروت نمی کنند و هدف فقیر کردن مردم جامعه برای به استضعاف کشیدن و بردگی درآوردن آنها را دارند،تا عامل فقر انسانهای آزاد را برده اقتصادی دیگران نکند .

دین و نظام سیاسی دینی میخواهد انسان آزاد باشد ، اگر با رفتارهای هنجار شکن سکس و ابتذال در جامعه روی خوش نشان نمی دهد و با آن به مخالفت بر می خیزد مخالف آزادی بشر نیست ، بلکه میخواد محیط اجتماعی زندگی بشر را از طغیان غرایض جنسی و شهوت جنسی پاک نگه دارد تا انسان در محیطی آزاد به رشد و بالندگی پویا برسد ، نه اینکه عده ای صاحب ثروت و قدرت با ترویج لاابالی گری فرهنگی ؛ بیماری برهنگی فرهنگی را ترویج و با حربه ابتذال بر گرده انسانها حکمرانی کنند و آنها را به بردگی بکشند

اسلام اگر بخاطر گناهی که نظم عمومی جامعه را بهم میزندحد و قانونی وضع می کند  و یا کیفری را می دهد و یا اگر از گناه علنی در جامعه جلوگیری می کند همه ی اینها برای صیانت از آزادی است تا بردگی بر انسان مستولی نشود

فلسفه حدود اسلام براساس متعارف است نه اینکه هر کسی در هر مسند ثروت و قدرتی بخواهد در امور مردم تجسس کند ببیند کسی گناه می کند یا نه دین بخاطر ارمغان آزادی اش به بشریت از این افراطی گرایی جلوگیری می کند

البته با دادن آگاهی ، با تمرین تربیت صحیح که قدرت اراده انسان را و قدرت انتخاب اورا در درونش بالا ببرد مثل توانای اعضای بدن که قدرتمندی آن نیازمند به تمرین و ممارست است

خالق انسان ، انسان را انتخابگر و دارای قدرت انتخاب آفریده است، تا انسانی تربیت کند، آزاد از هوای نفس ، آزاد از مسلط شدن خشم بر پیکر او آزاد از گرایش به جاه طلبی و قدرت طلبی و ثروت طلبی ،آزاد از سلطه طلبی و سلطه جویی بر دیگران و به بردگی گرفتن دیگران آزاد برای ساختن راه خویشتن تا راه خود را همواره آزادانه انتخاب کند .

اگر نظام سیاسی اسلام راه آزاد زیستن را بر انسان و جامعه خویش ببندد ،ستمی بزرگ بر آنها ر وا داشته است ،چرا که انسانیت ، انسان را در معرض خطر و سراشیبی سقوط قرار میدهد

نظام سیاسی اسلامی در کشور قانون اساسی مثل قرآن دارد و قرآن کتاب  انسان آزاد ساز خلاق پرسشگر وکتاب هدایتگریست ، کتاب نصیحت و هدایت است که با تابش قرآن دل را آباد می کند و دوری از آن دل را به خانه ی ویران مبدل می کند.

البته آزادی به معنای رفتن در مرزهای خطر و شکننده نیست و خود را در دام خطر گرفتار کردن نمی باشد بلکه در حقیقت آزادی برای رشد انسان مطلوب پروردگار خویش است . بشرط آنکه نظام سیاسی بدور از تعالیم اسلام اورا در کسل فتنه آزادی غرق نکند

.

سید محمدصادق فاطمی کارشناس ارشد فقه واصول

 

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدید ها
آخرین اخبار