با حضور دانشجویان خارجی از یادمان شهدای هویزه بازدید و بازخوانی دلاورهای شهید علم الهدی صورت گرفت.
گفت‌وگوی «جوان» با برادر شهید مدافع حرم جواد سنجه‌ونلی فرمانده تخریب تیفور
مرور زندگی برخی از شهدای مدافع حرم یادآور سیمای مجاهدانی است که در قرآن کریم به دفعات از آن‌ها یاد می‌شود. همان‌ها که در جهاد راه خدا ثبات‌قدم دارند و در این مسیر از دادن مال و جان دریغ نمی‌کنند.
جانباز بهروز رضوی در گفت‌وگو با «جوان» از خاطرات حضور در لبنان می‌گوید
آن زمان فرهنگ و زبان فرانسه در لبنان غلبه خاصی داشت. بی‌حجابی‌ها را که می‌دیدیم پیش خودمان می‌گفتیم کار خیلی سختی در پیش داریم. یادم است یک‌سری محصولات فرهنگی مثل فیلم و عکس و... از ایران آوردند تا جوانان لبنانی با فرهنگ و واقعیات انقلاب اسلامی ایران بیشتر آشنا شوند.
مادر شهید محمد حسین حدادیان گفت:بعد از شهادت او بارها به من گفتند که برای تدفین به معراج شهدا بروم. اما من چون شنیده بودم که او را خیلی سخت به شهادت رسانده‌اند؛ دل دوباره دیدنش را نداشتم و در خانه ماندم. اما در آخر با اصرار پدرش به معراج رفتم.
روابط عمومی کل سپاه در اطلاعیه‌ای از کشف و شناسایی پیکر‌های مطهر پنج تن از شهدای مفقود سوریه خبر داد.
نماینده، ولی فقیه، معاون رییس جمهور و رییس بنیاد شهید و امور ایثارگران گفت: مسئله آموزش فرزندان ایثارگران همواره مورد تأکید امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری بوده است و این عزیزان باید در بهترین شرایط علمی به تحصیل و کسب علم بپردازند.
بررسی نقش فرماندهی شهید حسین خرازی در دفاع‌مقدس در گفت‌وگوی «جوان» با محسن رخصت‌طلب، راوی فرمانده لشکر ۱۴ امام حسین (ع)
یکی از مشکلات در رابطه با راوی‌گری این بود که کارمان نو و ناشناخته بود و همه فرماندهان مانده بودند این راویان چه کسانی هستند که می‌آیند و کنار ما می‌نشینند تمام حرف‌ها و کار‌های ما را ضبط می‌کنند و می‌نویسند؟! این برای فرماندهان کمی غیرعادی بود.
به مناسبت ولادت بانوی دو عالم حضرت زهرا(س)
گفت‌وگوی «جوان» با مادر شهیدی که خود فرزند شهید است
محرم سال گذشته مقابل تلویزیون نشسته بودم که اعلام کرد پیکر 72 شهید در منطقه زبیدات عراق تفحص شده و وارد کشور شده است. انگار به من الهام شد که پیکر بهرام هم میان آنهاست. عدد 72 را که شنیدم یک طوری شدم.
گفت‌وگوی «جوان» با خواهر و یکی از همرزمان شهید محمدحسین دهقان‌بنادکی
اولین کسی بودم که رفتم پیکرش را تحویل گرفتم. به او نگاه کردم. آرام خوابیده بود. با همان یونیفرم سپاه به شهادت رسیده بود. بار اول هر چه نگاه کردم ببینم تیر یا ترکش به کجای بدنش اصابت کرده، چیزی متوجه نشدم. در اثر جابه‌جایی پیکر، سرشهید به عقب رفت که دیدم ترکش از زیر گلویش رد شده و تا پشت گردن را شکافته است.
۷