مادر شهید علیرضا هوشیار در گفت‌وگو با «جوان»:
موقع انقلاب علیرضا ۱۷ سال داشت. از آن جوان‌های انقلابی نترس بود. با دوستانش اعلامیه پخش می‌کردند و به تظاهرات می‌رفتند. جوان‌های آن روزگار، نسل عجیبی بودند. در مقطع تاریخی خاصی هم زندگی می‌کردند.
دهم اردیبهشت ۱۳۶۱ بود که عملیات الی‌بیت‌المقدس با رمز یا علی ابن ابیطالب (ع) آغاز شد. در این عملیات قرار بود باقی‌مانده قوای دشمن که عمدتاً در جنوب خوزستان حضور داشتند از کشور بیرون انداخته شوند
گفت‌وگوی «جوان» با فرزند شهید ترور محمود افتخاری سلیمانی
از دفتر شهید لاجوردی با ما تماس گرفتند و گفتند قاتل را پیدا کردیم و قرار است اعدام شود. مادرم به همراه عمویم برای دیدن قاتل رفتند. آن جوان خودش اقرار کرده بود که پدرم و یک ساندویچ‌فروش دیگر را کشته است. مادرم از او پرسیده بود «همسرم چه گناهی کرده بود و با تو چه کار داشت که او را کشتی؟» او هم گفته بود «از مقامات بالا به ما دستور دادند»
وزیر کار در مراسم روز بسیج کارگری‌:
وزیر کار، رفاه و تعاون گفت: ما باید مشکلات معیشتی کارگران را حل کنیم و تمام این مشکلات با پرداخت‌های نقدی حل نمی‌شود، به عنوان مثال برای حل مشکل مسکن کارگران باید وزارت مسکن به سمت ساخت مسکن ارزان قیمت و اجتماعی برود.
گفت‌وگوی «جوان» با مادر ستوان دوم شهید سیدمجتبی حسینی
گفتند سه روز طول می‌کشد تا پیکر سید مجتبی را از زاهدان برگردانند. در آن سه روز به اندازه ۳۰ سال مو‌های سرم سپید شد. درد کشیدم و برای دوباره دیدن سیدمجتبی دندان بر جگر پاره‌پاره‌ام گذاشتم
برای اجرای عملیات محرم در سال ۶۱، ما از تیپ ۲۵ کربلا به منطقه اعزام شدیم، البته لشکر‌های دیگر مراحل اولیه عملیات را انجام داده بودند و ما به عنوان تیپ ۲۵ کربلا متشکل از نیرو‌های گیلان و مازندران برای اجرای مرحله سوم عملیات رفتیم.
گفت‌وگوی «جوان» با فرزند شهید محمدعلی عامریان از خیرین کمک به جبهه‌ها
پدرم مدیر یک شرکت تأسیساتی بودند و در یک کارگاه شخصی به ساخت تانکر‌های آب مورد نیاز جبهه می‌پرداخت. سال ۶۵ برای اولین بار داوطلبانه به جبهه رفت. قبلش هم که در پشتیبانی از جنگ فعال بود و کمک می‌کرد.
مادر شهید حسن باقری: «پسرم از حادثه طبس حرفی به ما نزد»
آنچه در طبس گذشت با تمامی زوایای پیدا و پنهان، آغاز و انجام آن، بدون شک شکست سناریوی آمریکا در ایران بود؛ شکستی که در آن روز با قلم شهید «حسن باقری» و دریچه دوربین «بهرام محمدی‌فرد» و دیگر اهالی رسانه بر همگان آشکار شد.
رمز و راز‌های زندگی شهید سیدحسین آملی که پس از ۳۵ سال جانبازی آسمانی شد
با اینکه آرزوی سید برای راه رفتن از بین رفت، اما هیچ‌گاه آرزویش برای زندگی از بین نرفت. می‌گفت: ناامیدی دشمن خداست و همیشه باید به لطف خدا امیدوار بود. حتی در روز‌های سخت جانبازی به دیگران امیدواری می‌داد که از لطف و مصلحت خدا غافل نشوند و نگذارند ناامیدی که بزرگ‌ترین دشمن بشر است، بر آن‌ها غلبه کند.
خاطراتی از عمو حسن
عمو حسن که پیش از هر عملیاتی دست و محاسن رزمندگان را حنا می‌مالید، حنا به خودش نمی‌زد و می‌گفت: محاسن من با خونم خضاب خواهد شد. عاقبت روز ۲۳ دی ماه ۱۳۶۵ در جریان عملیات کربلای ۵ در منطقه شلمچه به شهادت رسید و محاسن سفیدش با خون سرخ خضاب شد
۷