گفت‌وگوی «جوان» با سردار علی ناظری مدیر مسئول انتشارات فاتحان
بیش از ۲۰۰ عنوان کتاب منتشر کرده‌ایم و اکنون حدود ۴۰ عنوان کتاب هم آماده نشر داریم. در خصوص کتاب‌های شاخص می‌توانم به عباس دست‌طلا، سرباز سال‌های ابری، مهتاب خین یا ۱۰ جلد کتاب روایتگری اشاره کنم که سال ۸۹ به عنوان کتاب سال جمهوری اسلامی ایران نیز شناخته شد.
سیری بر باور‌های آزادگان با نگاهی به کتاب «نهال‌های برومند»
بعثی‌ها کینه عمیقی از ایرانی‌ها و شیعیان داشتند و با تمام وجود تلاش می‌کردند تا ایمان قلبی رزمندگان را تضعیف کنند و مانع ارتباط قلبی آنان با اهل بیت و پروردگارشان شوند. اما آنان هر چه بیشتر فشار وارد می‌کردند نتیجه عکس می‌داد و آزادگان را در اعتقادات و باورهایشان راسخ‌تر می‌کرد.
همسر شهید نورخدا موسوی در گفت‌وگو با «جوان» از روز‌های نبودن سید می‌گوید
زندگی آقاسید مصداق حدیث «چنان باش که همیشه زنده‌ای و چنان باش که فردا می‌میری» شده بود. زندگی ایشان در بود و نبود و لبه پرتگاه بود، اما من همیشه به این سوی پرتگاه بیشتر نگاه می‌کردم. من همیشه فکر می‌کردم آقاسید می‌ماند و خدا معجزه‌اش را با بلند شدن آقاسید از روی تخت تکمیل می‌کند، ولی مصلحت به این شکل بود که ایشان این‌گونه از روی تخت بلند شود.
نگاهی به داشته‌های کتاب تحسین‌شده «عباس دست‌طلا»
کار عباس دست‌طلا در جبهه به آنجا می‌رسد که به تعمیر انواع توپ‌های جنگی می‌پردازد. فنی‌کار قابلی است و چون از قوانین مکانیکی سررشته دارد، دم و دستگاه توپ‌ها را هم با کمی ور رفتن بلد می‌شود و آن‌ها را تعمیر می‌کند.
فرمانده ناحیه مقاومت بسیج حبیب بن مظاهر در گفت‌وگو با «جوان»:
گزارش خبرنگار «جوان» از زیارت گلزار شهدای بهشت معصومه (س)
نگاهم را متوجه خودش کرده است. زنی که سعی می‌کند با چادرش جلوی وزش باد و خاموش شدن شمع‌ها را بگیرد. مادر شهید نبود، اما همه تلاشش را کرد تا برای شهید هلال حسین مادری کند.
گفت‌وگوی «جوان» با همرزم اولین فرمانده شهید لشکر زینبیون «زینت‌علی جعفری»
نوبت به شهید زینت رسید که برود. در آغوش گرفتمش. زینت گفت: علی‌آقا فکر می‌کنید من به اتکای این تجهیزات و مهمات به میدان نبرد می‌روم؟ نه، امید من به صاحب‌الزمان (عج) است. ما برای ایشان می‌جنگیم و ایشان ما را تنها نمی‌گذارد.
آزادی هویزه یک قدم رزمندگان را به آزادسازی خرمشهر نزدیک کرد. حدود دو هفته بعد خرمشهر سرافراز با رشادت‌های رزمندگان برای همیشه از دست دشمن اشغالگر آزاد شد.
گزارش خبرنگار «جوان» از حضور در منزل شهیدان قربانی
یک روز همسر شهیدی از من پرسید داغ فرزند سخت‌تر است یا همسر؟ من به او گفتم اولاد جگر آدم را می‌سوزاند، ولی با رفتن همسر، آدم پشتش خالی می‌شود. جایی می‌خواهد برود تنها می‌شود. وقتی حاج‌آقا بود به همراه هم خیلی صله ارحام می‌کردیم.
گفت‌وگوی «جوان» با جانباز عبدالمجید منشی‌زاده برادر ۲ به علاوه ۱ شهید
همه مادرمان را به عنوان مادر سه شهید می‌شناختند و ارج و قرب زیادی برای ایشان قائل بودند. سال‌ها پیش وقتی می‌خواستند قبور شهدا را بازسازی کنند، مادر از ما خواست تا مزار بین حمیدرضا و محمدرضا را برای او آماده کنیم. ابتدا مخالفت کردیم، اما مادر گفت: می‌خواهم وقتی فوت کردم کنار شهدا باشم.
۴