زندگی تا تولد شهید سیدمصطفی موسوی در کتاب «بیست سال و سه روز»
رفتن به سوریه به مهم‌ترین فصل زندگی مصطفی تبدیل می‌شود. او بدون کوچک‌ترین ترس یا نگرانی با روحیه‌ای بالا پا به خاک سوریه می‌گذارد و می‌خواهد مدافع حرم بی‌بی زینب (س) باشد. جنگ در سوریه شدت داشت و تروریست‌ها حتی تا نزدیکی حرم را با موشک می‌زدند.
گذری کوتاه بر زندگی شهید امنیت ایرج ایلانی در گفت‌وگو با همسر و خواهر شهید
ایرج هر بار که از محل کار به مرخصی می‌آمد، مبلغی را بدون منت و پنهانی در جیب پدرش می‌گذاشت. هر قدر که در توانش بود دریغ نمی‌کرد. پدرش این توجهات و عطوفت ایرج را می‌فهمید. دلش خیلی شاد می‌شد. هرجا که می‌نشست برای پسرش دعا می‌کرد. همین دعا‌های خیر بود که بالاخره ایرج را به آرزویش رساند.
گفت‌وگوی «جوان» با برادر شهید شریفی‌نسب که ساعتی بعد از آزادسازی خرمشهر به شهادت رسید
روز سوم خرداد ۱۳۶۱ وقتی رزمندگان اسلام مقاومت عراقی‌های محاصره شده در شهر را شکستند و وارد خرمشهر شدند، من در نزدیک‌ترین حد به خطوط درگیری بودم. صحنه‌هایی از جلوی چشم‌مان عبور می‌کردند که باورکردنی نبود. آن روز من شاهد لحظه باشکوه تسلیم شدن عده زیادی از نیرو‌های دشمن بودم.
روایتی از شهید ابوالحسن آل‌اسحاق از زبان همرزمش
روایت زندگی در ۳ اردوگاه بعثی‌ها در کتاب «شن‌های سرخ تکریت»
آمدن حاج‌آقا ابوترابی وضعیت اسرا را تغییر می‌دهد. روحیه بالای ایشان روی دیگران تأثیر می‌گذارد و وجودش نور را در سراسر اردوگاه پخش می‌کند. «حاج‌آقا آنقدر نزد اسرا محبوبیت داشت که حتی ستون پنجم هم به ایشان احترام می‌گذاشت و هیچ گزارشی از در بیرون نمی‌رفت. عراقی‌ها متحیر مانده بودند که چرا از حاجی که مهره مهمی در اردوگاه است، گزارشی نمی‌رسد.»
آزاده علی علیدوست در گفت‌وگو با «جوان» از برکات حضور سید آزادگان در دوران اسارت می‌گوید
وقتی حاج آقا ابوترابی دست آدم را می‌گرفت یا رو در روی کسی حرف می‌زد آدم با تمام وجود به حرف‌هایش گوش می‌کرد. نگاه آرامی داشتند و به آرامی سخن می‌گفتند و کلامشان کاملاً بر دل می‌نشست. هر کس حرف‌های حاج‌آقا را می‌شنید دلش نرم می‌شد. آقای ابوترابی لطفی از طرف خدا بود تا با آن تجربه، ایمان و اخلاق و علم اسیر شود تا کمک حال آزادگان باشد. در بین کسانی که در اسارت بودند هیچ‌کسی نمی‌توانست نقش آقای ابوترابی را ایفا کند.
روایتی از سردار شهید عباس شعف فرمانده گردان میثم در عملیات فتح خرمشهر از زبان خواهرش
عباس طبق اظهارات همرزمانش فردی دلیر، بی‌باک و اهل توکل به خدا بود. در تمام عملیات‌های شناسایی هیچ نوع سلاحی با خود حمل نمی‌کرد. فقط تسبیح در دست داشت و می‌گفت: این سلاح من است. کوچک‌ترین حرکتی که حاکی از خودنمایی باشد از خودش بروز نمی‌داد.
گفت‌وگوی «جوان» با خانواده شهید مدافع حرم لشکر زینبیون ابرار حسین
صبوری و آرامش مادر شهید در حالی که چند روز از خاکسپاری فرزندش می‌گذرد، برایم عجیب است. نمونه‌اش را در منش و رفتار مادران شهدای دفاع مقدس ایرانی زیاد دیده بودم، اما حقیقت این است که زمان زیادی از جنگ تحمیلی و دفاع مقدس گذشته، اما شهادت ابرارحسین و تشییع و خاکسپاری‌اش همین چند روز پیش بود
گذری کوتاه بر زندگی شهید امنیت و اقتدار جواد ترقی اوغاز
جواد ترقی اوغاز متولد ۲۱ دی ماه سال ۷۴ در روستای تازه اوغاز شهرستان شیروان بود. از آن دست جوان‌های خستگی‌ناپذیری که همه آرمانش این بود از اسلام و امنیت کشور دفاع کند.
برنامه پرده خوانی مصور تاریخ مقاومت فلسطین عنوان برنامه ای است که به مناسبت روز جهانی قدس توسط مدیریت فرهنگی هنری منطقه 11 در بخش صحنه فرهنگسرای قدس برگزار می شود.
۳