خوانشی از کارنامه امنیتی تیمور بختیار پس از 28 مرداد 1332
اکبر دادستان: موقعی که بختیار در پست فرمانداری نظامی تهران قرار گرفت، دستور داد دو خرس قوی هیکل را به پادگان لشکر 2 زرهی مرکز آوردند. او برای گرفتن اعتراف از زندانیان سیاسی، آن‌ها را به قفس خرس‌ها می‌انداخت. حتی دختران و زنان جوان بسیاری را به قفس خرس‌ها انداخت و از تماشای منظره هولناک پنجه کشیدن خرس‌ها به بدن زندانیان بخت برگشته، لذت می‌برد و ارضا می‌شد
حاشیه‌ای بر بازنشر خاطرات سیاسی و مبارزاتی علی جنتی
یادداشت «محمد رضا کائینی» مناسبت سالگرد شهادت آیت الله اشرفی اصفهانی
امروز به لحاظ آنکه سالروز شهادت آیت الله حاج آقا عطاء الله اشرفی اصفهانی است، فرصتی مغتنم به نظر می آید برای روایت یک ناگفته تاریخی. آن مرحوم در سال هزار وسیصد وسی وپنج خورشیدی،از سوی آیت الله العظمی بروجردی به کرمانشاه گسیل گشت و تا پایان حیات آن بزرگ،عهده دار این سمت بود.
«ناگفته‌ها و خاطره‌هایی از سیره اجتماعی و سیاسی چهارمین شهید محراب» در گفت‌وشنود با حجت‌الاسلام والمسلمین محمد اشرفی‌اصفهانی- بخش پایانی
در روز واقعه سه منافق با هم تبانی کرده بودند که به حاج‌آقا حمله کنند. یکی از آن‌ها زودتر از بقیه خودش را در آغوش حاج‌آقا انداخت و متأسفانه آن جوان لباس بسیجی هم پوشیده بود و کسی حدس نمی‌زد که منافق باشد.
یادداشت محمد رضا کائینی درباره مرحوم «سید ابوالقاسم شجاعی»
شجاعی، به تبعیت از استادش فلسفی، در سیاست نیز دستی داشت و منابر مهمی را به نام خود ثبت کرد، از جمله مجلس مهمِ ترحیم جهان پهلوان تختی در مسجد فخرالدوله.
«ناگفته‌ها و خاطره‌هایی از سیره اجتماعی و سیاسی چهارمین شهید محراب» در گفت‌وشنود با حجت‌الاسلام والمسلمین محمداشرفی اصفهانی- بخش نخست
ارتباط پدر با امام تنگاتنگ بود و در مدتی که امام در نجف بودند حاج‌آقا مرتباً وجوهات شرعی را به نحو غیررسمی و با زحمت بسیار خدمت امام می‌فرستادند؛ لذا رژیم چندباری هم ایشان را تهدید کرد که اگر دست از آیت‌الله خمینی برندارید شما را تبعید می‌کنیم و حاج‌آقا هم می‌گفتند: من آماده‌ام هر جایی می‌خواهید بفرستید
«سالیان مبارزه، اختلافات نظری و چگونگی مهار آن» در گفت‌وشنود با طاهره سجادی، همسر مهدی غیوران از مبارزان سال‌های انقلاب
سخت‌تر از شکنجه، شنیدن فریاد‌های دیگران زیر شکنجه بود. گاهی این شکنجه‌ها به‌قدری غیرقابل تحمل می‌شدند که انسان آرزو می‌کرد عزیزانش بمیرند، ولی نجات پیدا کنند. آن‌ها برای شکستن مقاومت من، از شکنجه‌هایی که به آقای غیوران داده بودند، با آب و تاب برایم حرف می‌زدند و می‌گفتند که آقای غیوران در اثر شکنجه و شوک الکتریکی، فلج شده و به حالت اغما رفته است!
«ناگفته‌ها وخاطره‌هایی از واپسین روز‌های حیات و رحلت آیت الله العظمی میرزا محمدعلی شاه آبادی»
روز‌هایی که بر ما می‌گذرد، تداعی گر سالروز رحلت عارف مبارز مرحوم آیت الله العظمی میرزا محمدعلی شاه آبادی است. به همین مناسبت، گفت: وشنودی به شما تقدیم می‌شود که طی آن زنده یاد آیت الله حاج شیخ نصرالله شاه‌آبادی به بازگویی خاطرات خویش واپسین روز‌های حیات ورحلت پدر پرداخته است. امید آنکه مقبول افتد.
«خاطره‌ها و درس‌هایی از عضویت در یک خانواده انقلابی» در گفت‌وشنود با محمدجواد امانی‌همدانی
شهید حاج‌مهدی عراقی برخلاف ظاهر تنومند و بزرگش، دل بسیار رئوفی داشت و به‌شدت مهربان بود و دائم تلاش می‌کرد هر نوع امکانات رفاهی را برای زندانی‌ها فراهم کند و می‌پرسید: «ببینید به چه چیز‌هایی نیاز دارند؟ آیا می‌خواهند با خانواده‌شان تماس بگیرند؟ سعی کنید اصلاً به آن‌ها بد نگذرد». خیلی سفارشِ زندانی‌ها را می‌کرد
نظری بر یک روایت متفاوت از زندگی و کارنامه سیاسی دکتر ابراهیم یزدی
من یک بار پس از یک گفت‌وگوی طولانی با آقای یزدی درباره مسائل روز و ضرورت ادامه همکاری با مسئولان نظام برای حفظ ارزش‌های انقلاب، به ایشان گفتم که: قرآن مجید هنگام برخورد با مشرکین! دستوری می‌دهد که بسیار زنده و ارزنده است و آن نیز گفت‌و‌گو و تعامل در عین اختلافات است.
۴