به بهانه انتشار اثر تاریخی- روایی «من تقی‌زاده هستم»
وقایع روز‌های بیست‌وسوم تا سی‌ام بهمن ۱۳۵۷ در تاریخ انقلاب
در ۲۳ بهمن ۵۷، با وجود صدور بیانیه امام جنگ و گریز در اطراف پادگان‌ها همچنان ادامه داشت. پادگان‌های سلطنت‌آباد و لویزان هنوز در تصرف ارتش بودند و گروه‌های مسلح می‌کوشیدند تا بر این مقاومت فائق آیند. آمار مختلفی از شهدا در ۴۸ ساعتی که گذشت، عرضه شد. دقیق‌ترین آمار مربوط به پزشکی‌قانونی بود که تعداد شهدا را ۶۵۴ نفر و مجروحان را ۲۷۰۳ نفر اعلام کرد.
گفت و گوی منتشر نشده با پوران فرخزاد به مناسبت سالمرگ فروغ
.شرایط حاکم بر فضای فرهنگی جامعه ما نشان می دهد که زندگی وآثار فروغ،همچنان برای علاقه‌مندان ومنتقدان او موضوعی جذاب ودرخورِگفت وگوست، همین است که شاید حرف‌های پوران فرخزاد را جذاب تر کند.
یادداشت «محمدرضا کائینی» به‌مناسبت سالروز درگذشت «فروغ فرخ‌زاد»
تجربه فروغ و کسانی، چون او، نشان می‌دهد که اگر انسان به خودفریبی و دگر فریبی تن نداده باشد، طبیعتا و به پای فطرت و اندیشه، دیر یا زود، به طریق صواب سوق خواهد یافت.
به بهانه بازنشر خاطرات آیت‌الله سیدعلی‌اصغر دستغیب
انقلاب اسلامي ايران به رهبري حضرت امام خميني(قدس‌سره) قيامي الهي بود كه در امتداد خط حركت انبياي عظام و خصوصاً حضرت ختمي مرتبت محمدمصطفي(ص) و ائمه معصومين(ع) به وقوع پيوست
وقایع روز‌های 21 و 22 بهمن سال 1357 در تاریخ انقلاب
تیراندازی در اطراف پادگان نیروی هوایی به اولین ساعات بامداد روز بیست‌ویکم بهمن ماه سال 1357 کشیده شد. مردم در واهمه و هراس از قتل عام همافران بی‌توجه به ساعات حکومت نظامی به خیابان‌ها ریختند و به سمت پادگان نیروی هوایی حرکت کردند
حاشیه‌ای بر انتشار اثر تاریخی «عالمان شیعی و صیانت از سرمایه‌های ملی»
«انقلاب، شیرینی‌ها و رنج‌هایش» در گفت‌وشنود با زنده‌یاد محمد مهرآئین (داودآبادی)
بازجوی اولم کمالی بود که وقتی آمد، دیدم حالش خوب نیست. از من در باره علیرضا زمردیان و قرارمان پرسید که من گفتم خبر ندارم! وقتی اظهار بی‌اطلاعی کردم، مرا به شلاق بستند. وقتی با شلاق به کف پایم می‌زدند، تا مغز استخوانم تیر می‌کشید! او مدتی شلاق زد و بعد خسته شد و رفت و منوچهری آمد...
«روز‌های اقامت امام خمینی در نوفل لوشاتو، نکته‌ها و خاطره‌ها» در گفت و شنود با مهندس اصغر جمالی‌فر
آقای قطب‌زاده حرکاتی می‌کرد که برای بسیاری سؤال‌برانگیز بود. او به هیچ عنوان مسائل مذهبی را رعایت نمی‌کرد. این طیف از افراد، دم از اسلام می‌زدند، اما حرکاتی که انجام می‌دادند زیبنده نبود. به همین خاطر نتوانستند ما را جذب کنند. وقتی مواضع و برخوردهایشان را نگاه می‌کردیم، می‌دیدیم عمدتاً ظاهرسازی می‌کنند.
روایتی از روزهای انقلاب در خاطرات «فضل‌الله فرخ»
فضل‌الله فرخ می‌گوید:یادم هست که امام اجازه نمی‌دادند در مدرسه را ببندیم. ظهر که می‌شد تا فاصله‌ای که می‌خواهد خانم‌ها بیایند ما در را می‌بستیم. تا در را می‌بستیم می‌دیدیم که نوه امام می‌دوید و می‌آمد در را باز می‌کرد. می‌گفتیم: آقا در را چرا باز می‌کنید؟ می‌گفت: امام گفته در بسته نباشد.
۳