یادداشتی از «دکتر رسول جعفریان»
غرب، از دکارت به بعد، و تا امروز که نظریات متعدد گفتمانی و پست مدرن هست، دایما، با انتقاد از ادوار قبلی، پای به مرحله بعدی گذاشته است. و، اما ما، درست از وسط کار وارد شده، به مخاطب خود می‌گوییم، شما غافلید از این که فلان نظریه در زمینه مثلا حس گرایی، پنبه اش در غرب زده شده و دیگر کسی به آن حرف اعتماد ندارد!
بررسی مبانی جهان‌شناسی الگوی پایه اسلامی- ایرانی پیشرفت
همانگونه که در الگوی پایه اسلامی- ایرانی پیشرفت آمده است، این نظام واکنش هستی به رفتار آدمی بر اساس مجموعه‌ای از سنت‌ها محقق می‌شود که قوانین پایه در نظام آفرینش به حساب آمده و تغییرپذیر هم نیستند
امام حسن عسکری به احمد بن اسحاق دو راهکار مهم برای نجات از فتنه‌های عصر غیبت را معرفی فرمود.
بررسی مبانی آنتولوژیک الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت
اصل علیت مبنایی برای شناخت جهان در فلسفه صدرایی و به طور کلی قرائت فلسفی و کلامی از اسلام بوده و ظاهراً این نگرش مبنا در همه حوزه‌های زیرساختی بینش الگوی پیشرفت اسلامی- ایرانی لحاظ شده است
بررسی ماهیت «ایدئولوژی» در نگاه دکتر علی شریعتی
شریعتی نه تنها سرمایه‌داری را به عنوان دشمن اصلی تفکر انقلابی برمی‌شمرد بلکه برخلاف تصور کنونی شکل گرفته از شریعتی، به مارکسیسم نیز به عنوان ایدئولوژی رقیب می‌نگرد که موافقتی با تفکر اسلامی ندارد
حضرت فاطمۀ زهرا(ع) پس از به خاکسپاری بدن مطهر پیامبر اکرم(ص) اشعاری بر بالین پدر خواند.
مرز اسلام و کفر در تفکر شیعه و اهل سنت
در خصوص سوء برداشت میان اهل سنت و شیعه علمایی که باید حقیقت را عرضه می‌کرده‌اند؛ گاه از روی حقد و کینه اطلاعات غلط داده‌اند و مثلاً گفته شده شیعیان «رافضی» هستند و توهین به مقدسات سایر مذاهب جزو اعتقادات آنان است و بدین سان بسیاری از عامه را دچار «استضعاف فکری» کرده‌اند
تحلیل نخستین بند الگوی پایه پیشرفت اسلامی- ایرانی
هر حکومت در نگرش اسلامی به میزانی متعالی و تکامل یافته است که توانسته باشد صفات الهی را در رفتار مردم و کارگزاران خود و نیز مناسبات و ساختار‌های نرم افزاری و سخت افزاری پیاده سازد
زیدآبادی نوشته است: «مطالعۀ مستمر و بی وقفۀ آراء و نظرات متفکران جهانی و تکرار آن‌ها در محیطی دیگر، به نظر من دانشی تولید نمی‌کند و از قضا نگاه ما را نسبت به واقعیت پیرامون‌مان تیره و تار می‌سازد.»
اربعین حسینی نشان از کثرت تکوین در وحدت تشریع دارد. انسان‌ها همچون قطراتی سرگردان و سیل‌آسا به سوی دریا و میعادگاه عشق رهسپارند. جریانی شکل می‌گیرد که همه عوامل ممیز در نگاه مادی و خرد خودبنیاد عقلانی، هضم در وادی اشتراکات دینی و عشق به نماینده‌ای از نمایندگان ثقل کبیر می‌شود. انسان‌های مشتاق سر از پا نشناخته و خود را بی‌اختیار در مسیر این سیل قرار می‌دهند
۱