کد خبر : 114651        زمان مخابره : 19/12/1388        5:46

بررسی‌ مدیریت نظام در حوادث پس از انتخابات
بهترین گزینه کدام بود؟

در آستانه پایان یافتن سال 1388 مناسب است نسبت به نحوه برخورد نظام با حادثه فتنه‌گون هشت ماه گذشته اقدام کنیم و به ارزیابی و تحلیل آن بپردازیم تا افکار عمومی به این قضاوت برسند که آیا آنچه انجام شد بهترین و مناسبت‌ترین گزینه بوده است. یا خیر.

در آستانه پایان یافتن سال 1388 مناسب است نسبت به نحوه برخورد نظام با حادثه فتنه‌گون هشت ماه گذشته اقدام کنیم و به ارزیابی و تحلیل آن بپردازیم تا افکار عمومی به این قضاوت برسند که آیا آنچه انجام شد بهترین و مناسبت‌ترین گزینه بوده است. یا خیر. قبل از پرداختن به مدیریت نظام، ذکر این نکته را نباید فراموش کرد که براساس اسناد غیر قابل تردید، حوادث پس از انتخابات نه براساس نوع حضور احمدی‌نژاد در مناظرات شروع شد و نه نوع واکنش نسنجیده و شتابزده موسوی مولد آن بود. بلکه طرحی بود از قبل انجام شده که فقط دو مسأله در آن پیش بینی نشده بود 1 ـ دستگیری فرماندهان و طراحان (طبق سخن موسوی خطاب به همسر میردامادی) 2 ـ فاصله 11 میلیونی رأی. از این دو مسأله که بگذریم تقریباً برای مراحل و سطوح دیگر، جلسات متعدد برگزار شده بود و مفاهیم مناسب انتخاب و تقسیم وظایف صورت گرفته بود. اما نظام جمهوری اسلامی که به‌رغم حضور 85 درصد مردم نتوانست این افتخار را در دنیا بالای سرخود بگیرد، به رغم مظلومیت، با این حادثه چگونه برخورد کرد؟

1 ـ عدم تلقی بحران از حوادث

اولین اصلی که نظام جمهوری اسلامی برای آن تصمیم گرفت،‌ عدم تلقی بحران از حادثه پدید آمده بود. اگر تلقی بحران می‌شد طبیعتاً مفاهیمی همچون مصلحت نظام و عقب‌نشینی احتمالی و دیگر مؤلفه‌های خاص بحران به کار گرفته می‌شد. آقای موسوی و خاتمی به صورت متواتر از نظام خواستند که از این حادثه تلقی بحران نمایند. موسوی در بیانیه 17 خود می‌نویسد: با صراحت می‌گویم تا تلقی بحران صورت نگیرد، برای رفع آن اقدامی صورت نخواهد گرفت. آقای خاتمی نیز با ادبیاتی به همین مضمون این مطالبه را تکرار می‌کرد. اما عدم تلقی بحران، به مثابه فراگیر نشدن حادثه در کشور بود و نشان دادن این مسأله که کشور، تهران نیست و تهران نیز چند محله نیست. لذا نظام بسیاری از ظرفیت‌های خود را در این حادثه به کار نگرفت.

2 ـ نوع مواجهه رهبری با حادثه

مقام معظم رهبری، امام‌گونه به میدان آمدند، در خطبه 29 خرداد 11 بار انذار دادند و با صراحت بر عدم پذیرش زور تأکید کردند و فرمودند اینجا مصلحت نظام مطرح نیست. اطمینان رهبری به مردم باعث شد راهپیمایی چند صد هزار نفری 25 خرداد به کمتر از 20 هزار و تا دو یا سه هزار، در روزها و ماه‌های بعد تقلیل یابد. صبر رهبری به شفافیت عرصه کمک شایانی کرد. این روش امام (ره) بود.

3 ـ ارائه لیست تک‌تک حوزه‌های انتخابات در سایت

برای اولین بار در طول انقلاب اسلامی کلیه شعب اخذ رأی روستایی و شهری به همراه رأی همه کاندیداها به نمایش درآمد تا مردم میزان رأی هر روستا و هر صندوق شهری را با دوره‌های قبل مقایسه و بر نزدیکی آماری آن با دوره‌های قبل صحه‌گذارند و شائبه تقلب برطرف شود.

4 ـ نوع مواجهه با سران فتنه

افکار عمومی حزب‌الله به شدت خواستار دستگیری و محاکمه سران حادثه بودند اما تدبیر نظام بر آزاد گذاردن آنان و عدم برائت آنان از اقدامات روز قدس، 13 آبان، عاشورا، 16 آذر و ... موجب تنفر بیشتر از آنان و ریزش بیشتر هواداران شد.

قطعاً اگر موسوی در فردای انتخابات دستگیر می‌شد، عده‌ای از خدا بی‌خبر، حرف وی را حرف حقی می‌دانستند که توسط حاکمیت خاموش شد، اما 17 بیانیه و چندین مصاحبه و تهیه روغن چراغ غول رسانه‌ای دشمن توسط وی بسیاری از وفاداران انقلاب اسلامی که به ایشان رأی داده بودند را بیدار کرد. نظام اسلامی نه بازگشت مخفیانه آنان را می‌پذیرد و نه محاکمه آنان را شروع می‌کند. تنها راه بازگشت برای آنان را همان راه رفته شده می‌داند و راه‌‌های میانبر را مسدود کرده است تا مردم در جریان چرایی خروج و بازگشت آنان قرار گیرند.

5- برجسته کردن مواضع ضد نظام و ضد دین

شعارهای ضد انقلاب در روز قدس و عاشورا و ... باعث شد که مردم اینگونه قضاوت کنند که اگر احمدی‌نژاد در مناظرات بد عمل کرد، نباید واکنش آن علیه اصل نظام و انقلاب و ولایت فقیه باشد. بنابراین متوجه شدند که ماجرا فراتر از انتخابات و حواشی آن دنبال می‌شود و ضدانقلاب داخلی پس از سال‌ها کما به برکت یاران دیروز امام (ره) به میدان مبارزه با نظام آمده‌اند بنابراین رسانه ملی در برجسته‌‌سازی انحرافات موفق عمل کرد و مردم نیز نسبت به آنها اعتماد کردند.

6-تفکیک معترضان از آشوبگران

نظام جمهوری اسلامی و تصمیم‌گیرندگان رسانه‌ای و امنیتی آن، مردمی را که از روز 23 خرداد تا 28 خرداد به خیابان‌ها آمدند به عنوان معترض محترم شمردند؛ مردمی که گمان می‌کردند به رأی آنان اجحاف شده است بنابراین نظام اصطلاح آشوبگر و ضدانقلاب را خطاب به آنان به کار نبرد اما کسانی که بعد از تاریخ 30 خرداد به میدان آمدند را مصداق ضد انقلاب تلقی کرد که اقلیتی بی‌ریشه بودند بنابراین اکثریت معترضان محترم شمرده شدند و نظام در اقنای آنان به صورت نسبی موفق عمل کرد.

7- برجسته و مستند کردن دروغ‌ها

حوادث دروغین همچون پروژه 72 تن‌سازی از کشته‌ها،‌تجاوز به زندانیان، همسان‌سازی کشته‌ها با عمار یا سر، کشته شدن ترانه موسوی و سعیده‌پور آقایی و ... از جمله مسائلی بود که نظام و رسانه‌های داخلی نسبت به اثبات دروغ بودن آن موفق عمل کردند و این مسأله در ریزش معترضان و اثبات حقانیت و مظلومیت نظام مؤثر بود.

8- پیروزی در جنگ رسانه‌ای با غرب

غول رسانه‌ای غرب که در حوادث پس از انتخابات شبکه‌های اجتماعی فیس بوک، توییتر، یوتوب و ... نیز به کار گرفته بود، نتوانست نسبت به اعتمادزدایی از نظام اسلامی موفق عمل کند. تمام شگردهای رسانه‌ای غرب و اقدامات سفارتخانه‌های آن توسط نظام مانیتور می‌شد و خلاصه آن به اطلاع ملت می‌رسید. شاخص اصلی برای پیروزی نظام اسلامی بر غرب در جنگ رسانه‌ای، حضور بی‌نظیر مردم در قیام 9دی و 22 بهمن بود، به طوری که رسانه‌های غرب اعتراف کردند جمعیت حاضر در قیام 9 دی تهران، بعد از تشییع جنازه آیت‌الله خمینی (ره) بی‌سابقه بود.

9- ایجاد شکاف بین سران

ورود بخشی از نامه خاتمی به مقام معظم رهبری به رسانه‌ها و خبرنامه محتشمی‌پور به ایشان و ... باعث افزایش سوء‌ظن نسبت به رفتارهای دوگانه در اردوگاه غائله‌آفرینان شد و حسن اعتماد دو طرفه تا حدودی کاهش یافت و تسری این مشی به بدنه اصلاحات نیز موجب استعفا یا اعتراض یا ابراز برائت بخشی از ستادها و نمایندگان حزبی جریان اصلاحات در شهرستان‌ها شد.

10 - محو شدن ادعای تقلب

با گذر زمان در هیچ یک از بیانیه‌ها و مصاحبه‌های موسوی و دیگر سران اصلاحات و بیانیه‌های حزبی آنان حرفی از تقلب دیده نمی‌شود به طوری که موسوی در بیانیه 17 خویش که متأثر از قیام 9 دی صادر شد، از ابطال انتخابات به جوی کوچک راضی می‌‌شود (احتمالاً منظور وی از جوی کوچک، آزادی زندانیان امنیتی است زیرا وی از طریق خانواده‌های آنان تحت فشار و در عین حال شرمنده آنان است) و فقط نظارت قوه قضائیه و مجلس بر دولت را خواستار می‌شود، بنابراین هیچ کس در جبهه اصلاحات حاضر به سخن گفتن درباره تقلب 11 میلیونی نیست.

11- عبور از موسوی

قیام 9 دی و بیانیه 17 موسوی که تحلیل عقب‌نشینی از آن ارائه شد، باعث دستپاچگی فتنه‌گران خارج کشور شد. آنان گمان کردند، فرقه سبز در حال موت است بنابراین به میدان آمدند و مطالبات موسوی در بیانیه 17 را کف مطالبات و محتوای بیانیه خود را سقف مطالبات عنوان کردند و پس از آن نسبت به اعلام تشکیل اتاق فکر جریان سبز در خارج کشور اقدام و جریان سبز را جریانی پلورالیسم (همه گروه‌های ضد انقلاب) خواندند و این چنین بود که تجربه عبور از خاتمی تشابه‌سازی شد و عبور از موسوی و انتقال فرماندهی به خارج از کشور کلید خورد.

12- اصلاح نسبی مواضع هاشمی

مواضع هاشمی که مورد حمایت سران و جریان فتنه بود به تدریج رو به اصلاح‌گرایید و در سخنان ایشان که در اجلاسیه اخیر خبرگان ایراد شد، با صراحت بر مرزبندی وفاداران انقلاب با ساختارشکنان تأکید شد. هاشمی رهبری را محور وحدت نامید و خواستار پایان دادن به تفرقه شد. سخنان هاشمی را (اگر تاکتیک نباشد) باید در راستای نوع مدیریت نظام تلقی کرد که مرزبندی‌ها شفاف‌تر و دو‌پهلوگویی‌ها خاتمه یافته تلقی شد.

13- عدم تأثیر حوادث پس از انتخابات در پرونده هسته‌ای

دنیای غرب و آمریکا گمان می‌کردند که نظام جمهوری اسلامی ایران ‌متأثر از حوادث پس از انتخابات در پرونده هسته‌ای از حق خود عقب‌نشینی خواهد کرد و قادر نخواهد بود در دو جبهه بجنگد اما موضع مقتدرانه نظام در تأسیس 10 مرکز هسته‌ای در کشور و غنی‌سازی 20 درصد اورانیوم جهت مرکز تحقیقاتی تهران و ... نشان داد که نظام جمهوری اسلامی ایران ذره‌ای از حوادث پس از انتخابات متأثر نشده و با شدت و حدت از حق اعلام شده خود در مسأله هسته‌ای دفاع خواهد کرد.

14- سازماندهی حضور میلیونی
فراخوانی مردم توسط نظام به فاصله 48 ساعت بعد از عاشورا و حضور بی‌نظیر مردم نشان داد که نظام قدرت سازماندهی توده مردم را در کمترین زمان ممکن دارد و مردم همچنان به نظام اعتماد و جهت اعلام حضور در صحنه‌های مختلف آماده‌اند. بنابراین مردمی بودن نظام اسلامی مجدداً به رخ جهانیان کشیده شد، اگر مدعیان مردم‌سالاری در داخل و خارج کشور این حقیقت را درک کنند.

دانلود فیلم

دانلود فایل ضمیمه

  انتهای خبر / پایگاه اطلاع رسانی جوان / کد خبر 114651


اخبار مرتبط

ارسال نظر

نام:
ایمیل :
 
نظر شما :

نظرات ارسال شده

 

تبلیغات

hit counter